صدرا در این نشست که با حضور جمعی از علاقهمندان حوزه روانشناسی و خانواده در موسسه تبیان برگزار شد، با اشاره به اینکه عشق مفهومی چندوجهی است، اظهار داشت: عشق فقط یک احساس نیست، بلکه پدیدهای شناختی و اخلاقی است که برای دوام، نیاز به بلوغ دارد.
عشق سه مرتبه دارد
این روانشناس در تبیین مراتب عشق گفت: عشق سه سطح دارد؛ نخست عشق رمانتیک که بر پایهی هیجان و احساس است، دوم عشق کلاسیک که با تعهد، مراقبت و رشد متقابل معنا پیدا میکند، و در نهایت عشق افلاطونی که پیوندی روحی و فراتر از جسم است. بیشتر روابط امروز در سطح عشق رمانتیک متوقف ماندهاند. عشقی که با هیجان آغاز میشود اما چون ریشه در شناخت ندارد، به سرعت فروکش میکند.
زخم، همراه همیشگی عشق
دکتر صدرا با تأکید بر اینکه عشق بدون رنج ممکن نیست، گفت: کسی که میخواهد عاشق شود، باید عاشق زخمی شدن هم باشد. عشق یعنی عریان شدن در برابر دیگری و پذیرفتن خطر آسیب. در رابطهی عاشقانه، انسان بیدفاع میشود. بیشترین زخمها را از همان کسانی میخوریم که بیشتر دوستشان داریم، چون عشق یعنی آسیبپذیری. اما زخم در عشق ضعف نیست، عمق است.»
طرحوارهها و زخمهای کهنه
این پژوهشگر سبک زندگی با اشاره به نقش «طرحوارهها» در شکلگیری روابط گفت: طرحوارهها الگوهای هیجانی دوران کودکی هستند که در بزرگسالی در روابط عاشقانه تکرار میشوند. کسی که در کودکی طرد شده، در رابطهی عاشقانه از رها شدن میترسد. عشق واقعی یعنی توان همزیستی با زخمهای دیگری، نه تلاش برای کامل کردن او. آدم کامل وجود ندارد؛ آدم کافی را پیدا کنید.

مهربانی؛ قلب تپندهی عشق
دکتر صدرا در بخش دیگری از سخنانش، مهربانی را اساس عشق دانست و گفت: کسی که مهربان نیست، نمیتواند عاشق باشد. مهربانی یعنی دیدن نیاز دیگری پیش از آنکه درخواست کند.محبت واقعی در رفتار با ضعیفترینها آشکار میشود؛ در نحوهی برخورد با کودکان، سالمندان، حیوانات و توانیابان. او با انتقاد از نبود آموزش عاطفی در جامعه تأکید کرد: ما عشق را در شعر حفظ کردهایم، اما در رفتار از دست دادهایم. هیچکس به ما یاد نداده است چگونه احساسات خود را بشناسیم یا بیان کنیم.سواد عاطفی یعنی توانایی درک، بیان و کنترل احساسات خود و دیگران. کسی که این سواد را ندارد، در رابطه بهدنبال حق است، نه درک. بسیاری از شکستهای عشقی، نه از کمبود عشق، بلکه از ناتوانی در گفتوگو و فهم متقابل ناشی میشود. عشق و زمان؛ مراقبت روزانه لازم است او در بخش دیگری از سخنانش گفت: عشق مانند گیاه است؛ اگر به آن نرسی، پژمرده میشود. زمان دشمن عشق نیست، بیتوجهی دشمن آن است.
دکتر صدرا با اشاره به نظریهی زبانهای عشق گری چاپمن افزود: هر انسانی زبان عشق خود را دارد، اما مهمترین زبان عشق، وقت گذاشتن است. حتی بیست دقیقه گفتوگوی روزانهی بالغانه میتواند عشق را زنده نگه دارد. بیشتر مردم گوش میدهند تا پاسخ دهند، نه تا بفهمند. اما گوش دادنِ فهمیده، راز تداوم رابطه است.
عشق و آزادی؛ پیوستگی بدون وابستگی
دکتر صدرا رابطهی میان عشق و آزادی را چنین تبیین کرد: عشق واقعی کنترلگر نیست؛ عشق یعنی فضا دادن برای بودن دیگری. در رابطهی سالم، دو نفر پیوستهاند اما وابسته نیستند. وابستگی یعنی ترس از تنهایی، اما پیوستگی یعنی انتخاب آگاهانهی با هم بودن.
بلوغ عاشقانه؛ نقطهی اوج فهم
به گفتهی این استاد، عاشق ناپخته به دنبال لذت است، عاشق بالغ به دنبال رشد. عشق واقعی، تصمیمی روزانه است. عاشق ماندن یعنی هر روز انتخاب دوبارهی مهربانی. بلوغ عاطفی یعنی توان گفتوگو بدون قضاوت و احترام به تفاوتها. کسی که میفهمد، نیاز به تملک ندارد. عشق اگر درست فهمیده شود، تاریخ انقضا ندارد. بیتوجهی به کسی که به تو توجه دارد، تو را از لذت زندگی محروم میکند، و توجه به کسی که به تو توجه ندارد، تو را از عزت نفس تهی میسازد. عشق یعنی حضور آگاهانه در اکنون، نه پناه بردن به رؤیا یا ترس از آینده.




پیام شما به ما