در اين مقاله همه بحث حول مسأله اوّل است: اينكه در اين تحقيق از چه روشى بايد كمك گرفت؟ آيا متد تاريخى و نگاه معرفت شناسانه مفيد هست يا نه؟ در اين مقاله با ديدگاه تاريخى در اين گونه مباحث كلاًّ مخالفت ورزيده ام و ادّله اين ديدگاه را ناتمام دانسته ام
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
نقش علوم بشرى در اجتهاد بحثى در روش تحقيق نقش علوم بيرون دينى در اجتهاد فقهى, (بحثى نظرى است که ثمرات بسيارى بر آن مترتّب مى شود. ولذا از اين جهت مى توان آن را از مباحث مهمّ علم اصول و يا به اصطلاح جديدتر, فلسفه فقه دانست . در کتاب معرفت دينى که در نقد قبض و بسط تئوريک شريعت نگاشته ام, بسيارى از مسائل مربوط به (نقش علوم در اجتهاد) را بحث کرده ام. ولى چون آن کتاب صبغه نقدى داشت, برخى از اين مسائل که از اهميت بسزايى هم برخوردار است, چندان برجسته نشده اند. اميدوارم در سلسله مباحثى اين مسائل را تا حدّى مستقلّ از يکديگر مورد بحث قرار دهم. در رابطه با (نقش علوم در اجتهاد فقهى), مسائل متعددى قابل طرح است, که اشاره به آنها براى ورود در اين سلسله مباحث, خالى از فايده نيست. برخى از اين مسائل چنين اند: 1ـ روش تحقيق در اين مسأله چيست؟ چه کسى مى تواند قضاوت کند که علوم در اجتهاد نقش دارند يا نه؟ دکتر سروش در سلسله مقالات قبض و بسط تأکيد فراوانى بر نگاه معرفت شناسانه دارد. نگاهى که در اصل تاريخى است و با سير تحوّل معارف سروکار دارد و از قضاوت در مورد صحّت و سقم آراء عالمان خوددارى مى کند1 (به اين علّت که نگاهى درجه دوم است). يکى از مهمترين مسائل اين بحث, روشن ساختن صحت يا سقم اين ديدگاه است. چنانکه در کلّ مقاله استدلال کرده ام, به گمان من اين شيوه تحقيقى بطورکلى عقيم است. در همين مقدّمه دوباره به اين بحث برمى گرديم. 2ـ دامنه ارتباط علوم با فقه در چه حدّى است؟ آيا ارتباطى همه جانبه است يا جزئى و موردى؟. به تعبير ديگر آيا ارتباطى کاناليزه است يا همه جانبه؟ دکتر سروش در قبض و بسط, از ارتباط همه جانبه دفاع کرده است و من بر غيرمعقول بودن آن برهان آورده ام.2 آنچه مى توان پذيرفت اين است که معرفت دينى و از جمله معرفت فقهى, به مبادى تصوّرى و تصديقى خاصّى توقف دارد و از همين طريق با معارف بيرون دينى ارتباط مى يابد. اين ارتباط جزئى و از کانالى خاصّ صورت مى پذيرد و ادّعايى است که در درون علوم و معارف دين بايد اذعان شود و با نگاه تاريخى نمى توان آن را ثابت کرد. 3ـ مجارى اين ارتباط دقيقاً کدامند؟ در مقالات قبض و بسط مجارى متعدّدى براى اين ارتباط ذکر شده است و اينها علاوه بر ادعاى کلّى ارتباط است; مانند رابطه از طريق انتظارات ما از دين, و از طريق شناختن دنياى متکلّم و از طريق دخالت تئوريها در فهم مفردات کتاب و سنت و... گرچه بسيارى از اين مجارى ارتباط را مخدوش مى دانم, ولى در عين حال بحث از آنها مفيد به نظر مى رسد.3 4ـ فقيهان گذشته تا چه حدّ به نقش ساير علوم التفات و اعتنا داشته اند؟ در اين ترديدى نمى توان داشت که فقيهان, چه در کتب فقهى و چه در کتب اصولى, به اصل اين نقش فى الجمله اذعان داشته اند،4 مگر اخباريان افراطى که دخالت هر گونه احکام عقلى را در استنباط حکم انکار مى کرده اند, گرچه به لحاظ تاريخى برخى در نسبت اين چنين مسلکى به اخباريان ترديد کرده اند. در هر صورت در ميان فقها و اصوليان, اصل اين ارتباط امرى مسلّم بوده است; منتها ممکن است در حيطه و دامنه آن بحث داشته باشند. لذا اينکه دکتر سروش در نقد مقاله قلعه سلطانى اينجانب گفته است به يمن مباحث قبض و بسط بوده است که حوزويان و عالمان دين به (نقش علوم بيرون دينى در فهم دين) التفات کرده اند, سخن نادرستى است.5 قرنها قبل, اصوليان در بحث اجتهاد و تقليد و بلکه در پاره اى مواضع ديگر چون حجيّت قطع, به ارتباط اين معارف بيرون دينى اذعان کرده بودند. منتها بحث حوزويان و بلکه هر محقّقى با صاحب قبض و بسط در ادّعاهاى گزاف (ارتباط همه جانبه معارف) و در (نسبيّت فهم دينى) و در (متد تحقيق) ايشان است, نه در اصل ارتباط.6 5 ـ معيار لزوم فحص و کاوش در علوم دينى و خصوصاً فقه چيست؟ اين بحث هم از مباحث مهمّ مربوط به (نقش علوم در اجتهاد) است. يکى از مطالبى که در اين بحثها بايد مدّنظر داشت, تفکيک دو مسأله از همديگر است: يکى اينکه آيا معارف بيرون دينى همچون فلسفه, علوم انسانى, علوم تجربى و تاريخ با اجتهاد فقهى ارتباطى کلّى يا غيرکلّى دارند يا نه؟ مسأله ديگر اين است که سرّ کاوش و دليل لزوم فحص در فقه چيست؟ اين دو مسأله با هم تلازمى ندارند: ممکن است رابطه علوم با فقه قطعى نباشد, ولى در عين حال فحص از آن علوم لازم باشد. اين مسأله را تا حدّى در معرفت دينى بحث کرده ام,7 ولى در هرحال محتاج بحث گسترده ترى است و کم نيستند کسانى که بين دو مسأله خلط مى کنند که به موردى از آن در همين مقاله اشاره خواهد رفت. 6 ـ آيا معرفت دينى از جمله معرفت فقهى نسبى است : به اين معنا که نتوان گفت هيچ حکمى از احکام را به نحو جزمى مى دانيم؟ 7ـ آيا ضرورتهاى دينى و فقهى وجود دارد که هيچ گونه تحوّلى در آن راه نداشته باشد؟ اصلاً معناى ضرورت فقهى و دينى چيست؟ در معرفت دينى بتفصيل از اين مطلب بحث کرده ام.8 8 ـ معناى نصّ دينى چيست و آيا اصلاً هيچ نصّى وجود دارد؟ گاه پاره اى از افراد در اصل نصّ دينى تشکيک مى کنند و مى گويند هيچ کلامى وجود ندارد که نصّ در معنا و مدلول باشد. به گمان من اين سخن کلاًّ مغالطى است و از پاره اى خطاهاى منطقى و تحليلى در مباحث الفاظ و فلسفه زبان رنج مى برد. ربط اين بحث با (نقش علوم در اجتهاد) در مسأله حمل نصوص و ظواهر دينى بر نتايج معارف بيرون دينى ظاهر مى شود. اينها برخى از مسائل قابل توجه درباره (نقش علوم در اجتهاد) هستند. مسائل متعدد ديگرى هنوز قابل طرحند که خوف اطاله مقاله مانع از ذکر آنهاست. هريک از اين پرسشها خود موضوعى مستقل براى تحقيق اند. در اين مقاله همه بحث حول مسأله اوّل است: اينکه در اين تحقيق از چه روشى بايد کمک گرفت؟ آيا متد تاريخى و نگاه معرفت شناسانه مفيد هست يا نه؟ در اين مقاله با ديدگاه تاريخى در اين گونه مباحث کلاًّ مخالفت ورزيده ام و ادّله اين ديدگاه را ناتمام دانسته ام. ولى قبل از ورود به اصل بحث, در اين مقدّمه بايد کمى راجع به اين موضع سلبى, توضيح دهم. چون نفى فايده از بحثهاى تاريخى قطعاً عدّه اى را که علاقه مند به مباحث تاريخى انديشه اند برمى آشوبد, در حالى که چنين چيزى لازم نيست; چه آنکه مقصود ما از نفى ديدگاه تاريخى, نه نفى هرگونه فايده تاريخ انديشه است, بحث بر سر چيز ديگرى است. ادامه دارد... آيت الله صادق لاريجانى پى نوشتها: 1 . عبدالکريم سروش, قبض و بسط تئوريک شريعت, طبع اوّل, ص270ـ257. 2 . صادق لاريجانى, معرفت دينى, ص22ـ16. 3 . همان, ص132ـ92. 4 . به عنوان نمونه بنگريد به: الفاضل التونى, الوافية فى اصول الفقه, ص250, طبع مجمع الفکر الاسلامى; الوحيد البهبهانى, الفوائد الحائرية, الفائدة 36, ص212, طبع مکتبة الصدر, طهران. 5 . عبدالکريم سروش, دعوى درويشى و وعده خاموشى, مجله کيان, شماره9, مهر و آبان 1371 . 6 . صادق لاريجانى, قبض و بسط در قبض و بسطى ديگر, خصوصاً ص24ـ 18. 7 . صادق لاريجانى, معرفت دينى, ص88. 8 . همان, ص197ـ191.
فاصله شما با تبیان تنها یک کلیک است! در همه شبکههای اجتماعی حاضریم و محتواهای داغ و دسته اول را با بهترین کیفیت در اختیارتان میگذاریم؛ ما را در شبکههای اجتماعی دنیال کنید.