اگر وجود دوربین عکاسی بدون سازنده دانا و توانا معقول نیست، دستگاه چشم انسان به طریق اولی سازنده دانا و توانا می خواهد

دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
مبلغ و شیوه های بیان عقاید
مبلغ و شيوه هاي بيان عقايد اشاره: در قسمت قبل به اهميت و حساسيت روزافزون مقوله تبليغ ديني و پيوند عميق آن با حوزه هاي مختلف علوم و روش هاي نو آمد بويژه در عرصه اطلاع رساني اشاره کرديم و گفتيم که قصد داريم در راستاي رسالت خطير خويش، يعني پاسداشت از انديشه قويم ديني و تبليغ بايسته آن از مآخذي همچون کتب، مجلات، ره توشه ها، گفتمان ها، همايش ها و گمانه زني هاي تبليغي اثري موضوعي پديد آوريم تا ضمن ساماندهي به تجارب و ديدگاههاي مبلغان محترم، چگونگي عرضه فرهنگ تبليغ را به گونه اي درخور شکل دهيم تا هر يک از عناصر علمي اين مجموعه در جاي خود سامان يابد و مراجعه به آن ميسر گردد. اينک بخش دوم اين مجموعه تقديم مي گردد. مبلغ و شيوه هاي بيان عقايد مقدمه: - معارف دين اسلام داراي ويژگيهايي است: 1- عميق و گسترده است; 2- دقيق است; 3- جاذبه دار است; 4- استقبال مردم را به همراه دارد; 5- مطابق فطرت است. - مبلغ بايد در بيان عقايد عميق، دقيق، وسيع، مطابق با فطرت و جاذبه دار سخن بگويد. - پيامهاي خداوند که مبلغان الهي مامور ابلاغ آن هستند، عبارت است از: عقايد حقه، اعمال صالحه، اخلاق فاضله. - مرحوم طبرسي در تفسير آيه «فلا تطع الکافرين و جاهدهم به جهادا کبيرا» (1) مي فرمايد: «آيه ياد شده دلالت مي کند که جهاد متکلمان الهي در حل شبهه هاي مخالفان، از برترين و بزرگ ترين جهادها در پيشگاه الهي است.» (2) - عقيده مبنا و سرچشمه اخلاق و رفتار است. - نخستين مطلبي که پيامبران الهي مردم را به سوي آن دعوت مي کردند، خداپرستي و توحيد بوده است. کسي نزد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله آمد و خواست تا پيامبر صلي الله عليه و آله از شگفتيهاي دانش به او بياموزد. پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود: «در مورد سرآمد دانشها چه اندازه آگاهي داري که از شگفتيهاي دانش مي پرسي؟ آن مرد گفت: سرآمد دانشها چيست؟ پيامبر پاسخ داد: «معرفة الله حق معرفته; شناخت خدا به گونه اي که شايسته اوست.» (3) امام علي عليه السلام مي فرمايد: «معرفة الله علي المعارف.» (4) شيوه هاي بيان عقايد - تبيين موضوع بحث - اقامه دليل و اثبات مدعا انواع دليل: 1 - دليل عقلي محض که هر دو مقدمه آن عقلي است; مانند: برهان وجوب و امکان. 2- دليل عقلي غير محض که در آن مقدمه کبرا عقلي و مقدمه صغرا غير عقلي است; مانند: برهان نظم. 3 - دليل نقلي; مانند: بحث معاد و امامت. برخي از مسائل اعتقادي را جز از طريق وحي نمي توان اثبات کرد، زيرا از مسائل غيبي است و فراتر از درک عقل است; مانند: حوادث قيامت. راه نقل منحصر در وحي نيست. بلکه از طريق نقل غير وحي نيز مي توان برخي از عقايد ديني را اثبات کرد، البته در صورتي که نقل متواتر باشد; مانند: معجزات پيامبر. در اثبات برخي از عقايد، به اقوال و آراء متخصصان علوم مختلف مي توان استناد کرد، چون اگر مفيد يقين هم نباشد، به عنوان دليل اقناعي سودمند است. مثلا روانکاوان مي گويند: حس مذهبي يکي از ابعاد اصيل روح انساني است; پس خداگرايي فطري است. شکل ظاهر و ساختار منطقي دليل از سه صورت بيرون نيست: قياس، استقراء و تمثيل. قياس: استدلال از کلي به جزئي است. مانند: هر چه حادث است، پديد آورنده مي خواهد. پس جهان آفريننده دارد. استقراء: استدلال از جزئي به کلي است - در علوم طبيعي از همين روش استفاده مي شود - يعني، پس از آزمايش يک فرضيه در موارد مختلف و يقين به درستي آن، به صورت قانون کلي شناخته مي شود. اين روش در الهيات و اثبات عقايد ديني، کاربرد چنداني ندارد. در زندگي روزمره افراد از اين روش نيز استفاده مي شود. استقراي مورد استفاده در زندگي از نوع استقراي سطحي و غيردقيق است ولي استقراي علمي، دقيق و منطقي است. تمثيل: استدلال از جزئي به جزئي است و اين در صورتي است که حکم چيزي را مي دانيم واز طريق آن، حکم چيز ديگري را که همانند آن است، به دست مي آوريم. اين روش در زندگي روزمره بيشتر کاربرد دارد. بايد دانست تمثيل در صورتي مفيد يقين و علم است که وجه شبه ميان اصل و فرع، علت حکم (اصل) باشد، که در اين صورت به استناد قانون عليت، حکم فرع نيز ثابت مي شود. مثلا علت حرمت شراب، مسکر بودن است. پس کشمش مسکر نيز حرام است. فرض ديگري که مي توان از تشبيه به عنوان يک طريق علمي استفاده کرد، آن است که آنچه حکمش را نمي دانيم، نسبت به آنچه حکم آن را مي دانيم از اولويت برخوردار باشد. اين روش استدلال را «قياس اولويت » مي نامند. مثلا، اگر دانش آموز پاسخ مسئله را مي داند، استاد او به طريق اولي مي داند. اگر پيامبران عليهم السلام مي ميرند، غير پيامبران به طريق اولي مي ميرند. اين روش که از جزئي به جزئي استدلال مي شود، نوعي از تشبيه است. اين روش در علم کلام و الهيات رايج است. مثال: اگر وجود دوربين عکاسي بدون سازنده دانا و توانا معقول نيست، دستگاه چشم انسان به طريق اولي سازنده دانا و توانا مي خواهد. تذکر: تمثيل و تشبيه دو نوع است: 1- اثباتگر، 2- تمثيل توضيح گر که جنبه تبييني دارد; يعني مطلبي که برهان عقلي يا نقلي دارد، از طريق تمثيل و تشبيه تبيين مي گردد. اين روش در بيان معاني عقلي و نامحسوس بسيار مفيد و ضروري است و در قرآن و احاديث بسيار به کار رفته است. نکته مهم: در تمثيل توضيح گر نبايد مثال به گونه اي باشد که تصوير نادرستي از واقعيت را در ذهن مخاطب ترسيم کند. مثلا، در بحث توحيد نبايد از مثال دو راننده و يک ماشين براي دانش آموز استفاده کرد زيرا دانش آموزان ديده اند که دو راننده يا بيشتر، به نوبت يک ماشين را مي رانند و مشکلي پيش نمي آيد. در اين مورد مي توان از مثال يک نقاشي و دو نقاش، يک انشا و دو نويسنده و ... استفاده کرد و چنين گفت: اگر عالم دو ناظم داشت، نظم نمي داشت و هماهنگ نمي بود. - اعتراف به عجز در پاسخ بعضي سؤالات، از پاسخ نادرست دادن بهتر است. - استدلال از نظر ماده و نوع مواد و گزاره اي که در آن به کار مي رود، بر پنج قسم است: برهان - جدل - خطابه - شعر - مغالطه برهان: استدلالي است که از مقدمات يقيني تشکيل شده و هدف از آن اثبات حقيقت است. جدل: استدلالي است که از مقدمات مشهور و مسلم تشکيل شده و هدف از آن الزام است (طرف نتواند نتيجه استدلال را انکار کند). خطابه: استدلالي است که از مقدمات مقبول و مظنون تشکيل شود و هدف از آن، اقناع است. شعر: استدلالي است که از قضاياي تخيلي تشکيل مي شود و شامل (مجاز، استعاره، کنايه و تشبيه) است که در روان و احساسات شنونده تاثير مي گذارند، نه بر عقل و انديشه او. مغالطه: استدلالي است که از قضاياي شبيه به مشهورات يا يقينيات - يعني قضاياي مشبهه - تشکيل مي شود. اين قضايا در حقيقت از قوه وهم سرچشمه مي گيرند. به عبارت ديگر، قوه وهم که معاني جزئي را درک مي کند، گاهي احکام کلي صادر مي کند; احکامي که در شان عقل است. در اثر اين مرز ناشناسي قوه وهم، قضاياي مشابه مشهورات يا يقينيات پديد مي آيد. لذا مشبهات و وهميات را مواد مغالطه دانسته اند. مثال: اين حکم کلي عقلي که «هر موجود جسماني، مکان مي خواهد.» درست است و اين حکم جزئي وهمي که «فلان موجود جسماني، مکاني مي خواهد.» نيز درست است ولي حکم به اين که هر موجودي مکان مي خواهد، نادرست است. اين نادرستي را عقل درک مي کند. زيرا موجود غير مادي مانند خدا نيازمند به مکان نيست ولي قوه وهم قادر بر چنين تفکيکي نيست و نيازمندي به مکان را در مورد خدا هم جاري مي کند. در قرآن به سه چيز به عنوان روش دعوت اشاره شده است: حکمت، موعظه حسنه، جدل. (نحل / 125) . - جدل: سخني است که گفتار طرف مقابل را مردود و راي او را باطل مي سازد و رايج ترين نوع آن، اين است که سخن و راي ديگري را با استناد به آنچه خود او قبول دارد، باطل کند. - هرگاه جدل شرايطي را که در علم مناظره براي آن گفته شده است، نداشته باشد، جدل نيک (حسن) نخواهد بود. مانند اين که در استدلال جدلي به جاي استفاده از مشهورات و مسلمات، از مظنونات ومقبولات يا يقينيات غير مشهور استفاده شود. - قرآن کريم شرط حسن را براي جدل کافي نمي داند و جدال احسن را توصيه مي کند. از امام صادق عليه السلام در باره جدال غير احسن سؤال شد. امام دو مورد را در شمار جدال غير احسن دانست: الف - در جدال با اهل باطل هيچ گونه دليلي اقامه نشود و تنها به انکار سخن آنان اکتفا شود. ب - اهل باطل سخن حقي را بگويد و هدف او اين باشد که از آن به نفع خود استفاده کند و فرد مجادل (جدل کننده) براي اين که او چنان استفاده اي نکند، سخن حق او را نپذيرد. آنگاه امام فرمود: «چنين جدالي بر پيروان ما روا نيست، زيرا مايه تقويت مخالفان وتضعيف شيعيان مي شود ...» (احتجاج طبرسي، طبع مشهد، صص 21 و 22) روش مشارکت در بحث و مراحل آن 1- موضوع مورد بحث روي تابلو نوشته شود. 2- از حضار خواسته شود هرگونه اطلاعاتي که در باره آن دارند بگويند. 3- يادداشت اطلاعات حضار بر روي تابلو. 4- بررسي نظرات ارائه شده و بيان جهات قوت و ضعف آنها. 5- در پايان، پاسخ صحيح و کامل بيان شود. توجه: اين روش سبب مي شود که: اولا کلاس از حالت بي تفاوتي بيرون آيد، ثانيا فضاي تحرک و رقابت سالم ايجاد شود، ثالثا حضار چون خود را در بحث سهيم مي يابند، نسبت به درس و فهم آن توجه بيشتري خواهند کرد، رابعا قوه خلاقيت حاضران تقويت خواهد شد. براي مثال به روش علي عليه السلام بنگريم که چگونه موضوع «اميدبخش ترين آيه » در قرآن را به بحث گذاشت. علي عليه السلام خطاب به جمعيتي فرمود: «از نظر شما کدام آيه قرآن اميدبخش تر است؟ آنان پاسخهايي بدين قرار دادند: «ان الله لا يغفر ان يشرک به و يغفر مادون ذلک لمن يشاء» (5) «و من يعمل سوءا او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجد الله غفورا رحيما» (6) «قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا» (7) «والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله » (8) امام عليه السلام فرمود: همه آياتي که تلاوت کرديد اميدبخش است ولي از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيدم که مي فرمود: اميدبخش ترين آيه قرآن اين آيه است: «و اقم الصلوة طرفي النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات، ذلک ذکري للذاکرين » (9) روش پرسش و تشويق و مراحل آن 1- طرح پرسشهايي به فراخور آگاهي و سطح فکري مخاطبان (کلم الناس علي قدر عقولهم). 2- در تشويق پاسخ درست، جايزه اي در نظر گرفته شود. 3- براي به دست آوردن پاسخ، ماخذ و منبع مناسب در اختيار شنوندگان قرار گيرد يا به آنان معرفي شود. 4- از طرح سؤالات مشکل و پيچيده که احتمالا مايه ترديد و شک در عقايد ديني افراد است، پرهيز شود. 5- طراح سؤال بايد از اطلاعات کافي در مورد سؤال برخوردار باشد تا بتواند به خوبي آن را توضيح دهد. 6- طراح سؤال بايد داراي آمادگي و تسلط کافي براي پاسخهاي اجمالي و تفصيلي باشد. 7- آگاهي از انواع سؤال ها لازم است (مثلا اين که آيا سؤال از امکان يک چيز است يا از وقوع يک چيز) تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه منبع : مبلغان 16

پربازدیدها

پربحث‌ها