نحوه‌ی فکر کردن، تصمیم گرفتن و مدیریت پول، گاهی تأثیر بیشتری از میزان درآمد بر زندگی ما دارد. به همین خاطر آشنایی با سواد مالی برای هر فردی، ضروری است. در ادامه ۴ کتاب کاربردی درباره‌ی سواد مالی را به شما معرفی می‌کنیم.

فاطمه روستا
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰
۴ کتابی که نگاه شما به پول را تغییر می‌دهند!

روزی که حقوق می‌گیریم، معمولا خوش‌حال‌تر و مثبت‌اندیش‌تر هستیم. ولی هر چه جلوتر می‌رویم، از این خوش‌حالی کاسته می‌شود. در واقع برای بخش زیادی از جامعه، ماه‌ها با روز پرداخت حقوق آغاز و با نگرانی‌های مالی به پایان می‌رسند. دلیل این مسئله، همیشه هم کم بودن درآمد نیست؛ گاهی نداشتن دانش و مهارت مدیریت پول نقش مهم‌تری ایفا می‌کند.

سواد مالی به ما کمک می‌کند تا درآمد، هزینه‌ها، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری‌های خود را آگاهانه مدیریت کنیم. خوشبختانه کتاب‌های ارزشمندی در این زمینه نوشته شده‌اند که می‌توانند نگاه ما را به پول و ثروت تغییر دهند. هم‌چنین بعضی کتاب‌ها به ما نشان می‌دهند که چرا بسیاری از باورهای ما درباره‌ی پول اشتباه است.

در ادامه با چهار کتاب کاربردی برای افزایش سواد مالی آشنا می‌شویم.

کتاب دید اقتصادی

عنوان اصلی: How an Economy Grows and Why It Crashes

نویسندگان: پیتر دی شیف، اندرو جی شیف

کتاب دید اقتصادی، مفاهیم پیچیده اقتصادی را در قالب یک داستان ساده، طنزآمیز و پر از تصویرهای کارتونی روایت می‌کند. ماجرا از یک جزیره کوچک با سه ماهی‌گیر آغاز می‌شود؛ جایی که ساکنان آن تنها به اندازه نیاز روزانه‌ی خود تولید می‌کنند. اما با ظهور نوآوری، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، اقتصاد جزیره به‌تدریج رشد می‌کند. در همین حین، خواننده قدم‌به‌قدم با شکل‌گیری مفاهیمی مانند تقسیم کار، سرمایه، اعتبار، بانکداری، تجارت و پول آشنا می‌شود.

نویسندگان کتاب، با تکیه بر تمثیل‌ها و روایت داستانی، تلاش کرده‌اند که اقتصاد را برای مخاطب عمومی قابل فهم کنند. بسیاری از خوانندگان، جذابیت اصلی کتاب را همین سادگی و روانی آن دانسته‌اند. کتاب دید اقتصادی را می‌توان نوعی دروازه‌ی ورود به دنیای اقتصاد دانست که خواننده را با سازوکارهای تولید، بهره‌وری، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و نقش تجارت در افزایش رفاه آشنا می‌کند.

البته مثال‌های این کتاب بیشتر بر پایه‌ی تاریخ اقتصاد آمریکا است. برای همین شاید برای خوانندگان ایرانی، کمی ناملموس به نظر برسد. هم‌چنین کتاب آشکارا از دیدگاه اقتصاد بازار آزاد دفاع می‌کند. بنابراین نقدهای تندی به سیاست‌های پولی، کسری بودجه دولت‌ها و مداخله دولت در اقتصاد وارد می‌سازد.

به هر حال برای آشنایی کلی با اصول اقتصادی، خواندن این کتاب توصیه می‌شود.

برش‌هایی از کتاب دید اقتصادی

«ساده‌ترین تعریف اقتصاد عبارت است از تلاش برای حداکثر کردن دسترسی به منابع محدود (که تقریباً همه منابع محدود هستند) به‌طوری‌که بیشترین تقاضای ممکن انسان تأمین شود. ابزارها، سرمایه و نوآوری جواب این معادله هستند.»

