وقت تلویزیون دیدن ندارم. خبرگزاری ها و روزنامه ها را هم در حد نگاه کردن به تیترها نگاه می کنم و کلا از هر کاری که باعث عقب انداختن اولویت هایم شود، دوری می کنم

شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
MIT می گیرم برمی گردم
MIT می گیرم برمی گردم اگر قرار باشد فردی را به عنوان نخبه معرفی کنیم، بی شک یکی از سمبل های آن عباس نادری است. عباس نادری دانشجوی سال آخر مهندسی نرم افزار دانشگاه شهید بهشتی است. عباس نخبه است و این مساله را مدیون دو چیز است: تلاش و استعداد. از استعدادش همین بس که در 6 سالگی دو عدد 12 رقمی را در هم ضرب می کرده و این درحالی است که جان فون نیومن نابغه کامپیوتر، اعداد 6 رقمی را ذهنی ضرب می کرده. می گوید: مادرش مدیر مدرسه بوده و مشاوران از او تست هوش گرفتند که بالای 140 بوده و از تلاشش اینکه تسلط کامل به زبان انگلیسی دارد و این را مدیون مطالعه مرجع های درسی و مقالات است و علاقه زیادی به تحلیل امنیت فضای سایبر دارد. تا به حال نشست ها و کارگاه های متعددی را در این زمینه راه اندازی کرده که می توان به امنیت رسانه های مدرن، امنیت عمومی در فضای سایبر، امنیت و محافظت از نرم افزار و رسانه حامل آن، قفل‌گذاری نرم افزار ها و آسیب شناسی بازی های غربی اشاره کرد. عباس در سال های پایانی جنگ به دنیا آمده و معتقد است: نوع دبستان یا دبیرستان در بروز و ظهور استعدادهایش هیچ تاثیری نداشته است. وی که راهنمایی و دبیرستان را در علامه حلی گذرانده، می گوید:" آمدم دانشگاه که از اساتید چیزهای جدیدی بیاموزم، اما این اتفاق نیفتاد و همیشه جلوتر از اساتید بودم". دکتر میکائیلی را بهترین استادی که تا به حال داشته، می داند و کلی هم از اخلاق خوب دکتر ناظمی تعریف کرد. فهمیدم که در کمک به اساتید در برگزاری کلاس های کمک آموزشی و حل تمرین هم فعال است. از مبانی برنامه سازی گرفته تا معماری کامپیوتر کلاس برگزار می کند. تخصص عباس رمزنگاری است و علاقه عجیبی به ریاضیات دارد. عباس چندین و چند مقاله و کتاب تدوین و منتشر کرده که می توان به "همه چیز در باره XOR"، "مساله روز تولد" ، "CRC چگونه کار می کند"،"مقدمه ای بر رمزنگاری" و "چک لیست امنیتی نرم افزاری" اشاره کرد. وقت تلویزیون دیدن ندارم. خبرگزاری ها و روزنامه ها را هم در حد نگاه کردن به تیترها نگاه می کنم و کلا از هر کاری که باعث عقب انداختن اولویت هایم شود، دوری می کنم چندین و چند کتاب نیمه کاره دارد و علت نیمه کاره ماندنش هم دست تنهایی می دانست و معتقد بود، باید کسی پای کار باشد. می گوید اختراعی ثبت نکرده، اما به تنهایی framework را با نام jframework طرحی کرده و افزون بر آن بر تمامی زبان های برنامه نویسی مسلط است، همچنین به تنهایی یک شبکه اجتماعی را برای دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی طراحی کرده. وقتی از عباس درباره اینکه چرا مقاله ISI نداده می پرسم، جواب می دهد: نمی خواستم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم اما حالا که نظرم عوض شده به دنبالش هستم. این دانشجوی نخبه تا چندی دیگر راهی دانشگاه اول دنیا در حوزه فنی مهندسی یعنی MIT است و در جواب پرسشم که آیا بر می گردد یا نه، قاطعانه پاسخ داد صد در صد. این سوال برایم پیش آمد که با این همه تلاش آیا وقت تفریح دارد؟ می گوید: "در دبیرستان وقت تفریح داشتم اما در دانشگاه کم شده، شنا را ترک نمی کنم و گهگاهی هم فوتبال بازی می کنم، وقت تلویزیون دیدن ندارم. خبرگزاری ها و روزنامه ها را هم در حد نگاه کردن به تیترها نگاه می کنم و کلا از هر کاری که باعث عقب انداختن اولویت هایم شود، دوری می کنم." عباس طرفدار هیچ تیم فوتبالی نیست و معتقد است کسانی که طرفدار تیمی هستند، خود را با آن تعیین هویت می کنند و اینکه سن ازدواج 18 سال است و وقتی با نگاه پرسشگر من مواجه می شود، ادامه می دهد: بستگی به موقعیت دارد و شاید برای من 25 سال خوب باشد. آیا ممکن است در آمریکا با کسی آشنا شوی و ازدواج کنی؟ - احتمالش کم است. ولی همه چیز ممکن است. عباس بهترین خاطره دانشگاهش را ورود به دانشگاه می داند و بهترین دوستش را کاظم عابدی. وقتی از وضعیت علمی دانشگاه کی پرسم، سری تکان می دهد و تنها از نظر تئوری آن را خوب می داند: "اگر هدف تولید خروجی کارساز و هماهنگی با بازار کار است، این نظام آموزشی ناکارامد است." عباس با این سن و سالش مشاور امنیت اطلاعات راه آهن بوده و تنها عضو فعال ایران در معتب ترین انجمن بین المللی امنیت اطلاعات است و هم اکنون مدیر گروه انفورماتیک یک شرکت نرم افزاری است. گوشه ای از سابقه فعالیت هایش: کسب مقام در مسابقات ACM ، طراحی موتور بازیسازی AP ENGINE، سردبیری نشریه دانش هزاره و مسئولیت تیم روبوکاپ داشگاه شهید بهشتی است . عباس بزرگترین مشکل دانشجویان را در حال حاضر بحران هویت می داند و می گوید: "حرف ها و ایده های بسیاری برای رفع آن می داند." از صحبت با عباس خسته نمی شوم و هر چه می گوید بیشتر مجذوب شخصیتش می شوم، اما تقریبا هفت هشت نفر از دوستانش منتظرش هستند بودند تا مصاحبه مان تمام شود و با عباس صحبت کنند، به ناچار دستش را می فشرم و برایش آرزوی موفقیت می کنم. منبع:شبکه خبر دانشجو تنظیم:س.آقازاده

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها