نامۀ یازدهم نهج‌البلاغه، حاوی دستورالعملی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن را برای فرماندهان خویش، زیاد بن نضر حارثی، و شریح بن هانی در مسیر نبرد با معاویه نگاشته است. در این فرمان، می‌توان اصول و تاکتیک‌های رزمی دانش نظامی معاصر را مشاهده کرد: از آرایش نیرو و شناخت زمین تا جنگ شناختی و امنیت اطلاعات.

ابوالقاسم شکوری
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۵
اهمیت اطلاعات و شناسایی در تفکر نظامی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

در تاریخ جنگ‌ها، همواره پیروزی از آنِ سپاهی بوده که پیش از آغاز نبرد، دشمن را بهتر شناخته است. از منظر امام، نقش اطلاعات و شناسایی در جنگ، جایگاهی بی‌بدیل دارد. آن حضرت در نامه‌ی یازدهم نهج‌البلاغه، دستورالعملی دقیق و چند لایه به لشکری می‌دهد که برای مقابله با معاویه راهی شام است؛ دستورالعملی که از عمقِ بینش راهبردی امام و نگاه علمی او به مسائل نظامی پرده برمی‌دارد. امروز اما دقیقا ۱۸ روز است که جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز و جنایت آشکار محور صهیونی ـ آمریکایی، تمام‌قد به دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی خویش برخاسته است. در چنین شرایطی بازخوانی تعالیم نظامی آن امام راستین برای نیروهای مقاومت و جبهۀ پشتیانی مردمی آن، ضرورتی راهبردی و دوچندان دارد.

امام می‌فرماید: «اگر به دشمن رسیدید، یا او به شما رسید، لشکرگاه خود را بر بلندی‌ها، دامنه‌ی کوه‌ها یا کنار رودها قرار دهید تا سنگر و مانع هجوم دشمن باشد» (نهج‌البلاغه، نامۀ ۱۱)

این دستور ترجمان همان اصل استراتژیک استقرار در مواضع مستحکم و دارای عمق دفاعی است. ارتفاعات، همواره دید و تسلط بیشتری می‌دهند و موانع طبیعی اطراف کوه و دره، نقش استحکامات دفاعی را ایفا می‌کنند. این دستور در منطق امروزی نبرد، معادلِ اصل استفاده از زمین  و پوشش طبیعی میدان جنگ است؛ اصلی که نیروهای مقاومت در لبنان و یمن با الهام از آن، تاکتیک «کوه و دره» را برای مقابله با حملات هوایی دشمن به‌کار می‌گیرند.

امروز محور صهیونی ـ آمریکایی دریافته است که جنگ مستقیم با ملت‌های مستقل ثمری ندارد؛ بنابراین، پروژۀ تجزیه، قوم‌گرایی و شکاف رسانه‌ای را جایگزین گلوله کرده است. اما از نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام اما وحدت صف مؤمنان خود نوعی سلاح است. تا وقتی امت واحدۀ اسلامی با محوریت ایران اسلامی، حزب‌الله، انصارالله و حشدالشعبی در خط ولایت باقی است، هیچ قدرتی توان شکست آن را ندارد. این همان اصل تمرکز نیرو در هندسۀ تمدن اسلامی است.

اصل شناسایی و اطلاعات؛ چشم بینای سپاه  و ارتش

حضرت در ادامه می‌فرماید:

«دیده‌بانانی بر قله‌ها و شانۀ تپه‌ها بگمارید تا دشمن از جایی که بیم دارید یا حتی گمان امنیت دارید بر شما شبیخون نزند. بدانید که پیشاهنگ سپاه، چشمان لشکر است و چشم پیشاهنگ، طلایه‌داران‌اند»

در این کلمات، مفهوم اطلاعات و مراقبت نظامی به روشن‌ترین شکل بیان شده است. امام، خطوط دیده‌بانی را بر نقاط مرتفع و استراتژیک مستقر می‌کند؛ زیرا از آنجا دید و اشراف کامل بر مسیرهای دشمن حاصل می‌شود.

در دوران ما، این فرمان به شکل شبکه‌ای از رصد و شناسایی اطلاعاتی، سامانه‌های پهپادی، موشکی و سایبری تحقق یافته است. تعبیر «مکان مخافة أو أمن» نهایت دقت را می‌رساند: خطر همیشه از جایی نمی‌آید که انسان می‌ترسد؛ گاه از نقطه‌ای که امنیت می‌پندارد نیز ضربه می‌خورد. این نکته دقیق، چکیده‌ مفهوم غافلگیری استراتژیک در نظریه‌های مدرن جنگ است.

درسی که حضرت به تمام فرماندهان زمان می‌آموزد این است که: ارتش بی‌چشم، ارتش مرده است و جامعه‌ای که سامانه‌ی شناخت و رصد دشمن ندارد، دیر یا زود طعمۀ فریب و شبیخون خواهد شد.

بدین‌سان، «جنگ شناختی» و «هوش اطلاعاتی» جمهوری اسلامی، ادامه‌ی همان صیاصی‌الجبال امام است؛ با این تفاوت که امروز «قله‌ها» در مدار ماهواره‌ای‌اند و دیده‌بانان از آسمان بر زمین می‌نگرند.

اصل تمرکز نیرو و وحدت صف

در فراز بعدی می‌خوانیم: «از پراکندگی بپرهیزید؛ هرگاه فرود می‌آیید، با هم فرود آیید و هرگاه کوچ می‌کنید، با هم کوچ کنید»

این فرمان، ناظر به ضرورت وحدت عملیاتی است. پراکندگی نیروها، فرصتی طلایی برای دشمن است تا واحدها را به‌صورت جداگانه نابود سازد. امروز نیز نظریه‌پردازان نظامی در قالب مفهوم تمرکز قوا همین اصل را کلید پیروزی می‌دانند؛ تا جایی که "کلاوزِویتس" می‌گوید: هیچ چیز در نبرد، خطرناک‌تر از تقسیم نیرو در برابر دشمن متحد نیست. امام، قرن‌ها پیش، همین را چنین خلاصه کرد: الوَحدةُ عِزٌّ، والتَّفَرُّقُ ضَعفٌ.

این سخن، جان‌مایۀ مقاومت در برابر سیاست دیرینه‌ی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.

امروز محور صهیونی ـ آمریکایی دریافته است که جنگ مستقیم با ملت‌های مستقل ثمری ندارد؛ بنابراین، پروژۀ تجزیه، قوم‌گرایی و شکاف رسانه‌ای را جایگزین گلوله کرده است. اما از نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اما وحدت صف مؤمنان خود نوعی سلاح است. تا وقتی امت واحده‌ی اسلامی با محوریت ایران اسلامی، حزب‌الله، انصارالله و حشدالشعبی در خط ولایت باقی است، هیچ قدرتی توان شکست آن را ندارد. این همان اصل تمرکز نیرو در هندسۀ تمدن اسلامی است.

اصل هوشیاری دائمی؛ از رمح تا سامانۀ مراقبت هوشمند 

در فراز پایانی، حضرت به نحوۀ استراحت شبانه لشکر می‌پردازد:

«چون شب شما را فراگرفت، نیزه‌داران را پیرامون لشکر حلقه زنید و جز اندک، نخوابید»

این دستور نمونه‌ای از آماده‌باش دائم است. امام می‌دانست که شبیخون دشمن، در مرز خواب و غفلت رخ می‌دهد. از همین رو، به یارانش می‌آموزد که حتی در استراحت، سلاحشان را از دست ننهند. این همان اصلی است که در تئوری‌های مدرن امنیتی، با عنوان شبکه‌ی مراقبت پیوسته شناخته می‌شود.

در جنگ رمضان، جمهوری اسلامی با الهام از همین آموزه علوی، نظام مراقبت شبانه‌روزی و چندسطحی را در زمین، هوا، دریا و فضا بنیان نهاده است؛ چنان‌که هیچ تحرک دشمن در منطقه، از دید رصدکنندگان ایرانی پنهان نمی‌ماند.

اگر امام فرمود «لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ إلّا غِراراً»، امروز همین «غِرار» در چشمان بیدار متخصصان پدافند هوایی و نیروهای اطلاعات عملیاتی زنده است.

کاربردهای معاصر 

اگر این تعالیم را در پرتو فناوری امروز بنگریم، درمی‌یابیم که روح آن فراتر از زمان است. «رقباء» امام، امروز در چشم پهپادها، سامانه‌های راداری و امنیت سایبری تجلی یافته‌اند. «کِفَّةُ الرّماح» نیز شکل نیروهای حفاظت و گارد امنیتی به خود گرفته است. و آن هشدار کوتاه درباره‌ی پراکندگی، همچنان قانون نانوشته‌ی تمام عملیات‌های پیچیده نظامی است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها