چرا برنامه تعليمات طلاب و محصلين علوم دينى مطابق احتياجات روز تنظيم نمى شود؟ چرا روحانيون ما بجاى آنكه پيشرو و هادى قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حركت مى كنند؟ چرا؟ چرا؟

دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
مشکل اساسی سازمان روحانیت
مشکل اساسي سازمان روحانيت (در)دروس طلاب تجديد نظر نمايند واحتياجات روز مسلمين را در نظر بگيرند. مخصوصا مسائلى را که جزءاصول عقايد مسلمين است جزء برنامه درسى طلاب قرار دهند و خلاصه حوزه نجف راازانحصار فقاهت و رساله عمليه نويسى خارج کنند. جريان باطلاع معظم له رسيد قسمت اول و دوم را اينجا ببينيد لينک هاي مرتبط صوتي را اينجا ببينيد قدرت و حريت اگراتکاء روحانى بمردم باشدقدرت بدست مى آورد اما حريت رااز دست مى دهدواگر متکى بدولتها باشد قدرت رااز کف مى دهداما حريتش محفوظ است زيرا معمولا توده مردم معتقد و باايماننداما جاهل و منحط و بى خبر و در نتيجه بااصلاحات مخالفند واماولتها معمولا روشنفکرند ولى ظالم و متجاوز روحانيت متکى بمردم قادراست با مظالم و تجاوزات دولتها مبارزه کنداما در نبرد با عقايد وافکار جاهلانه مردم ضعيف و ناتوان است ولى روحانيت متکى بدولتها در نبرد با عادات وافکار جاهلانه نيرومنداست و در نبرد با تجاوزات و مظالم دولتها ضعيف . بنظر ما صرف اتکاء بودجه روحانيت ايران بعقيده مردم سبب ضعف آن نشده است بلکه سازمان نداشتن اين بودجه سبب اين نقص بزرگ شده است . و مى توان با سازمان دادن اين بودجه اين نقص بزرگ را رفع کرد تا روحانيت شيعه هم قدرت داشته باشد و هم حريت . هدف اصلى اين مقاله همين است و روحانيت ايده آل ما چنين روحانيتى است . بعدا تحت عنوان [راه اصلاح] توضيح بيشترى خواهيم داد. عوامزدگى .جامعه در بسيارى از حالات مانند فرداست از آنجمله آفت زدگى است .البته آفت اجتماع متناسب و مخصوص بخوداجتماع است . هر جامعه اى نيز يک نوع آفت مخصوص بخود دارد. آفتى که جامعه روحانيت ما را فلج کرده واز پا در آورده است [ عوام زدگى] است . عوامزدگى از سيل زدگى زلزله زدگى مار و عقرب زدگى بالاتراست .اين آفت عظيم معلول نظام مالى مااست . روحانيت ما دراثر آفت عوامزدگى نمى تواند چنانکه بايد پيشرو باشد واز جلو قافله حرکت کند و بمعنى صحيح کلمه هادى قافله باشد مجبوراست در عقب قافله حرکت کند. خاصيت عوام اين است که هميشه با گذشته و آنچه باآن خو گرفته پيمان بسته است حق و باطل تميز نمى دهد. عوام تازه اى را بدعت يا هوى و هوس مى خواند ناموس خلقت و مقتضاى فطرت و طبيعت را نمى شناسد ازاين رو با هر نوى مخالفت مى کند و هميشه طرفدار حفظ وضع موجوداست ما هم اکنون مى بينيم که عوام الناس بمسائلى جدى از نوع[ توزيع عادلانه ثروت] [ عدالت اجتماعى] [ تعليمات عمومى] [ حاکميت ملى] وامثال اين مسائل که پيوند ناگسستنى بااسلام دارند واسلام است که عنوان کننده اين حقايق و مدافع آنهااست بان چشم نگاه مى کنند که بيک هوس کودکانه . روحانيت عوامزده ما چاره اى نداردازاينکه آنگاه که مسئله اى اجتماعى مى خواهد عنوان کند بدنبال مسائل سطحى و غيراصولى برود و از مسائل اصولى صرف نظر کند و يا طور نسبت به اين مسائل اظهار نظر کند که با کمال تاسف علامت تاخر و منسوخيت اسلام بشمار رود و وسيله بدست دشمنان اسلام بدهد. افسوس که اين آفت عظيم دست و پاها را بسته است و گرنه کاملا روشن مى شد که اسلام در هر عصر و زمانى واقعا تازه است لاتنفنى عجائبه ولا تنقضى غرائبه . معلوم مى شد که حتى عميق ترين سيستمهاى اجتماعى عرن ماقادر نيست با آنه اسلام آورده رقابت کند. روحانيت عوامزاده ما چاره اى نداردازاينکه همواره سکوت را بر منطق سکون را بر تحرک نفى را براثبات ترجيح دهد. زيرا موافق طبيعت عوام است . چرا برنامه تعليمات طلاب و محصلين علوم دينى مطابق احتياجات روز تنظيم نمى شود؟ چرا روحانيون ما بجاى آنکه پيشرو و هادى قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حرکت مى کنند؟ چرا؟ چرا؟ حکومت عوام منشا رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و کتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن بهيکل و شيوع عناوين والقاب بالا بلند در جامعه روحانيت ما شده که در دنيا بى نظيراست . حکومت عوام است که آزاد مردان واصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون کرده و مى کند در سالهاى اقامتم در حوزه علميه قم که افتخار شرکت در محضر درس پر فيض مرحوم آيت الله آقاى بروجردى اعى الله مقامه - را داشتم يک روز در ضمن درس فقه حديثى بميان آمد به اين مضمون که از حضرت صادق - عليه السلام - سئوالى کرده اند وايشان جوابى داده اند. شخصى بانحضرت مى گويد قبلا همين مسئله از پدر شماامام باقر[ ع] سئوال شده ايشان طور ديگر جواب داده اند کداميک درست است ؟ حضرت صادق[ ع] در جواب فرمود آنچه پدرم گفته درست است . بعداضافه کردند: ان الشيعه اتواابى مسترشدين فافتاهم بمرالحق واتوونى شکاکا فافتيتهم بالتقيه . يعنى : شيعيان آنوقت که سراغ پدرم مى آمدند با خلوص نيت مى آمدند و قصدشان اين بود که ببينند حقيقت چيست و بروند عمل کنند او هم عين حقيقت را بانها مى گفت ولى اينها که مى آينداز من سئوال مى کنند قصدشان هدايت يافتن و عمل نيست مى خواهند ببيننداز من چه مى شنوند و بسا هست که هر چه از من مى شنوند باينطرف و آنطرف بازگو مى کنند و فتنه بپا مى کنند من ناچارم که با تقيه بانها جواب بدهم . چون اينحديث متضمن تقيه از خود شيعه بود نه از مخالفين شيعه فرصتى بدست آنمرحوم داد که درد دل خودشان را بگويند گفتند[ :تعجب ندارد تقيه از خودمانى مهمتر و بالاتراست من خودم دراول مرجعيت عامه گمان مى کردم از من استنباط است واز مردم عمل هر چه من فتوا بدهم مردم عمل مى کنند ولى در جريان بعض فتواها (که بر خلاف ذوق و سليقه عوام بود) ديدم مطلب اينطور نيست . البته نوع تقيه اى که در متن حديث است با نوع تقيه اى که ايشان فرمودند يکى نيست دو نوع است آن نوع تقيه که در حديث است بمحيط روحانى مااختصاص ندارد در همه جاى دنيا معمول است و چاره اى از آن نيست ولى نوع تقيه اى که در محيط روحانى ما معمول است ازاختصاصات طرز تشکيلات مااست که اخيرا پيدا شده .ايشان هم بيک مناسبت کوچکى خواستند درد دل خود رااظهار کنند. مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حائرى يزدى -اعلى الله مقامه - موسس حوزه علميه قم بفکرافتادند يک عده از طلاب را بزبان خارجى و بعضى علوم مقدماتى مجهز کنند تا بتواننداسلام را در محيطهاى تحصيل کرده جديد بلکه در کشورهاى خارج تبليغ نمايند. وقتيکه اين خبر منتشر شد گروهى از عوام و شبه عوام تهران رفتند به قم واولتيماتوم دادند که اين پولى که مردم بعنوان سهم امام مى دهند براى اين نيست که طلاب زبان کفار را ياد بگيرند اگراينوضع ادامه پيدا کند ما چنين و چنان خواهيم کرد!!! آن مرحوم هم ديدادامه اينکار موجب انحلال حوزه علميه و خراب شدن اساس کاراست موقتااز منظور عالى خود صرف نظر کرد. در چند سال پيش در زمان زعامت و رياست مرحوم آيت الله آقا سيدابوالحسن اصفهانى اعلى الله مقامه - عده معتنابهى از علما و فضلاى مبرز نجف که در زمان حاضر بعضى از آنها مرجع تقليدند جلسه کردند و پس از تبادل نظر اتفاق کردند که در برنامه (در)دروس طلاب تجديد نظر نمايند واحتياجات روز مسلمين را در نظر بگيرند. مخصوصا مسائلى را که جزءاصول عقايد مسلمين است جزء برنامه درسى طلاب قرار دهند و خلاصه حوزه نجف راازانحصار فقاهت و رساله عمليه نويسى خارج کنند. جريان باطلاع معظم له رسيد. معظم له که قبلا درس خود رااز جريانى که براى مرحوم آيت الله حائرى پيش آمده بود واز نظاير آن ياد گرفته بودند پيغام دادند که تا من زنده هستم کسى حق ندارد دست بترکيب اين حوزه بزنداضافه کردند سهم امام که بطلاب داده مى شود فقط براى فقه واصول است نه چيز ديگر. بديهى است که عمل ايشان درس آموزنده اى بود براى آن آقايان که زعماى فعلى حوزه نجف هستند. بااين توضيح معلوم شد که چرا شخصيتهاى برجسته ما همينکه روى کار مى آيندازانجام منويات خود عاجزند؟ و بااينکه خون دل مى خورند و انديشه اصلاح را همواره در دل مى پرورانند در عمل قدرت اجرا ندارند؟ چرا حوزه هاى علميه مااز صورت دانشگاه دينى بصورت[ دانشکده فقه] در آمده ؟ چرا علما و فضلاى ما همينکه معروف و مشهور شدنداگر معلومات ديگرى غيراز فقه واصول دارند روى آنها را مى پوشانند و منکر آنها مى شوند؟ چرا بيکاره و علف هرزه در محيط مقدس روحانى ما زياداست بطورى که يک زعيم روحانى مجبوراست براى آب دادن يک گل خارها و علف هرزه هاى زيادى را آب بدهد؟ چرا در محيط روحانى ما سکوت و سکون و تماوت و مرده وشى بر منطق و تحرک و زنده صفتى ترجيح دارد؟ چرا حريت فکر و عقيده در ميان ما کمتر وجود دارد؟ چرا برنامه تعليمات طلاب و محصلين علوم دينى مطابق احتياجات روز تنظيم نمى شود؟ چرا روحانيون ما بجاى آنکه پيشرو و هادى قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حرکت مى کنند؟ چرا؟ چرا؟ * لينک صوتي ا ستاد از قم و نجف ميگويد علامه جعفري * لينک صوتي آسيب شناسي حوزه و دانشگاه رحيم پور ازغدي * لينک صوتي موضوع روحانيت در خط مقدم تاريخ رحيم پور ازغدي تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه منبع :مجله حوزه

پربازدیدها

پربحث‌ها