(لزوم اهتمام اهل علم به تبليغ) نزديک است که شهرستانها از مشايخ علما خالى بمانند! اين اهل علم هستند که مردم را از دقايق امور دينى با خبر مىکنند و دين آنها را حفظ مىکنند، و ضروريات دين را به مردم مىرسانند. اهل علمى که مشغول کار خود بودهاند، معجزات ديدهاند! شخصى به محلى رفته و ديده بود که مردم مردههاى خود را در ديوار مىگذارند! چه بسا شيعيانى که در بلاد غيراسلامى و يا اسلامى هستند و حتى به يک روحانى دسترسى ندارند تا مسايل اوليه خود را از او بپرسند. چندين ميليون شيعه در ترکيه به صورت پراکنده هستند، خدا مىداند آيا ده عالم به اندازهاى که بتوانند رساله را به آنها تعليم کنند، دارند يا خير؟ همچنين دهها ميليون ديگر در سراسر جهان، آيا نبايد به فکر آنها باشيم؟! آيا اگر اين قسمت از تبليغ، يعنى تعليم مسايل واجب و حلال و حرام را ترک کنيم، بلا نمىآيد؟! مرحوم آقا شيخ غلامرضا يزدى، عالم حسابى و خيلى بزرگوارى بود که به دهات اطراف و دور دست مىرفت. از حاج آقا حسين قمى رحمةاللّه نقل شده که فرمودهاند: از منبر دو نفر مىشود استفاده کرد، يکى آقاى شيخ غلامرضا است. بنده هم يک منبر ايشان را ديدهام. ايشان نان جو و ماست با خود برمىداشت و به آبادىها مىرفت، و قرائت نماز و مسايل مهم را به مردم ياد مىداد، و به آبادى و ده ديگر مىرفت و همواره در حال گردش بود. ايشان از علماى بزرگ زمان خود بود، ولى چنين برنامهاى داشت. اگر طلبه متدين باشد، مغنى خوان هم باشد مىتواند اين کار را انجام دهد. ميرزاى شيرازى بزرگ رحمةاللّهعليه طلاب غيرمستعد را که تشخيص مىداد اهل اجتهاد نيستند، وقتى جامع المقدمات و رساله عمليه را ياد مىگرفتند، براى ارشاد و تعليم مسايل و اصلاح قرائت نماز مردم به محلهاى خودشان مىفرستاد آيا اين بيچارهها و مردم محروم و دور افتاده و مستضعف که در بلاد اسلامى يا غير مسلمان مضطرند و دسترسى به عالم روحانى ندارند و يا تمکن ندارند، بايد نديده گرفته شوند؟! اگر ما آنها را کالعدم فرض کنيم، آيا در اين صورت، ديگران و بالاترها هم ما را کالعدم و ناديده فرض نمىکنند؟! از اهل علم کسانى که براى تبليغ مىروند و خود را از رفتن معذور نمىدانند، بايد به جاهايى بروند که ديگران نمىروند . اينکه آن آقا با آن عظمت و مقامات براى اين کار حاضر مىشد، بر ما هم حجت تمام است. کارى که براى شاگردانش به چند واسطه، هم ممکن بود! ميرزاى شيرازى بزرگ رحمةاللّهعليه طلاب غيرمستعد را که تشخيص مىداد اهل اجتهاد نيستند، وقتى جامع المقدمات و رساله عمليه را ياد مىگرفتند، براى ارشاد و تعليم مسايل و اصلاح قرائت نماز مردم به محلهاى خودشان مىفرستاد. در هر حال، تعليمات عوام و ايتام آلمحمد صلواتاللّهعليهماجمعين را به که سپردهاند؟! عربهاى باديهنشين که دارايى نداشتند تا از يک روحانى جهت تبليغ احکام، دعوت و پذيرايى کنند، براى رکوع و سجود، جست و خيز مىکردند! عالمى که در قم (در مسجد محلهاى) نماز اقامه مىکرد و احکام را بيان مىنمود، مىگفت: از مردم محله و اهل مسجد يک پول هم نمىرسد، ولى هر وقت به آن مسجد مىروم از جاهاى ديگر حواله مىرسد، و هر گاه نمىروم قطع مىشود! اهل علمى که مشغول کار خود بودهاند، معجزات ديدهاند! والسلام عليکم و رحمةاللّه و برکاته برگرفته از سخنان آيةالله بهجت تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه