عمل به علم و تهذيب نفس و عمل به رسالت اخلاق، جز با حضور در ميان مردم، بازتابى نخواهد داشت.

پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
به سوى مردم برگرد
به سوى مردم برگرد عمل به علم و تهذيب نفس و عمل به رسالت اخلاق، جز با حضور در ميان مردم، بازتابى نخواهد داشت. با مردم و در ميان مردم‏ از زمينه‏هاى موفقّيت عالمان در ايجاد محيط اخلاقى، خو گرفتن به کمالات نفسانى و عمل به علم است. اضافه بايد کرد که عمل به علم و تهذيب نفس و عمل به رسالت اخلاق، جز با حضور در ميان مردم، بازتابى نخواهد داشت. کمال اخلاق آن نيست که عالم در بروى مردم ببندد و در گوشه‏اى به تهذيب نفس بپردازد و تنها به اصلاح خود پردازد که اين، روش عابدان و تارکان دنياست. آن کس که تنها به خود مى‏انديشد، نه تنها به وظيفه تبليغ رسالت عمل نکرده که خود را نيز نساخته است. چرا که تقوا، مردم گريزى نيست و پارسايى در جمع و غوغاى اجتماع حاصل مى‏شود و ملکات نفسانيه، در برخورد با اضداد و فتنه‏هاى دنيوى خود را آشکار مى‏سازد، علاوه که مردم، ولى نعمت حوزه‏اند و انتظار آن است که در تهذيب نفس و رشد فضائل آنان را يارى دهد: داود پيامبر، صبحگاهان براى عبادت، به تنهايى سر به بيابان گذاشت. خداوند، به او وحى کرد: اى داود! تو را تنها مى‏بينم. داود گفت: خداوند! اشتياق ملاقاتت مرا وا داشت، تنها به سويت آيم. خداوند وحى کرد: به سوى مردم برگرد. تو گر بنده‏اى گريزان را با خود همراه کنى، در لوح محفوظ در زمره پسنديدگان، ثبتت خواهم کرد. اين روايت، نشانگر جايگاه والاى هدايت و ارشاد مردم است. آن کس که تنها به خود و فرزندانش مى‏انديشد و کار به کار مردم ندارد، از برکات بسيار محروم مانده است. پيامبران الهى که اسوه‏هاى فضيلت هستند، در ميان مردم زندگى مى‏کردند، با توده‏ها حشر و نشر داشتند و براى مردم به منزله پدر مهربان و دلسوز بودند، نيکان را تشويق و گناهکاران راارشاد مى‏فرمودند. پيامبر اسلام، همواره با مردم بود، به خانه‏هاى آنان مى‏رفت و در شادى غم در کنارشان بود و از مشکلاتشان گره گشايى کنارشان بود و از مشکلاتشان گره گشايى مى‏کرد. على(ع) حتى در اوج خلافت و مشکلات فراوان، از مردم فاصله نگرفت.آنان را ارشاد مى‏کرد و بيمارى اخلاقى را درمان مى‏بخشيد.همراهى عالمان و مردم موجب مى‏شود که آرامش روانى بر همگان سايه گسترده و جامعه رو به سلامت رود. اگر عالم دينى در ميان مردم باشد، آنان را مى‏شناسد، محيط و زمان را درک مى‏کند، مردم به او دل مى‏بندند و با همکارى متقابل، مشکلات اخلاقى آنان رفع مى‏شود. در گذشته که بيش از امروز، روحانيون با مردم حشر و نشر داشتند و کمتر منطقه‏اى از وجود حوزويان خالى بود، بسيارى از تنش‏هاى خانوادگى، و نزاعهاى مالى و... به تدبير آنان بر طرف مى‏شد و نيازى به مراجعه به محاکم نبود. امروز نيز، در ايّامى مثل محرم و رمضان، که علمأ بيشتر در ميان مردم حضور دارند، ناهنجاريهاى اخلاقى فروکش مى‏کنند اختلافات بسيار کم مى‏شوند و... تا آن جا که گاه دادگاهها در اين روزها مراجعه کننده ندارند. شهيد بهشتى مى‏گويد: «يادم مى‏آيد، در نجف آباد اصفهان يک عالم مردمى فعال به نام آقا شيخ ابراهيم، رحمة الله عليه، زندگى مى‏کرد. خوب يادم مى‏آيد. آن وقتها که ما طلبه جوانى بوديم. پرسيدم وضع ايشان در ميان مردم چطور است؟ گفتند مردم ايشان را از صميم قلب دوست دارند. چون ايشان هم امام جماعت و هم مدرس است و هم واعظ، هم خادم، به مردم خدمت مى‏کند. بعد گفتند: به طور مثال، گاهى بعد از نيمه شب درخانه ايشان را مى‏زنند و مى‏گويند: ريش سفيدهاى فاميل نتوانسته‏اند دعواى خانوادگى را حل بکنند و ناچار به شما زحمت داده‏ايم. لطفا بياييد ما را اصلاح دهيد. منبع: فصلنامه حوزه تنظيم: نقدي-حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها