میدان نبردهای مدرن دیگر تنها روی زمین، دریا یا هوا تعیین تکلیف نمیشوند؛ بلکه پیروز نهایی کسی است که کنترل «روایتها» را در دست داشته باشد. تا پیش از ظهور شرکتهای تجاری ارائهدهنده تصاویر ماهوارهای، انحصار چشمانداز فضایی تنها در اختیار ابرقدرتها بود. اما پلتفرمهایی مانند «پلنت لبز» با ارائه تصاویر روزانه و با کیفیت بالا، روزنامهنگاران، تحلیلگران مستقل (OSINT) و نهادهای حقوق بشری را قادر ساختند تا ادعاهای دولتها را راستیآزمایی کنند.
بر اساس گزارشهای تایید شده رسانهای از جمله بررسیهای «بیبیسی وریفای»، این شفافیت اکنون به پایان رسیده است. شرکت پلنت لبز که ابتدا در ماه مارس یک تاخیر ۱۴ روزه برای انتشار تصاویر غرب آسیا اعمال کرده بود، اکنون این محدودیت را به حالت «نامحدود» درآورده است. این تصمیم که پس از درخواست مستقیم یا غیرمستقیم نهادهای امنیتی آمریکا اتخاذ شده، پیامدهای ژئوپلیتیک و میدانی گستردهای دارد که فراتر از یک سانسور ساده خبری است.
پیوند پنهان پنتاگون و سرمایهداری فضایی
برای درک چرایی تمکین سریع شرکتهای به ظاهر مستقل و تجاری در برابر خواستههای دولت آمریکا، باید به مدل کسبوکار آنها نگاه کرد. «بیل گریر»، تحلیلگر جغرافیایی و از بنیانگذاران سرویس «کامن اسپیس»، به درستی اشاره میکند که همکاری شرکتهایی مانند پلنت لبز، برآمده از «ساختارهای تشویقی تجاری» است، نه الزاما قوانین حقوقی.
واقعیت این است که بزرگترین مشتریان این شرکتها، نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا نظیر «آژانس ملی اطلاعات جغرافیایی» (NGA) و پنتاگون هستند. وقتی شریان اصلی درآمد یک شرکت خصوصی به بودجههای دفاعی یک دولت متصل باشد، مرز میان «نظارت داوطلبانه» و «دستور حکومتی» کاملا محو میشود. پیش از این نیز شرکت «مکسار» (Maxar) در پوشش پایگاههای نظامی آمریکا محدودیتهایی اعمال کرده بود. این روند نشان میدهد که صنعت ماهوارههای تجاری در غرب، در مواقع بحران، به سرعت از یک نهاد غیرنظامی به بازوی اطلاعاتی پنهان ارتش آمریکا تبدیل میشود.
استتار استراتژیک؛ پنهانسازی آسیبها در غیاب ناظران مستقل
مهمترین و کلیدیترین هدف واشنگتن از این انسداد اطلاعاتی، کنترل مطلق بر «ارزیابی خسارت نبرد» (Battle Damage Assessment) و جلوگیری از فروپاشی هیمنه نظامیاش در افکار عمومی است. در سالهای اخیر، هرگاه پایگاهها، شناورها یا تاسیسات نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه (از جمله در عراق، سوریه، دریای سرخ یا سرزمینهای اشغالی) مورد هدف قرار گرفتهاند، روزنامهنگاران تحقیقی و کارشناسانی نظیر «کریستوف کوتل» (از نیویورک تایمز) با استفاده از تصاویر باکیفیت شرکتهایی چون پلنت لبز، توانستهاند میزان دقیق تخریب را مستقل از بیانیههای رسمی پنتاگون ارزیابی کنند.
تصاویر ماهوارهای، دروغها و کوچکنماییهای نظامی را افشا میکنند. وقتی دولت آمریکا ادعا میکند که یک حمله «هیچ خسارت جدی» در پی نداشته، یک تصویر ماهوارهای از سوله ویرانشده یا باند فرودگاه تخریبشده میتواند این روایت را در چند ثانیه باطل کند.
با اعمال محدودیت نامحدود بر تصاویر ایران و غرب آسیا، آمریکا عملا ناظران مستقل را کور کرده است. استراتژی واشنگتن واضح است: «اگر تصویری از خسارت وجود نداشته باشد، خسارتی هم رخ نداده است.» این تاریکی اطلاعاتی به ماشین رسانهای غرب اجازه میدهد تا بدون نگرانی از راستیآزمایی شدن توسط تصاویر فضایی، تلفات نظامی خود را پنهان کرده و روایت آسیبناپذیری خود را به جهان پمپاژ کند.
بینایی مطلق برای واشنگتن، نابینایی برای جهان
بخش دوم این استراتژی که به مراتب از نظر نظامی خطرناکتر است، ایجاد یک عدم تقارن مطلق در میدان نبرد است. محدود شدن دسترسی به تصاویر ماهوارهای به هیچ وجه به معنای خاموش شدن دوربینهای فضایی نیست.
ماهوارههای شرکت پلنت لبز و مکسار همچنان روزانه از وجب به وجب غرب آسیا عکسبرداری میکنند، اما این تصاویر اکنون به صورت انحصاری و با استفاده از خطوط امن داده، تنها به سرورهای وزارت دفاع آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی متحدانش مخابره میشود.
«تاد هریسون»، کارشناس ارشد موسسه امریکن اینترپرایز، به وابستگی شدید آمریکا به دادههای تجاری برای هدف قرار دادن نقاط مختلف غرب آسیا اشاره میکند. واشنگتن با مسدود کردن دسترسی عمومی، در واقع رقبا و دشمنان خود را از یک ابزار ارزشمند شناسایی محروم کرده، اما خود همچنان از این ظرفیت عظیم برای رهگیری تحرکات، برنامهریزی عملیاتهای آفندی و ارزیابی خسارات وارده به دشمن استفاده میکند. این یعنی آمریکا در یک اتاق کاملا تاریک، تنها کسی است که عینک دید در شب بر چشم دارد. این انحصار دادهای، یک مزیت تاکتیکی بینظیر به نیروهای آمریکایی و اسرائیلی میدهد تا در خلاء اطلاعاتی طرف مقابل، ضربات نظامی خود را با دقت بیشتری وارد کنند.
تلفات جانبی؛ از بحرانهای بشردوستانه تا جولان اخبار جعلی
تبعات این مهندسی اطلاعات تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود. همانطور که «مگنوس کورفیکسن» از سازمان آکسفام اشاره کرده است، نهادهای بشردوستانه برای ارزیابی تخریب زیرساختهای حیاتی مانند شبکههای آب و برنامهریزی برای ارسال کمکهای لجستیکی در مناطقی مانند غزه، به شدت به این تصاویر زنده وابستهاند. سانسور ماهوارهای واشنگتن، مستقیما به قیمت جان غیرنظامیان و تاخیر در امدادرسانی تمام میشود، چرا که سازمانهای بینالمللی چشم خود را برای مسیریابی در مناطق جنگزده از دست دادهاند.
در نهایت اینکه:
اقدام دولت آمریکا در مسدودسازی تصاویر ماهوارهای غرب آسیا، نه یک اقدام تدافعی ساده، بلکه یک تهاجم تمامعیار در جنگ اطلاعاتی است. واشنگتن با استفاده از اهرم فشارهای تجاری و قراردادهای کلان، غولهای فضایی را به ابزاری برای «سانسور هدفمند» تبدیل کرده است.
این استراتژی، چهره واقعی دموکراسی اطلاعاتی مورد ادعای غرب را عیان میسازد: آزادی دسترسی به اطلاعات تا جایی مجاز است که منافع و هژمونی نظامی آمریکا را به خطر نیندازد. واشنگتن با کشیدن این پرده سیاه بر غرب آسیا، تلاش میکند در پناه تاریکی، هم زخمهای خود را پنهان کند و هم با انحصار دادهها، شمشیر خود را برای ضربات بعدی تیزتر نگه دارد. در دنیای امروز، کنترل دوربینهای فضایی، به معنای کنترل حقیقت است و آمریکا نشان داده است که برای حفظ این انحصار، حاضر است تمام اصول شفافیت و حقوق بینالملل را قربانی کند.




پیام شما به ما