سرتراشی روزی سرخواجه ای می تراشید . ناگاه ، دست او بلرزید وسرخواجه ببرید . فریاد داشت که ای مردک ! سرمرا ببریدی ! گفت : خاموش باش که سربریده سخن نگوید ! گلشن لطائف...
سر بریده سرتراشی روزی سرخواجه ای می تراشید . ناگاه ، دست او بلرزید وسرخواجه ببرید . فریاد داشت که ای مردک ! سرمرا ببریدی ! گفت : خاموش باش که سربریده سخن نگوید ! گلشن لطائف