«تورم به طور ساده ابزاری است که ثروت را از کسی که در یک واحد پولی، پس‌انداز دارد به کسی که در همان واحد پولی، بدهی دارد، منتقل می‌کند. با اَبَرتورم، ارزش پس‌انداز یکسره محو شده و بارِ بدهی برداشته می‌شود (وضع کسانی که دارایی فیزیکی دارند خوب باقی می‌ماند، چون‌که، برخلاف پس‌انداز در یک واحد پولی، ارزش اسمی دارایی‌ها با زبانه کشیدن تورم بالا می‌رود).»

«چه چیزی باعث می‌شود اقتصاد رشد کند: پیدا کردن روش‌های بهتر برای تولید بیشتر چیزهایی که انسان می‌خواهد. این اصل تغییر نمی‌کند... مهم نیست اقتصاد دستِ آخر چقدر بزرگ شود.»

«اما حالا ما در دنیایی هستیم که، در چهل سال گذشته، هیچ کشوری پول واقعی منتشر نکرده است. این بزرگترین تجربه‌ی پولی است که تا به حال اجرا شده است. کسی نمی‌داند چطور و چه وقت تمام می‌شود. اما خیالتان راحت، تمام می‌شود.»

«پس‌انداز فقط وسیله‌ای برای افزایش توانایی مصرف نیست. ضربه‌گیرِ واجبی است که از نظام‌های اقتصادی در برابر حوادث غیرمنتظره محافظت می‌کند.»

کتاب روان‌شناسی پول

عنوان اصلی: The Psychology of Money: Timeless lessons on wealth, greed, and happiness

نویسنده: مورگان هاوزل

در کتاب روان‌شناسی پول، نویسنده با نگاهی متفاوت به مباحثی چون پول، ثروت و سرمایه‌گذاری می‌پردازد. او معتقد است موفقیت مالی بیش از آنکه به هوش، دانش تخصصی یا توانایی تحلیل بازار وابسته باشد، به رفتار انسان‌ها و تصمیم‌هایی مربوط است که تحت تأثیر احساسات، تجربیات و باورهای شخصی گرفته می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب روان‌شناسی پول این است که شانس و ریسک نقش بسیار بزرگ‌تری در موفقیت و شکست مالی دارند. نویسنده یادآوری می‌کند که دنیای مالی سرشار از عدم قطعیت است و هیچ‌کس نمی‌تواند آینده را با اطمینان پیش‌بینی کند. به همین دلیل داشتن «حاشیه‌ی امن» و آمادگی برای اتفاقات غیرمنتظره، از هر استراتژی پیچیده‌ای مهم‌تر است.

هازل همچنین مفهوم «کافی بودن» را به عنوان یکی از دشوارترین مهارت‌های مالی مطرح می‌کند. از نظر او بسیاری از افراد نه به دلیل کمبود درآمد، بلکه به خاطر طمع و جابه‌جا شدن مداوم خط پایان خواسته‌هایشان دچار مشکل می‌شوند. او تأکید می‌کند که ثروت واقعی در دارایی‌های نمایشی مانند خودروهای لوکس یا خانه‌های بزرگ نیست، بلکه در پولی نهفته است که خرج نشده و به فرد آزادی عمل می‌دهد.

در نهایت، کتاب روان‌شناسی پول، کتابی درباره فرمول‌های سریع ثروتمند شدن نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از درس‌های ماندگار درباره رفتار انسان در مواجهه با پول است. این اثر نشان می‌دهد که موفقیت مالی بیشتر از آنکه به دانستن اطلاعات پیچیده وابسته باشد، به صبر، فروتنی، پس‌انداز مستمر، خوش‌بینی بلندمدت و توانایی کنترل احساساتی مانند ترس و طمع بستگی دارد.

برش‌هایی از کتاب روان‌شناسی پول

«یک قانون قطعی در اقتصاد وجود دارد: شرایط بسیار خوب و بسیار بد به‌ندرت برای مدت طولانی به همان صورت باقی می‌مانند زیرا عرضه و تقاضا راه‌هایی را انتخاب می‌کنند که پیش‌بینی‌شان سخت است.»

«از نظر من، استقلال به این معنا نیست که دیگر کار نکنید. به این معناست که فقط کاری را که دوست دارید، با افرادی که دوست دارید، در زمان‌هایی که دوست دارید و تا زمانی که می‌خواهید، انجام دهید.»

«قدرتمندترین عوامل مشترک خوش‌بختی ساده بود. کمپبل آن‌ها را خلاصه کرد: داشتن حس قوی کنترل فرد بر زندگی، در مقایسه با دیگر شرایط عینی مورد بررسی، احتمال ایجاد حس خوش‌بختی بیش‌تری را به همراه دارد. بیش‌تر از حقوق‌تان. بیش‌تر از اندازه‌ی خانه‌تان. بیش از اعتبار شغل‌تان. کنترل بر انجام کاری که می‌خواهید، زمانی که می‌خواهید، با افرادی که می‌خواهید، گسترده‌ترین متغیر سبک زندگی است که باعث شادی افراد می‌شود.»

«کارل ریچاردز می‌نویسد: «وقتی فکر می‌کنید به همه چیز فکر کرده‌اید، ریسک همان چیزی است که به آن فکر نکرده‌اید.»»

«افرادی که در امور مالی موفقیت فردی زیادی دارند ــ نه لزوماً افرادی که درآمد زیادی دارند ــ به آن‌چه دیگران درباره‌شان فکر می‌کنند حساس نیستند.»

«خواسته‌های کم‌تر، ثروت بیش‌تر. پس‌انداز پول فاصلهٔ میان خواسته‌های‌تان و درآمدتان است، و ثروت چیزی است که دیده نمی‌شود. بنابراین، ثروت با نخریدن آن‌چه امروز می‌توانید بخرید ایجاد می‌شود تا در آینده چیزها یا انتخاب‌های بیش‌تری داشته باشید. مهم نیست درآمدتان چه‌قدر است، تا وقتی بر روی لذتی که امروز می‌توانید با پول‌تان داشته باشید سرپوشی نگذارید، هرگز ثروت نخواهید داشت.»

«سرمایه‌گذاری خوب لزوماً کسب بیش‌ترین سود نیست، زیرا بیش‌ترین سودها مانند اتفاقاتی‌اند که قابل تکرار نیستند. سرمایه‌گذاری خوب مربوط به کسب سود خوبی است که پایدار باشد و برای طولانی‌ترین زمان قابل تکرار باشد. این زمانی است که خودِ ترکیب کارش را انجام می‌دهد.»

کتاب اقتصاد به زبان ساده

عنوان اصلی: Finance Made Easy

نویسنده: لس لیوینگستون

کتاب اقتصاد به زبان ساده از آن کتاب‌هایی است که با زبانی ساده و بدون استفاده از اطلاعات پیچیده، مباحث اقتصادی را برای شما توضیح می‌دهد. این کتاب، حجم زیادی ندارد و خواندن آن برای شما، تنها چند ساعت طول خواهد کشید.

البته همانند بسیاری از کتاب‌های آمریکایی، مشکل این کتاب هم این است که مباحث را با دیدگاه سرمایه‌داری توضیح می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود که مباحث آن منطبق با اقتصاد همه‌ی کشورها نباشد و نقش سایر عوامل بر اقتصاد را نادیده بگیرد. هم‌چنین تعداد مباحث آن هم محدود است که البته با توجه به منطقی بودن کتاب، این موضوع چندان هم عجیب نیست.

بخشی از کتاب اقتصاد به زبان ساده

«ما در دنیایی از خواسته‌های نامحدود زندگی می‌کنیم. حتی ثروتمندترین و برخوردارترین آدم‌هایی که در میان ما زندگی می‌کنند، ثروتشان هر قدر هم که باشد، از آنچه آرزویش را دارند کمتر است»

«آن چیزی که قیمت را تعیین می‌کند، کمیابی است.»

«آنچه فروشنده و خریدار به بازار برده‌اند با آنچه از بازار برگردانده‌اند به‌ظاهر برابر است؛ اما در واقع این‌گونه نیست. زیرا از نظر فروشنده ارزش پولی که به‌دست آورده از ارزش کالایی که فروخته، بیشتر است و از نظر خریدار ارزش کالایی که به‌دست آورده از ارزش پولی که پرداخت کرده بیشتر است.»

«چیزی که برای یکی ارزش بیشتری دارد ممکن است برای دیگری ارزش کمتری داشته باشد. همین وضع است که اولی را تشویق به خرید می‌کند و دومی را تشویق به فروش.»

کتاب نردبان شکسته

عنوان اصلی: The Broken Ladder: How Inequality Affects the Way We Think, Live, and Die

نویسنده: کیت پین

کتاب نردبان شکسته، نگاهی عمیق و متفاوت به پدیده نابرابری اقتصادی و اجتماعی دارد. کیت پین، روان‌شناس و پژوهشگر حوزه رفتار انسانی، در این کتاب نشان می‌دهد که تأثیر نابرابری بسیار فراتر از تفاوت درآمدها و دارایی‌هاست.

او استدلال می‌کند که آنچه بیش از فقر مطلق بر زندگی انسان‌ها اثر می‌گذارد، احساس جایگاه نسبی آن‌ها در مقایسه با دیگران است. به بیان دیگر، افراد نه فقط بر اساس آنچه دارند، بلکه بر اساس آنچه دیگران دارند، درباره خود و آینده‌شان قضاوت می‌کنند.

بر طبق کتاب نردبان شکسته، هنگامی که افراد خود را در جایگاهی پایین‌تر از دیگران احساس می‌کنند، سطح استرسشان افزایش می‌یابد. درنتیجه افق زمانی تصمیم‌گیری کوتاه‌تر می‌شود و احتمال انتخاب‌های پرریسک بیشتر می‌گردد. از دید پین، محیط‌های نابرابر فرصت‌های کمتری در اختیار افراد قرار می‌دهند. هم‌چنین ذهن آن‌ها را نیز به سمت بقا در کوتاه‌مدت سوق می‌دهند و توان برنامه‌ریزی برای آینده را کاهش می‌دهند.

یکی از جذاب‌ترین مباحث کتاب به مقایسه اجتماعی اختصاص دارد؛ تمایلی عمیق و تکاملی که باعث می‌شود انسان‌ها دائماً خود را با دیگران بسنجند. پین نشان می‌دهد که احساس موفقیت یا شکست اغلب به جایگاه نسبی ما وابسته است، نه به شرایط واقعی زندگی‌مان. این مقایسه‌های مداوم می‌توانند احساس نارضایتی، اضطراب و رقابت ناسالم را تشدید کنند. به همین دلیل، نابرابری تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پدیده‌ای روان‌شناختی است که بر کیفیت زندگی، اعتماد اجتماعی و روابط انسانی اثر می‌گذارد.

در واقع این کتاب، کتابی برای آموزش اصول اقتصادی و مالی نیست، بلکه برای درک این موضوع است که چرا با وجود پول درآوردن، احساس خوبی نداریم. این کتاب بیشتر از آموزش سواد مالی، به تاثیر روان‌شناسانه‌ی وضعیت اقتصادی بر زندگی ما می‌پردازد.

برش‌هایی از کتاب نردبان شکسته

«اگر از مردم بپرسید آیا معتقدند نابرابریِ بسیار زیادی وجود دارد یا نه، موقعیت شخصی آن‌ها باعث سوگراییِ پاسخ‌شان خواهد شد. کسانی‌که برای زنده‌ماندن تقلا می‌کنند، معمولاً سطح نابرابری را بسیار بالا می‌دانند؛ اما کسانی‌که از سیستم موجود نفع می‌برند، خواهند گفت همه‌چیز به‌نظر روی روال است.»

«همه‌ی ما از میزان درآمدمان آگاهیم، اما تعداد معدودی از ما می‌دانیم آیا به‌اندازه‌ی کافی درآمد داریم یا نه. این ناآگاهی به این دلیل است که تنها راه برای این‌که بفهمیم چه درآمدی واقعاً «کافی» ست، مقایسهٔ خودمان با دیگران است. چنان عادت کرده‌ایم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم که به‌ندرت متوجه این مقایسه می‌شویم.»

«وقتی همسایه با خودرویی جدید جلوی‌مان ظاهر می‌شود، معمولاً به خودمان نمی‌گوییم «اونا آئودی دارن، منم یکی می‌خوام.» ما پیچیده‌تر و بالغ‌تر از آنیم. شاید به خودمان بگوییم داراییِ همسایه هیچ ربطی به ما ندارد یا او لیاقتش را دارد، چون سخت کار کرده است. اگر فوراً فکر رقابت با همسایه به سرمان زد، ممکن است همان لحظه این فکر را از ذهن‌مان دور کنیم. بااین‌حال، روز بعد، وقتی سوار خودروی‌مان شدیم، کمی بیش‌از قبل متوجه کهنگیِ صندلی‌ها می‌شویم. مقایسه‌ی اجتماعی گریزناپذیر است.»

«پول، قدرت و تحسینِ دیگران درست به‌اندازه‌ی غذا برای بسیاری از ما مقاومت‌ناپذیر به نظر می‌رسند.»

«از دیدِ یک اقتصاددان، فقر با نابرابریِ اقتصادی بسیار متفاوت است. فقر به آن‌چه شخص دارد یا ندارد مربوط است، درحالی‌که نابرابری نحوهٔ توزیعِ پول را توصیف و فاصله‌ی میان دارا و ندار را ترسیم می‌کند. بااین‌حال از منظر روان‌شناسی، فقر و نابرابری تفکیک‌ناپذیرند. ما ثروت‌مان را در مقایسه با زمینه می‌سنجیم، چون از نظر بصری هم درکِ ما از همه‌چیز تحت‌تأثیرِ زمینه است. مقایسه‌ی اجتماعیِ همیشگیِ ما به این معناست که ثروت‌مان هرگز واقعاً از ثروتِ داراها و ندارهایی که اطراف ما هستند، جدا نیست. وقتی ثروتمند ثروتمندتر می‌شود، دیگران حس می‌کنند فقیرتر شده‌اند.»

«اگر تابه‌حال ترفیع گرفته‌اید، ظرف چند ماه به درآمد جدیدتان عادت کرده‌اید و دوباره حس کرده‌اید مثل گذشته زنده‌اید تا چک دستمزدتان را نقد کنید، پس خودتان هم آن‌را تجربه کرده‌اید. وقتی موفقیت‌های‌تان رشد می‌کنند، استانداردهای مقایسه‌تان هم رشد می‌کنند. برخلاف ستون‌های دقیقِ ارقام که دفتر کل بانک را تشکیل می‌دهند، موقعیت اجتماعی همیشه هدفی متحرک است، چون براساس مقایسه‌ی مداوم با دیگران تعریف می‌شود. ما در هر موقعیتی خودمان را ازنظر اجتماعی با انواع آدم‌ها مقایسه می‌کنیم.»

و در پایان

خواندن این کتاب‌ها زمان زیادی از شما نمی‌گیرند. در واقع اگر روزی یک ساعت زمان بگذارید، زمان زیادی طول نمی‌کشد که این ۴ کتاب را به اتمام برسانید. آن موقع، خوش‌حال می‌شویم که نظراتتان را درباره‌ی این کتاب‌ها را در بخش دیدگاه‌ها برایمان بنویسید.  

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها