اگرچه سوم خرداد سال گذشته دوره رياست پنج‌ساله عزت‌الله ضرغامي بر سازمان صداوسيما به‌پايان رسيد ..........

پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
250 روز عملكرد آقاي رئيس
250 روز عملكرد آقای رئیس اگرچه سوم خرداد سال گذشته دوره ریاست پنج‌ساله عزت‌الله ضرغامی بر سازمان صداوسیما به‌پایان رسید، اما رهبر معظم انقلاب 167 روز بعد چیزی بیش از 5ماه‌ونیم پس از پایان دوره اول ریاست، حكم انتصاب مجدد ضرغامی را برای دوره‌ای دیگر صادر فرمودند. حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای در حكم خود، 2بار به مدت پنج‌ساله دوره قبلی ضرغامی اشاره فرموده‌اند ولی برای دوره جدید مدتی معلوم نكرده و صرفا آورده‌اند كه «برای دوره‌ای دیگر شما را به ادامه این كار سنگین و حساس می‌گمارم». در همین حال در پی انتظارات و رهنمودهایی كه ایشان در حكم خود آورده‌اند، در آخرین جمله این حكم آمده است: «انتظار دارد نشانه‌های این تحول در اولین سال مسئولیت جنابعالی مشاهده شود». كمتر از 4ماه دیگر اولین سال ریاست عزت‌الله‌ضرغامی بر سازمان صدا و سیما پس از حكم مجدد مقام معظم رهبری به‌پایان می‌رسد. آیا نشانه‌های تحولی كه رهبر معظم انقلاب از رسانه‌ ملی انتظار داشتند، در این مدت برآورده شده است؟ 16 آبان سال 88، مقام معظم رهبری، برای دوره‌ای دیگر ریاست سازمان صداوسیما را به عزت‌الله ضرغامی سپردند و در حكم خود رهنمودهای ارزنده‌ای برای سكانداری این رسانه گسترده و فراگیر ارائه فرمودند. در حكم رهبر انقلاب، سفارش اساسی ایشان، نزدیك‌كردن و رساندن رسانه ملی به طراز رسانه‌ای است كه دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد. دین، كالایی برای ویترین شبكه های مختلف سازمان صداوسیما در مناسبت‌های گوناگون یا حتی به‌صورت روتین به پخش برنامه‌های دینی مبادرت می‌ورزند. در بیشتر این برنامه‌ها یك سخنران یا كارشناس مذهبی در كنار یك مجری به تبیین مسائل دینی می‌پردازند اما با وجود این همه برنامه دینی، آیا رسانه ملی، رسانه‌ای است كه دین در آن بارزترین نمود را داشته باشد؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ به این سؤال منفی است، چرا كه سوای این برنامه‌ها، ردپایی دیگر از دین در این رسانه فراگیر دیده نمی‌شود. غیر از این هیچ‌گاه برنامه‌های دینی یادشده در زمره پربیننده‌ترین تولیدات سازمان محسوب نشده و این نشان می‌دهد كه مسئولان صرفا برای برآورده‌كردن توقعات و خالی‌نبودن عریضه، اینگونه برنامه‌ها را در جدول پخش شبكه‌های گوناگون می‌گنجانند. به تعبیری دیگر برنامه‌های مختلف دینی تنها برای بالابردن بیلان كاری مدیران بوده كه گزارش دهند، فلان تعداد دقیقه برنامه مذهبی روانه آنتن كرده‌اند و با این كار حساسیت‌ها را كم كنند اما اینكه باور دینی و سبك زندگی دین‌مدارانه را در برنامه‌های دیگر به خصوص تولیدات نمایشی قرار دهند، هیچ اصراری ندارند. فرهنگ‌سازی مهم‌ترین ویژگی رسانه به‌خصوص تلویزیون است و مسلما به‌صرف شعار و تظاهر نمی‌توان انتظار داشت فرهنگ دینی به زندگی مردم وارد شود. حجم گسترده‌ای از انتقادات همچنان متوجه سازمان صداوسیماست كه سعی ندارد دین را به‌عنوان یك فرهنگ به مخاطبان خود عرضه كند و رفتار اجتماعی بینندگان یا احیانا شنوندگان خود را براساس آن شكل دهد. از سوی دیگر حتی چهره‌هایی كه به‌عنوان كارشناس مذهبی در صداوسیما فعالیت می‌كنند، انگشت‌شمارند و گاهی با رویكردهای مشخص به ارائه مفاهیمی می‌پردازند كه بیشتر به دیدگاه شخصی و جناحی‌شان بازمی‌گردد و همان مفاهیم به‌زعم بسیاری از اهل علم محل مناقشه و تردید است. این درحالی است كه در همین تهران جلسات دینی و مذهبی بسیار پربار و ارزشمندی برگزار می‌شود كه فراگیری آن موجب افزایش سطح آگاهی‌های علمی و اخلاقی جامعه می‌شود اما سازمان صداوسیما از كنار آنها به‌راحتی می‌گذرد و در عوض كسانی را به‌عنوان شخصیت‌های دینی، چهره‌سازی می‌كند كه شاید چندان از نظر حوزه‌های علمیه، مقبول نباشند. بی‌تردید دین در رسانه ملی صرفا به زینت‌المجالس و كالایی ویترینی تبدیل شده كه كاركرد ناچیزی در زندگی دارد یا حداقل در برنامه‌های پربیننده‌تر و تولیدات نمایشی راه‌نمی‌یابد. از این منظر رئیس سازمان صداوسیما نتوانسته انتظار جامعه دینی را برآورده كند و نمره قبولی به‌دست آورد. اخلاق، كیمیای فراموش شده اگر از مسئولان صداوسیما خواسته شود كه درباره اخلاق در رسانه ملی نظر دهند با افتخار از حذف صحنه‌های‌ غیراخلاقی در سریال‌های خارجی می‌گویند یا عدم نمایش شرب‌خمر یا پیدانبودن موی بازیگران زن و آرایش نداشتن آنها در برنامه‌های ایرانی. اما آیا محدوده اخلاق صرفا به این چارچوب ختم می‌شود؟ همانطور كه رهبر معظم انقلاب در دیدار خود با هنرمندان فرمودند، تأثیر‌گذاری و جایگاه برنامه‌های نمایشی امروز، در تلویزیون بیش از گذشته است و فرهنگ‌سازی عمومی از این طریق انجام می‌شود ولی با نگاهی به مجموعه‌های تلویزیونی كه در این یكی، دو ساله ساخته شده‌اند، درمی‌یابیم كه هیچ‌گاه اخلاق به شكل فراگیر آن یعنی مجموعه رفتارهای ساده و روزمره كه از منظر همه فارغ از دین و مذهب و قومیت و ملیت قابل‌قبول باشد، در این تولیدات جایگاهی نداشته است و به‌جای آن دروغ، پشت‌هم‌اندازی، غیبت، بدزبانی و كلی رفتار ناپسند مشابه به شكل غیرمستقیم و گاه مستقیم در این برنامه‌ها ترویج می‌شود. در ذهن خود مرور كنید و ببینید در كدام سریال اخیر تلویزیون شخصیت‌ها به هم دروغ نگفته‌اند؟ جالب اینكه در بیشتر موارد ناراستی برخلاف تمام آموزه‌های اخلاقی و دینی راهی برای فرار از موقعیت‌های خطرناك تلقی می‌شود و كاراكتر سریال با دروغگویی و كژگویی عاقبت‌به‌خیر هم می‌شود! از سوی دیگر خارج از برنامه‌های نمایشی، حرمت و آبروی افراد به‌خصوص در یكی، دو ساله اخیر اساسا جایگاهی در برنامه‌های صداوسیما نداشته و گاه به‌طرز غریبی افراد در این ساخته‌های رسانه ملی لجن‌مال می‌شوند. لزوما این بی‌اعتنایی به آبروی اشخاص به برنامه‌های سیاسی بازنمی‌گردد كه حتی در برخی آثار اجتماعی نیز افرادی بی‌آبرو می‌شوند. این درحالی است كه در كشورهای دیگر سعی دارند با انواع و اقسام راه‌ها اخلاق را در ساخته‌های نمایشی خود ترویج كنند؛ نمونه‌اش همین سریال‌های كشور تركیه كه اتفاقا در چند سال اخیر از تلویزیون خودمان نیز زیاد پخش شده است. متأسفانه از منظر اخلاق نیز رسانه ملی نه‌تنها نتوانسته نمره قبولی كسب كند كه از نگاهی تبدیل به رسانه‌ای شده است كه بدبختانه بی‌اخلاقی، بارزترین نمود آن شده است. امید، گوهر نایاب در دوره ركود و بحران (دهه‌های40 و50 آمریكا) ژانر موزیكال برای امیددهی به مردم به سینماها راه یافت. در آن سال‌ها هنرمندانی چون چارلی چاپلین تقریبا همیشه در جاده‌ای بی‌انتها رو به خورشید فیلم‌هایشان را به پایان می‌بردند كه نشانه‌ای از امید بود و می‌رفتند تا فردایی بهتر بسازند. یك بار دیگر در ذهن‌تان سریال‌های اخیر تلویزیون را مرور كنید تا ببینید كدامشان مبلغ امید هستند! یك‌سری از تولیدات خوش‌سرانه كه به اسم طنز ارائه می‌شوند كلا بی‌مغزتر از آن هستند كه بخواهند مفاهیم ارزنده‌ای چون امید را رهنمون باشند. بیشتر این تولیدات با چسب و سریشم واهی تصادف و شانس و تحول‌های لحظه‌ای اساسا ترویج‌دهنده هیچ موضوعی جز وقت‌گذرانی و سبك‌سرانه گرفتن زندگی نیستند. آنها به كنار، در دیگر تولیدات و برنامه‌هایی كه روی آنتن می‌رود، چند درصد به قتل و جنایت و آدمكشی می‌پردازد و در مقابل چه حجمی از محصولات رفته بر آنتن، برنامه‌دهنده به زندگی هستند و امید می‌بخشند؟ نمره امیدبخشی رسانه ملی را به مخاطبان گسترده آن واگذار می‌كنیم. آنها امتیاز بدهند! آگاهی، دایره بسته یكی از مؤثرترین كاركردهای رسانه آگاهی‌بخشی به مخاطبان است. مسلما این آگاهی صرفا با برنامه‌های آموزشی كه مستقیما نقش استاد و شاگرد را میان تولیدكنندگان محتوای رسانه و پیام‌گیرندگان بازی می‌كند، تأمین نمی‌شود. آگاهی‌بخشی مانند بسیاری از مسائل دیگر در قالب‌های غیرمستقیم بیشتر آموزش می‌دهد. رسانه ملی در این مورد نیز باز، رو بازی كرده و برنامه‌های آموزشی مختلفی روانه آنتن می‌كند. با این كار هم با هزینه كمتر، جدول پخش خود را پر می‌كند و هم بیلان كاری مدیران خود را بالا می‌برد كه در این مورد نیز با عدد و رقم‌های بی‌كیفیت، پز بدهند كه فلان دقیقه صرف آموزش در رسانه ملی كرده‌اند. در حالی كه عمده آگاهی‌بخشی رسانه در تولیدات نمایشی است كه با حلقه كوچك تهیه‌كنندگان و سازندگان در تلویزیون، عملا چنین فرصتی از دست رفته است. فلان كارگردان و بهمان تهیه‌كننده به شكلی سری‌دوزی در حال تهیه سریالند و این موضوع علاوه بر تهی‌شدن محتوای تولیدات همه آنها را شبیه هم كرده است. قصه‌ها، هنرپیشه‌ها، لوكیشن‌ها، همه و همه شبیه هم در می‌آیند تا حتی ساده‌ترین محتوا و آگاهی‌دهی‌ها نیز به باد فراموشی برود. غیر از این، حوزه آگاهی‌هایی كه مردم باید از آن اطلاع داشته باشند از دید مسئولان رسانه ملی دایره‌ای بسته و محدوده‌ای كوچك است كه بیش از آن برای مخاطبان حرام تلقی می‌شود. نمونه‌های زیادی می‌توان یافت كه پدیده‌های اجتماعی از منظر سفارش‌دهندگان تلویزیونی، موضوعات ممنوعه محسوب شده و درباره آنها سخن نرفته است؛ پدیده‌هایی چون اعتیاد ایدز و معضلاتی از این دست كه هیچ‌گاه سعی نشده به مخاطب به شكلی صحیح در این زمینه آموزش داده شود. در حالی كه لاپوشانی و نادیده‌گرفتن آنها موجب دامن زدن و بالابردن زمینه‌های ارتكاب‌شان را فراهم می‌آورد. نمره این بخش ریاست سازمان صدا و سیما نیز ناگفته پیداست. مگر این چند روزه دریابی حدود دوسوم از مهلت مقام معظم رهبری به رئیس سازمان صدا و سیما سپری شده است و نشانه‌های تحول در این زمینه كمتر به چشم می‌آید. نكات دیگری كه رهبر معظم انقلاب در حكم خود به آقای ضرغامی به آن اشاره كرده‌اند نیز جای سخن فراوان دارد كه در این مجال نمی‌گنجد اما هنوز به هر حال زمان باقی است و می‌توان در این مدت كوتاه جبران مافات كرد. تنظیم برای تبیان: مسعود عجمی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها