هنگام ورود به شهر، با نیروهاى مسلح ابن زیاد بـرخـورد كـرد و در پـى یـك گـفت و گوى لفظى شدید...

دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
«مختار» از تولد تا قیام
به نام خدا «مختار» از تولد تا قيام هنگام ورود به شهر، با نيروهاى مسلح ابن زياد بـرخـورد کـرد و در پـى يـک گـفت و گوى لفظى شديد... تصوير: آرامگاه مختار ثقفي در کوفه تولد مختار ابو اسحاق، مختار بن ابي عبيد ملقب به کيسان، در سال اول هجري به دنيا آمد. دقيقا در سال اول هجري! لقب لقب مختار «کيسان» به معني زيرک و تيزهوش بود که قبيله کيساني را منسوب به او دانسته اند. در روايتي نقل شده است که اين لقب را اميرالمومنين عليه السلام به او دادند. خانواده مختار مادر او چنان که در تاريخ اشاره شده است زني باهوش، صاحب عقل و داراي فصاحت و بلاغت بود. نقل شده است که مادر مختار وقتي او را حامله بود در خواب ديد که بشارت پسري شجاع را به او مي دهند او همچنين بعد از تولد مختار خوابي مشابه در مورد او ديد. هنگامي که ارتش اسلام براي جنگ با ارتش کسري از مدينه به طرف عراق و ايران حرکت کرد، فرماندهي اين لشکر از طرف خليفه دوم به ابوعبيد، پدر مختار واگذار شده بود. ابوعبيد، مختار را نيز براي جهاد در اين بسيج شرکت داد و بدين وسيله مختار 13ساله از جمله رزمندگان شد که براي اولين بار درجنگي عظيم شرکت مي کرد. پدر و دو برادر مختار در جنگ با ايران در روزي که به يوم الجسر معروف است کشته شدند و مختار که در آن زمان 13 سال داشت تحت تکفل عمويش سعد ثقفي در آمد. سعد از طرف حضرت امير عليه السلام فرماندار مداين شد و تا زمان امام حسن عليه السلام بر اين سمت بود و به‌ دليل حسن سلوک و رفتار نيکويش با مردم محلي شهرت داشت. او همچنين يکي از فرماندهان سپاه اميرالمومنين در جنگ صفين بود. مختار نيز به همراه عمويش به مداين رفت. مختار خواهري داشت به نام صفيه که اين خواهر بعدا با عبدالله ابن عمر پسر خليفه دوم ازدواج کرد. و همين عبدالله بواسطه احترامي که عرب براي او قائل بودند دو بار باعث ازادي مختار از زندان شد. همسران مختار همسران مختار به نام‌هاي عُمره، دختر نعمان ‏بن بشير انصاري و ام‏ثابت، دختر سمرة ‏بن جُندَب بودند که هنگام دستگيري، از لعن او سر باز زده و گفتند: «چگونه از مردي بيزاري بجوييم که به ربوبيت خدا معترف، روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود. خونش را در راه خدا و رسول و براي کشتن قاتلان فرزند پيامبر و اصحاب و ياران آن بزرگوار، بذل کرد و خداوند وي را بر آن نامردمان مسلّط ساخت و با کشتن آنها دل‌ها را شفا داد.» به فرمان عبدالله ‏بن زبير آن دو زن، بين لعن مختار يا مرگ مخيّر شدند... پدر عمره، نعمان‏بن بشير انصاري همان کسي بود که پيراهن عثمان را به شام برد و در جنگ صفين در کنار معاويه و عليه امام شمشير زد و از طرف معاويه و فرزندش يزيد، والي بود. خداوند از چنين پدري منحرف، چنين دختري با ايمان به دنيا آورد. محل زندگي مختار او از مردم شهر طائف و از قبيله بني ثقيف بود که در خلافت عمربن الخطاب، همراه پدرش به مدينه رفت. مختار در زمان خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام، با آن حضرت در عراق بود و بعد از شهادت حضرت، در بصره ساکن شد. مختار و دعوت امام حسين عليه السلام در سال 61، زماني که مسلم بن عقيل عليه السلام به کوفه آمد تا براي حضرت ابا عبدالله عليه السلام بيعت بگيرد، او اولين نفري بود که با مسلم عليه السلام پيمان بست، سپس خانه اش را در اختيار مسلم قرار داد تا در آنجا، مسلم از مردم بيعت بگيرد. هنگام دستگيرى مسلم و هانى، مختار در کوفه نبود و او براى جذب نيرو به اطراف شهر رفته بود و وقتى خبر ناگوار دستگيرى مسلم را شـنـيـد، بـا جمعى از افراد و يارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نيروهاى مسلح ابن زياد بـرخـورد کـرد و در پـى يـک گـفت و گوى لفظى شديد، بين آنان و مختار و افرادش، درگيرى پـيـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زيرا مقاومت را به صـلاح نـديـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گويند تا ببينند چه پيش خواهد آمد. مختار به حمايت عمرو نزد ابن زياد رفت. وقـتـى چـشـم ابـن زياد به مختار افتاد، فرياد زد: تو همانى که به يارى پسر عقيل شتافتى؟ مختار قسم ياد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حريث به سر بردم. ابن زياد که عصبانى بود، عصاى خود را محکم به صورت مختار کوبيد، به طورى که از نـاحيه يک چشم صدمه ديد. عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بـه وى پناهنده شده است. ابن زياد کمى آرام گرفت و گفت: اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را مى‌زدم. و دستور داد مختار را به زندان افکندند. مختار همچنان در زندان بود تا امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد. قيام مختار وي پنج سال بعد از حادثه خونين کربلا و يکسال بعد از نهضت «توابين» با هدف خونخواهي حضرت سيدالشهدا عليه السلام و انتقام از قاتلان شهداي کربلا قيام کرد. 14 ربيع الاول سال 66 هـ ق، در کوفه به پا خاست و عبدالله بن مطيع را که کارگزار عبدالله بن زبيربود بيرون کرد. قيام و جهت گيري اصلي جنبش مختار با شعار «يا منصور امت» و «يا لثارات الحسين» بود. درگيري هاي سختي در محله ها و ميدان هاي کوفه شد، گروههايي کشته و گروههايي تسليم شدند و مختار وارد قصر کوفه شد. اشراف کوفه با او بيعت کردند. اغلب سپاه مختار از موالي ايراني بودند. مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نيروهايي به اطراف فرستاد تا هم در مناطق ديگر غالب شده و هم جنايتکاران آنجا را به کيفرشان برساند. مدتها اين تحرکات و نبرد با طرفداران بني اميه به طول انجاميد. ايرانيان در قيام مختار پيوستن نيروهاي ايراني به مختار چندان دامنه دار بود که وقتي سفيري از شام براي مذاکره با ابراهيم بن مالک اشتر وارد اردوي سپاه مختار شد، از زماني که از دروازه اردو گذشت تا وقتي که با خودِ ابراهيم مذاکره کرد، يک کلمه عربي نشنيد. به همين دليل هم به تدريج گروه‌هاي عربي که هوادار وي بودند و به سنت جاهلي اشرافيت اعراب باور داشتند، به تدريج از گرد او پراکنده شدند. تصوير: آرامگاه مختار ثقفي در کوفه نظر ائمه عليهم السلام درباره قيام مختار از مجموع قرائن و روايات به دست مي آيد که خروج و قيام مختار، مورد رضايت خداوند و چهارده معصوم بوده است و شواهد زيادي بيانگر اين امر است. مثلا يکي از قرائن اين است؛ زماني که ميثم تمار به همراه مختار در زندان به سر مي برد، ميثم به او خبر داد که او بر عليه قاتلين کربلا قيام خواهد نمود، بي شک اگر قيام او مورد رضايت اهل بيت عليهم السلام نبود، ميثم اين امر را به مختار گوشزد مي کرد. از ظاهر برخي ديگر از روايات به دست مي آيد که قيام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد عليه السلام بوده است. از جمله اين روايات، اجازه اي است که وي از محمد بن حنفيه گرفته است. ممکن است گفته شود اجازه از محمد حنفيه دليل بر رضايت ائمه از قيام او متار نمي شود، ولي با توجه به اينکه از طرفي، مختار مي دانست هر گونه حکومت و سياستي جز به فرمان معصوم صحيح نيست، و از سوي ديگر با توجه به شخصيت و تقواي محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنين کاري را صادر نمي کند، و عدم اذن مستقيم از امام عليه السلام به خاطر رعايت شرايط تقيه بوده است؛ او براي گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفيه مي رود، در اين ديدار محمد بن حنفيه او را به تقوا سفارش مي کند و با رعايت شرايط تقيه، سخناني مي گويد که مختار از آن، اجازه براي قيام مي فهمد و با توجه به شخصيت معنوي محمد بن حنفيه، مي توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد بوده است. نويسنده: محمدعلي روزبهاني، گروه حوزه علميه تبيان تنظيم: رهنما، گروه حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها