سال‌هاست که ما در ایران شاهد تحریم‌های بی‌رحمانه‌ی آمریکا هستیم. موضوعی که فقط مختص ایران نیست. اما با آمریکا پشتوانه‌ی چه قدرتی بر اقتصاد سایر کشورها تاثیر می‌گذارد؟

فاطمه روستا
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۱
راز سلطه‌ آمریکا بر اقتصاد بین‌المللی چیست؟

«امروز آمریکا تحریم‌های بیشتری را بر علیه ایران اعمال کرد.» برای ما ایرانی‌ها، این خبر، کاملا تکراری است. حدود دو دهه است که آمریکا با اعمال تحریم‌های مالی به دنبال شکست ایران است. اما آمریکا با پشتوانه‌ی چه قدرتی، اقتصاد کشورها را گروگان می‌گیرد؟ چه عاملی باعث شده است که نفوذ مالی آمریکا بیشتر از بقیه شود؟

در ادامه دلایل قدرت مالی بین‌المللی آمریکا را بررسی می‌کنیم.

ابزارهای آمریکا برای کنترل اقتصاد بین‌المللی

کنترل آمریکا بر اقتصاد بین‌المللی یک‌شبه به وجود نیامده است. پایه و اساس آن پس از جنگ جهانی دوم، زمانی که ایالات متحده به عنوان قوی‌ترین اقتصاد ظهور کرد، بنا نهاده شد. توافق‌نامه برتون وودز در سال ۱۹۴۴، یک سیستم مالی بین‌المللی جدید با محوریت دلار آمریکا ایجاد کرد که هر اونس طلا برابر با ۳۵ دلار شد. سایر ارزها به دلار وابسته بودند و این کار عملا دلار را به ارز مرجع جهان تبدیل کردند.

این سیستم به ایالات متحده قدرت عظیمی بر امور مالی جهانی داد. مؤسساتی مانند صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی، که هر دو در واشنگتن دی سی مستقر هستند، تحت رهبری آمریکا تأسیس شدند. دلار آمریکا نه تنها به واسطه‌ی تجارت، بلکه به استانداردی برای ذخایر، وام‌ها و قیمت‌گذاری کالاهایی مانند نفت و طلا نیز تبدیل شد.

سیستم برتون وودز در سال ۱۹۷۱، زمانی که رئیس جمهور ریچارد نیکسون به استاندارد طلا پایان داد، فرو پاشید. با این‌حال، دلار به دلیل اقتصاد بزرگ، ثبات سیاسی و بازارهای سرمایه عمیق آمریکا، تسلط خود را حفظ کرد. از آن زمان، تجارت و امور مالی جهانی حول محور ابزارها و سیاست‌های مالی ایالات متحده می‌چرخد.

این نفوذ اقتصادی به همراه مجموعه‌ای از دلایل دیگر به آمریکا اجازه می‌دهد تا نظرات خودش را به سایر کشورها تحمیل کند.  

دلار؛ مهم‌ترین ابزار تحت کنترل آمریکا

دلار آمریکا مهم‌ترین ابزار قدرت مالی این کشور در جهان است. این ارز نقش اصلی را به عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی ایفا می‌کند. یعنی بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف برای حفظ ارزش پول ملی خود و انجام آسان‌تر تجارت بین‌المللی، دلار نگهداری می‌کنند. امروزه حدود ۶۰ درصد از ذخایر ارزی جهان به دلار است و در بخش عمده‌ای از معاملات ارزی بین‌المللی هم حضور دارد.

این جایگاه ویژه، مزیت بزرگی برای آمریکا ایجاد کرده است؛ مزیتی که والری ژیسکار دستن، وزیر دارایی پیشین فرانسه، آن را «امتیاز گزاف» نامید. به دلیل اعتماد بالای سرمایه‌گذاران به اوراق خزانه‌داری آمریکا، این کشور می‌تواند با هزینه کم از جهان وام بگیرد. همچنین آمریکا قادر است برای مدت طولانی کسری تجاری بالایی داشته باشد، بدون آنکه فوراً با بحران مالی روبه‌رو شود.

از سوی دیگر، بسیاری از کالاهای مهم مانند نفت، طلا و گندم با دلار قیمت‌گذاری می‌شوند. به همین دلیل کشورها برای خرید و فروش این کالاها ناچارند که ذخایر دلاری داشته باشند. این موضوع تقاضا برای دلار را افزایش می‌دهد و نفوذ اقتصادی آمریکا را در جهان تقویت می‌کند. «سیستم پترودلار» که در دهه ۱۹۷۰ با همکاری عربستان سعودی و دیگر اعضای اوپک شکل گرفت، این روند را با انجام معاملات نفتی بر پایه‌ی دلار آمریکا بیش از پیش تقویت کرد.

البته آمریکا نیز همواره به دنبال روش‌هایی برای تقویت قدرت بین‌المللی دلار است. بنابراین آن‌ها هرگونه تلاش برای کاهش قدرت دلار را سرکوب می‌کنند. مثلا در واکنش به گمانه‌زنی‌هایی پیرامون تعیین ارز مشترک گروه بریکس، ترامپ این کشورها را با افزایش تعرفه‌ها تهدید کرد.

وال استریت و قدرت بازارهای مالی

قدرت مالی آمریکا در وال استریت، قلب بازار سرمایه جهانی، متمرکز است. بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE)  و NASDAQ  دو بورس بزرگ جهان هستند که سهم بسیار بزرگی از ارزش بازار جهانی را در اختیار دارند. بانک‌های سرمایه‌گذاری ایالات متحده مانند گلدمن ساکس، جی‌پی مورگان چیس و مورگان استنلی نقش‌های کلیدی در ادغام‌ها، تملک‌ها و خدمات مشاوره مالی جهانی ایفا می‌کنند.

مدیران دارایی آمریکایی در مجموع تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری جهانی را مدیریت می‌کنند. این مؤسسات بر حاکمیت شرکتی، استانداردهای زیست‌محیطی و رویه‌های مالی در سراسر مرزها تأثیر می‌گذارند. تصمیمات سرمایه‌گذاری آنها جهت بازارهای جهانی را تغییر می‌دهد و بر اقتصاد بعضی کشورها تأثیر می‌گذارد.

عمق و نقدینگی بازارهای سرمایه ایالات متحده، آنها را برای سرمایه‌گذاران در سراسر جهان جذاب کرده است. دولت‌ها، شرکت‌ها و افراد خارجی به دلیل شفافیت، قابلیت اطمینان و بازده بالای دارایی‌های ایالات متحده، سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در آنها انجام می‌دهند. این جریان مداوم سرمایه جهانی، دلار را تقویت می‌کند و به ایالات متحده اجازه می‌دهد تا برای تامین مالی بدهی فدرال خود را آسان‌تر و با هزینه کمتری تأمین مالی کند.

سیاست پولی ایالات متحده و تأثیر جهانی آن

یکی دیگر از ابزارهای مهم نفوذ مالی آمریکا، بانک مرکزی این کشور یعنی فدرال رزرو است. تصمیم‌هایی که این نهاد درباره‌ی نرخ بهره، چاپ پول یا تزریق نقدینگی می‌گیرد، فقط روی اقتصاد آمریکا اثر نمی‌گذارد، بلکه کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

وقتی فدرال رزرو نرخ بهره را بالا می‌برد، سرمایه‌گذاران جهانی پول خود را به سمت آمریکا می‌برند، چون سود بیشتری می‌گیرند. در نتیجه ارزش دلار بالا می‌رود و کشورهای در حال توسعه با خروج سرمایه و فشار اقتصادی روبه‌رو می‌شوند. برعکس، وقتی نرخ بهره کاهش پیدا می‌کند، پول بیشتری در جهان پخش می‌شود و سرمایه‌گذاری در بازارهای پرریسک در کشورهای مختلف افزایش می‌یابد.

برای مثال، در بحران مالی ۲۰۰۸، فدرال رزرو نرخ بهره را نزدیک صفر کرد و پول زیادی به اقتصاد تزریق کرد. این کار به آمریکا کمک کرد تا بحران را کنترل کند اما هم‌زمان روی بازارهای مالی جهان هم اثر گذاشت.

به همین دلیل بانک‌های مرکزی در آسیا، اروپا و آمریکای لاتین همیشه تصمیم‌های فدرال رزرو را با دقت دنبال می‌کنند، چون این تصمیم‌ها روی نرخ ارز، جریان سرمایه و تورم کشورشان اثر می‌گذارد.

نهادهای جهانی تحت نفوذ ایالات متحده

آمریکا نفوذ زیادی بر نهادهای مالی جهانی دارد. این کشور بزرگ‌ترین سهم را در صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی دارد و به همین دلیل رأی و تأثیر زیادی در تصمیم‌گیری‌های آن‌ها دارد. این نهادها معمولاً سیاست‌هایی را دنبال می‌کنند که با دیدگاه اقتصادی آمریکا هماهنگ است؛ مثل حمایت از بازار آزاد، خصوصی‌سازی و کنترل هزینه‌های دولت.

به همین دلیل، آمریکا می‌تواند تا حد زیادی بر نحوه مدیریت بحران‌های اقتصادی در جهان تأثیر بگذارد. برای مثال، در بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷، کمک‌های مالی صندوق بین‌المللی پول همراه با شرط‌هایی برای اصلاح اقتصاد کشورها ارائه شد. برخی این کمک‌ها را برای نجات اقتصادها ضروری می‌دانستند اما برخی دیگر آن را نوعی تحمیل سیاست‌های اقتصادی از سوی آمریکا می‌دانستند.

علاوه بر این، آمریکا از ابزارهای مالی دیگری مثل وزارت خزانه‌داری و دفتر کنترل دارایی‌های خارجی برای اعمال تحریم استفاده می‌کند. با این اقدامات، دست آمریکا برای محدود کردن دسترسی کشورها یا افراد به سیستم مالی آمریکا و حتی شبکه جهانی سوئیفت باز است.

مثلا بیایید با هم سوئیفت را بررسی کنیم. انجمن ارتباطات مالی بین بانکی جهانی یا سوئیفت، یک سیستم پیام‌رسانی است که بیش از ۱۱۰۰۰ بانک جهانی را به هم متصل می‌کند. این سیستم تضمین می‌کند که بیشتر تجارت جهانی به دلار فاکتور می‌شود. اگرچه سوئیفت رسماً یک سیستم پیام‌رسانی غیرسیاسی است اما مطابق خواسته‌های واشنگتن و متحدانش عمل می‌کند.

در سال ۲۰۱۲، ایالات متحده سوئیفت را مجبور به مسدود کردن تمام تراکنش‌های مالی با ایران کرد. به همین دلیل، تهران بخش قابل توجهی از درآمد حاصل از صادرات نفت خود را از دست داد. در اقدامی دیگر در سال ۲۰۱۴، ایالات متحده پس از الحاق کریمه به روسیه، تهدید کرد که تراکنش‌های مالی این کشور را مسدود خواهد کرد. در نتیجه، روسیه سیستم پیام‌رسانی خود را در سال ۲۰۱۴ با نام SPFS توسعه داد که فاکتورها را به روبل پردازش می‌کند.

قدرت مالی فناوری و شرکتی

نفوذ آمریکا فقط به دولت و بانک مرکزی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق شرکت‌های بزرگ چندملیتی و فناوری هم گسترش پیدا کرده است. شرکت‌هایی مثل اپل، مایکروسافت، آمازون، گوگل و متا بخش بزرگی از بازار جهانی را در اختیار دارند. این شرکت‌ها بر حوزه‌هایی مثل تجارت دیجیتال، خدمات ابری و فناوری‌های مالی تأثیر می‌گذارند.

همچنین شرکت‌های فعال در حوزه پرداخت دیجیتال مانند پی‌پال، ویزا و مسترکارت که همگی در آمریکا مستقر هستند، نقش مهمی در تراکنش‌های مالی جهانی دارند. چون این سیستم‌ها در سراسر جهان استفاده می‌شوند، آمریکا به‌طور غیرمستقیم بر بخش زیادی از پرداخت‌های بین‌المللی تأثیر می‌گذارد.

از طرف دیگر، نوآوری‌های مالی در آمریکا مانند ابزارهای سرمایه‌گذاری پیچیده یا سرمایه‌گذاری خطرپذیر، استانداردهای جهانی را شکل می‌دهند. برای مثال، اکوسیستم سرمایه‌گذاری سیلیکون‌ولی به رشد استارتاپ‌ها در سراسر جهان کمک می‌کند. همچنین قوانین مالی آمریکا بر این اثر می‌گذارد که شرکت‌های بین‌المللی چگونه سرمایه جذب کنند یا وارد بازار بورس شوند.

قدرت نرم از طریق امور مالی و اقتصاد

ایالات متحده فقط از طریق قدرت اقتصادی خود نفوذ ندارد، بلکه با استفاده از آموزش، فرهنگ و ایده‌ها نیز بر نظام مالی جهان تأثیر می‌گذارد. دانشگاه‌های مطرح آمریکایی مانند هاروارد، ام‌آی‌تی و استنفورد هر ساله هزاران نفر از مدیران، اقتصاددانان و فعالان حوزه مالی را آموزش می‌دهند. بسیاری از این افراد پس از بازگشت به کشورهای خود، دیدگاه‌ها و اصول اقتصادی رایج در آمریکا را به کار می‌گیرند و به گسترش الگوی سرمایه‌داری و اقتصاد بازار کمک می‌کنند.

اعمال تحریم‌های مالی

تحریم‌های مالی نیز یکی از محبوب‌ترین ابزارهای آمریکا برای کنترل اقتصاد سایر کشورها است. در ابتدا، منطق پشت تحریم‌های اقتصادی، مهار و پاسخ به رفتارهای تهاجمی دولت‌ها بود. با این حال، ایالات متحده و متحدان غربی آن شروع به اعمال تحریم‌های یکجانبه علیه هر دولت، نهاد، سازمان یا فردی کردند که اقدامات آنها را تأیید نمی‌کردند.

تحریم‌ها ابعاد مختلفی دارند. دامنه‌ی آنها می‌تواند از ممنوعیت کامل روابط اقتصادی تا محدودیت‌های جزئی با درجات مختلف مانند مسدود کردن حساب‌های بانکی افراد، محدود کردن صادرات، اعمال تحریم‌های تسلیحاتی یا در شدیدترین حالت، قطع کامل ارتباط یک کشور با بازارهای جهانی را در بر بگیرد.

دلیل اصلی پشت تحریم‌های اقتصادی، رنج بردن مردم کشور تحریم‌شده است. در واقع آمریکا به خوبی می‌داند که اولین قشری که در نتیجه‌ی تحریم‌ها آسیب می‌بیند، مردم غیرنظامی است. با این حال، آمریکا به تحریم‌ها ادامه می‌دهد. در واقع دولت‌مردان آمریکایی امیدوارند که مردم به قدری از این تحریم‌ها اذیت شوند که در نهایت برای تغییر رژیم کشور خود اقدام کنند.

و در پایان

در سال‌های اخیر از سوی کشورهای مختلف سیاست‌هایی برای شکستن کنترل مالی آمریکا بر سایر کشورها اعمال شده است. مثلا چین به دنبال این است که ارز کشور خودش را به عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی به کشورها معرفی کند. بعضی از کشورهای تحریم‌شده نیز راه‌های موثری برای دور زدن تحریم‌ها پیدا کرده‌اند. حتی برخی کشورهای اروپایی به این ایده فکر می‌کنند که ارزهایشان دوباره به ذخایر طلا وابسته باشد نه دلار.

باید دید که با وجود این شرایط، آمریکا تا چه زمانی می‌تواند با کنترل اقتصاد سایر کشورها، نظراتش را به آن‌ها تحمیل کند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها