از غروبت كه نه، از طلوعت مدت‌ها است كه مي‌گذرد. چه زيبا طلوع كردي، اوج گرفتي و به معبود رسيدي و چه زيبا شهدي را كه لايق آن بودي، چشيدي

سه‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
روحانی شهید محمد رضا یوسفی
روحانی شهید محمدرضا یوسفی طلوع مهربانی وصیت نامه طلوع مهربانی از غروبت كه نه، از طلوعت مدت‌ها است كه مي‌گذرد. چه زيبا طلوع كردي، اوج گرفتي و به معبود رسيدي و چه زيبا شهدي را كه لايق آن بودي، چشيدي. دوست دارم با تو درد دل كنم، با تو كه در قنوت نماز عشقت ديگر انتظار معنا نداشت. اي سرباز مخلص امام زمان -عجل‌الله‌تعالي‌فرجه-، اي قهرمان ميدان جهاد! لبخندهايت را هنوز بر ديوارهاي شهر مي‌بينم. تو در تلاوت «من المؤمنين رجال صدقوا» با خدايت عهدي جاودانه بستي و ترك ديار نيستي نمودي، اي عزيز هميشه در ياد! تو كبوتر سينه‌سرخ عاشقي بودي كه در بيست و پنجم مردادماه 1347 چشم به جهان گشودي و با آمدنت گل لبخند و شادماني را بر لبان پدر و مادر مهربانت شكوفا كردي. دوران كودكي را در يك زندگي ساده ولي سرشار از عشق و صفا و معنويت پشت سر گذاشتي سپس با شور و عشق فراوان قدم در مدرسه نهادي تا پله‌هاي علم و دانش را يكي پس از ديگري براي رسيدن به كمال نهايي پشت سر بگذاري. بعد از طي مراحل ابتدايي و راهنمايي در سال دوم دبيرستان با آن قلب پاك و روح بلندت به اين نتيجه رسيدي كه علم حقيقي آن است كه تو را عاشق كند؛ عاشق خوبي‌ها و خداي خوبي‌ها. عنايت حضرت دوست شامل حالت شد و تو با كوله‌باري از عشق و دلدادگي به حضرت صاحب الزمان -عجل‌الله‌تعالي‌فرجه- راهي اردوگاه آن حضرت شدي. از همان روزي كه دروس حوزوي را در مدرسه علميه ملاير آغاز نمودي همواره با عشق خدايي در راه تحصيل علوم اسلامي و تهذيب نفس تلاش فراوان مي‌كردي. تحصيلات حوزه را تا اتمام كتاب شريف لمعه (فقه) با سربلندي و موفقيت ادامه دادي. مدت زيادي از ورود سبز تو به حوزه نگذشته بود كه يزيديان زمان با تصميم براندازي حكومت حق، به مرزهاي اسلامي هجوم آوردند و تو يكي از هزاران طلبه‌اي بودي كه مدرسه را به ميدان جنگ، حجره را به سنگر، قلم را به تفنگ، كتاب را به خشاب و زبان را به گلوله مسلح كرده و در جهاد با كافران به نبرد پرداختي و سرانجام در اوج ايمانت به خدا در جبهه اسلام آباد غرب) عمليات مرصاد) در 5/5/1367 به شرف شهادت نايل آمدي و به ملكوت اعلا پيوستي و در جوار رفيق اعلا جاودانه شدي. روحت شاد و راهت پررهرو باد وصیت نامه بسم الله الرحمن الرحيم «السلام علي الحسين -عليه‌السلام- و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين» . الهي! من بدم؛ اما تو خوبي. الهي! من گنه كارم؛ اما تو غفوري. خدايا! من عهد شكنم؛ اما تو رحيمي. خدايا! من ناچيز و محدودم؛ اما تو نامحدودی. خدايا! من ضعيفم؛ اما تو قادر و عليمي. خدايا! تو را به خاتم پيامبران، به پهلوي شكسته زهرا -سلام الله عليها- به سرِ بالاي نيزه امام حسين -عليه‌السلام- به حلق شكافته علي اصغرِامام حسين -عليه‌السلام- من گنه‌كار را به پيش خود بخوان. اين خار را با گل‌ها ببر. پروردگارا! من مي‌دانم كه لياقت لقاي تو را ندارم، اما به جود و كرمت اميدوارم و هرگز از درگاه تو نا اميد نخواهم شد. پدر و مادر عزيزم، خواهران و برادران گرامي‌ام! اگر من كشته شدم، از خدا بخواهيد كه مرا جزء شهيدان به حساب آورد. و براي من طلب مغفرت كنيد. از شما مي‌خواهم كه در مرگ من گريه نكنيد؛ بلكه گريه كنيد تا اشك‌هايتان سيلاب، فريادتان طوفان و لرزش قلبتان زلزله‌اي باشد و صدام و اربابان خرفتش را نيست و نابود كند. آري! ‌‌گريه كنيد؛ اما نه براي مردن من؛ بلكه براي اين كه چشم منافقان را كور كنيد و به آن ها بگوييد:« ما براي كشته شدن فرزندمان گريه نمي‌كنيم؛ بلكه به خاطر جا ماندن از او گريه مي‌كنيم». مادرم، پدرم! مبادا از خود بي‌تابي نشان دهيد و از همه چيز نااميد گرديد؛ بلكه در خط امام هستيد بيشتر در خط باشيد و با تمام وجود انقلاب را ياري كنيد و از خدا بخواهيد كه توفيق سربازي‌امام‌زمان -عجل‌الله‌تعالي‌فرجه- را نصيبتان كند و امام زمان-عجل‌الله‌تعالي‌فرجه- شما را به سربازي بپذيردواگر بخواهيد سرباز امام زمان شويد، بايد نايب او را ياري كنيد و زمينه ساز حكومت آقا امام زمان باشيد. چون مدتي از عمرم را در خدمت طلاب علوم ديني بوده‌ام، دلم مي‌خواهد سخني نيز با آن ها داشته باشم: برادران طلبه! من كوچك تر از آنم كه بخواهم نصيحتي به شما بكنم؛ اما به حسب وظيفه مي‌خواهم صحبتي با شما داشته باشم. اولاً حتي يك دقيقه از وقت خود را بيهوده تلف نكنيد و در حين تعليم، به تهذيب خودتان بپردازيد؛ چرا كه در آينده در صورتي براي جامعه مفيد خواهيد بود، كه عالمي با تقوا و زاهد باشيد و گرنه عالمان بدون تقوا در جهان بسيارند كه بمب اتم مي‌سازند؛ تا مردم را به نابودي بكشانند و اين را بدانيد كه هيچ چيز از روحاني بي‌سواد و بي‌تقوا در جهان، در نزد من بدتر نيست؛ چرا كه با آبروي اسلام بازي مي‌كنند و اسلام را به خطر مي‌اندازند، نه فقط خودشان را. ثانياً در عين حال كه به درس مشغول هستيد، از مسائل اجتماعي نيز غافل نشويد و صحنه را خالي نكنيد. ثالثاً قدر موقعيت خودتان را از ياد مبريد كه در چه زمان با بركتي قرار گرفته‌ايد. رابعاً جبهه‌ها را فراموش نكنيد شما كه در سنگر علميد، در سنگر جهاد هم فعال باشيد. در پايان از كليه كساني كه حقي بر گردن بنده داشتند، عاجزانه تقاضا مي‌كنم اگر مادي هست، از خانواده من دريافت كنند و اگر معنوي است، به لطف و كرمشان حلال بفرمايند، يا به هر صورت ممكن كه مي‌شود، حقشان را بگيرند. از پدر عزيزم مي‌خواهم كه براي من از كليه اقوام و دوستان حلاليت بطلبد. «والسلام و عليكم و رحمت ‌الله منبع: سایت جلوه ایثار تهیه و تنظیم: فریادرس گروه حوزه علمیه

پربازدیدها

پربحث‌ها