شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي در سال 1323 هجري شمسي در شهر خرم آباد و در يك خانواده روحاني متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اكبر رحيمي از علماي بزرگ شهر بود. كه نسب او به حضرت امام موسي بن جعفر (ع) مي رسيد.

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
زندگي نامه شهيد حجت الاسلام سيد فخرالدين رحيمي
زندگي نامه شهيد حجت الاسلام سيد فخرالدين رحيمي شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي در سال 1323 هجري شمسي در شهر خرم آباد و در يک خانواده روحاني متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اکبر رحيمي از علماي بزرگ شهر بود. که نسب او به حضرت امام موسي بن جعفر (ع) مي رسيد. سابقه مبارزاتي: همزمان با آغاز نهضت امام خميني(ره) و حادثه اسف بار حمله جلادان رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه در سال 42، دستگيري از سوي ساواک و تحمل زندان هاي مخوف رژيم، افشاي چهره فاسد اشرف پهلوي و شاه خائن، افشاي ماهيت رژيم اشغالگر قدس، تبعيد به ايرانشهر و آغاز مبارزه در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامي، تبعيد به اقليد فارس ، تحمل زندان هاي انفرادي در کميته مشترک، ممنوع المنبر شدن بواسطه مبارزه علني با مظاهر ظلم و ستم خاندان پهلوي کارهاي تشکيلاتي: تدريس و تبليغ علوم اسلامي و انقلابي مسئوليتها: عضو کميته مرکزي استان لرستان، عضو شوراي اسلامي خرم آباد، نماينده مردم ملاوي در مجلس شوراي اسلامي آثار علمي: کتاب «امام با عشاير سخن مي گويد»، تاليف و انتشار دهها مقاله در مطبوعات و نشريات تولد تا جواني شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي در سال 1323 هجري شمسي در شهر خرم آباد و در يک خانواده روحاني متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اکبر رحيمي از علماي بزرگ شهر بود. که نسب او به حضرت امام موسي بن جعفر (ع) مي رسيد. شهيد سيد فخرالدين، پس از پايان تحصيلات مقطع ابتدايي تحت تکفل برادر بزرگ و روحاني خود شهيد حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد نورالدين رحيمي قرار گرفت. سيد نورالدين براي ادامه تحصيل دروس حوزوي به قم مشرف شد و به همين دليل شهيد سيد فخرالدين نيز به همراه او به شهر خون و قيام قم رفت و بطور رسمي تحصيل علوم ديني را آغاز کرد. وي در اين مدت در درس خارج فقه و اصول از محضر اساتيد حوزه علميه قم از جمله آيت الله شهيد مدني استفاده برد. وي همچنين مدتي را نيز در حوزه علميه کماليه خرم آباد به همراه برادرش سيد نورالدين و آيت الله سيد حسن طاهري خرم‌ آبادي، شيخ فرج الله عباسي، شيخ محمدرضا عباسي، شيخ محمدرضا آدينه وند به تهذيب نفس خود پرداخت. وي در مسجد علوي خرم آباد به ارشاد جوانان مي پرداخت و‌ آنان را با اصول دين و روش هاي مبارزه با ظلم و عصيانگري آشنا مي ساخت. او مظهر اراده و تقوي بود و هر جا که سخن از حق و حقيقت به ميان مي آمد از جان و آبروي خود مايه مي گذاشت. او در جواني توانست به مدارج بالاي علمي حوزوي و اجتهاد نائل گردد. سراسر وجود و زندگي او مبارزه بود و هم اکنون نيز هرگاه نام سيد فخرالدين که در ميان مردم غيور آن خطه به «فخر لرستان» مشهور است به ميان مي آيد، ناخودآگاه ذهن همه به سوي مبارزات سترگ آن روحاني مجاهد سوق داده مي شود. شهيد سيد فخرالدين رحيمي به سبب ارتباط و آموزش در محضر شهيد محراب آيت الله مدني و آيت الله کمالوند به درجه رفيعي از وارستگي اخلاقي دست يافته بود و به عبارتي دقيق تر مجاهدي عارف و سياستمداري با تقوا بود که با تکيه بر قرآن و نهج البلاغه و قيام سرخ سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع)، آزاده زيستن و آزاده به استقبال مرگ رفتن را در خود نهادينه کرده بود. او در عبادت و راز و نياز به درگاه خداوند مثال زدني بود و نمازهاي عارفانه او در شب هاي تيره و ساکت، توجه او را به خالق يکتا و بي ارزشي زرق و برق دنيا آشکار مي کرد. او در محيطي پرورش يافت که اطاعت از ولايت فقيه را اطاعت از امام و رسول خدا مي دانست و با درايت و تيزبيني در برابر توطئه هاي دشمنان مکتب هوشيار و مقاوم بود. شهيد سيد فخرالدين رحيمي با تأسي به فرموده مولاي متقيان حضرت علي ابن ابيطالب، دنيا را صحنه عمل مي دانست و آخرت را روز حساب و در عهد با پروردگار مصداق بارز اين حديث شريف بود که مي فرمايد: «صدق بعهد الله و وفي بشرطه و ذلک قوله عزوجل: «رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه» فذلک الذي لايصيبه اهوال الدنيا و لا اهوال الاخره»«براستي در عهد پروردگار ثابت و به پيمان خدا وفادار است. او از کساني است که در قرآن به وفاداري معرفي شده اند، او در دنيا گرفتار نگراني نيست و در قيامت نيز هراسي ندارد.» او به راستي نشانه مخلصين را که حضرت اميرالمومنان علي (ع) آن را توصيف کرده دارا بود:‌ «فطوبي لمن اخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و اخذه و ترکه و کلامه و صمته و فعله و قوله» حضرت علي (ع) در وصاياي خود به حضرت امام حسين(ع) فرمودند: «خوشبخت و رستگار کسي است که علم و عمل اش، دوستي و دشمني اش، گرفتن و رها کردنش، سخن گفتن و سکوتش، رفتار و گفتارش تنها بر اساس رضاي الهي باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد.» ايجاد ترس در درون دشمنان از ويژگي هاي بارز شهيد رحيمي بي باکي از تهديدات دشمنان يکي از ويژگي هاي بارز مردم استان لرستان به شمار مي رود و حضور آگاهانه آنان در عرصه هاي مختلف انقلاب اسلامي دليلي متقن بر اين ادعا است. روحيه دشمن ستيزي شهيد سيد فخرالدين رحيمي نيز او را به «فخر لرستان» شهره ساخته بود و اتکاء او به شعار «ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ماست» او را به روحاني مبارزي تبديل کرده بود که همواره در دل دشمنان نهضت انقلاب اسلامي هراس مي افکند. ثبت بيش از 250 برگ سند محرمانه از فعاليت هاي آشکار شهيد رحيمي در ساواک و نيز صلابت و اقتدار او در برابر شکنجه هاي آنان موجب شده بود تا لحظه اي از مبارزات او غافل نباشند. ساواک و نيروهاي نظامي شاه به شدت او را تحت کنترل داشتند و سعي مي¬کردند ارتباط او را با مردم قطع نمايند. ولي هرگز نتوانستند ميان وي و مردم جدايي بيافکنند. شهيد رحيمي و نهضت عاشورايي امام خميني (ره) شهيد رحيمي همزمان با ماجراي مدرسه فيضيه و حمله دژخيمان پهلوي و شهادت طلاب بيگناه حوزه علميه قم،‌ به صف مبارزان نهضت امام خميني(ره) پيوست و يک روز در حاليکه مشغول چسباندن اعلاميه حضرت امام راحل بر روي ديوار بود، در حلقه جلادان پهلوي گرفتار و به شش ماه زندان محکوم شد. سيد فخر الدين پس از طي دوران محکوميت به زادگاهش بازگشت و در مسجد علوي پايگاه نوين و فعالي را براي مبارزه رژيم پهلوي بنا نهاد. پس از تبعيد حضرت امام راحل، براي دومين بار به علت برداشتن تابلو خيابان ششم بهمن شهر خرم آباد و نصب تابلو با نام خيابان علوي به جاي آن، دستگير و به تحمل شش ماه حبس ديگر محکوم شد. او در زندان خرم آباد نيز آنچنان که خود روايت کرده است دست از تبليغات اسلامي و نشر احکام دين و قرآن برنداشت. شهيد رحيمي يکبار نيز به دليل تهيه نامه هاي تند عليه رژيم و ارسال آن به محضر مبارک امام راحل و همچنين مرحوم آيت الله علي مشکيني رئيس سابق مجلس خبرگان رهبري که در نجف اشرف اقامت داشتند بازداشت شد و شهيد که افشاگري عليه فساد دربار را بي هيچ ترس و اضطرابي ادامه مي داد، پس از آزادي از حبس، طي سخناني در مسجد علوي خرم آباد به اشرف پهلوي حمله کرده و او را «بلاشرف»‌ خطاب مي کند و مي گويد: «اين فاحشه دربار،‌ هروئين به مملکت مي آورد و جوانان معصوم را در دام اعتياد مي اندازد و برادر بي شعورش [شخص شاه]،‌ قرآن آريامهري به چاپ مي رساند.» در پي اين سخنراني آتشين و افشاي چهره فاسد خاندان پهلوي، به تحمل دو ماه زندان خرم آباد و چهار ماه زندان کميته مشترک ضد خرابکاري در شهرباني تهران و تحت شديدترين شکنجه هاي بدني و روحي و رواني محکوم مي گردد. بيشتر علماي لرستان که در اين مدت به ملاقات وي رفتند اذعان داشتند که آثار شکنجه ها در ظاهر ايشان پيدا بود. سيد فخرالدين يکبار نيز به علت حمله به دولت و رژيم دست نشانده پهلوي و تغيير تاريخ اسلامي به شاهنشاهي که در اواخر اسفند سال 1354 تصويب و در سال 1355 به مرحله اجرا درآمد دستگير و زنداني شد. شهيد رحيمي پس از پايان دوران حبس، ممنوع المنبر شد و چون تمامي وجودش عشق به اسلام و آگاهي دادن به مردم مسلمان بود، به روستاهاي اطراف خرم آباد و ميان عشاير لرستان مي رفت و ضمن ارشاد آنها به تعاليم دين مبين اسلام، آنها را به شورش عليه رژيم پهلوي تشويق و ترغيب مي کرد. او حتي در اجتماعات کوچکتر نيز پرده از ماهيت رژيم بر مي داشت. در اين رابطه ساواک خرم آباد در گزارش شماره 4-12-57 مورخ 29/9/1354 چنين گزارش مي نمايد:‌«اطلاع واصله حاکي است، سيد فخرالدين رحيمي فرزند سيد علي اکبر که يکي از روحانيون ناراحت اين شهر مي باشد به مغازه هاي ميوه فروشي مراجعه و پرتقال هايي که روي آنها کلمه (جافا) نوشته شده به مردم نشان داده، اظهار مي دارد اينها حرام هست،‌ نخريد بطوريکه بررسي شده اين پرتقال ها از اسرائيل به ايران وارد و در بازار توزيع گرديده است.» در پي گزارش هاي مختلف ساواک، رژيم او را در سال 56 دستگير و پس از مدتي آزار و شکنجه به سه سال تبعيد در ايرانشهر از توابع استان سيستان و بلوچستان محکوم مي کند. شهيد در خاطرات خود درباره تبعيد به ايرانشهر که در آن زمان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي «مدظله العالي» نيز در تبعيد و در ايرانشهر به سر مي بردند چنين نقل مي کند: «... پس از دريافت حکم تبعيد ... شکر الهي را به جا آوردم.... بعد از ظهر با پيکان استيشن از محوطه شهرباني خرم‌آباد اينجانب را حرکت دادند و بعدازظهر فردايش در دوراهي بعد از شهرستان بم، فاصله 365 کيلومتر را تا ايرانشهر طي نموده شبانه به ايرانشهر رسيديم. در ايرانشهر حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي سيد علي خامنه اي مترجم کتاب صلح الحسن(ع) [مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي «مدظله العالي»] که جداً فکر مردمي داشت و روحي انقلابي در مسير سازنده و اخلاقي عالي و رفتاري اسلامي [داشتند] را به همراه برخي ديگر آقايان محترم [که در تبعيد به سر مي بردند] زيارت نمودم که مجلس گرم و الطافشان غم و اندوه و حزني براي من نگذاشت. شهيد رحيمي در ايرانشهر فعاليت هاي سياسي و مبارزاتي خود را در کنار حضرت آيت الله العظمي خامنه اي "مدظله العالي" از سر گرفت و بواسطه نشر احکام غني اسلامي و کسب محبوبيت در ميان مردم بويژه برادران و خواهران اهل تسنن، ساواک با احساس خطر از روشنگري هاي اين دو شخصيت جليل القدر، شهيد رحيمي را به شهر ديگري تبعيد کرد. سيد فخرالدين رحيمي به اقليد فارس تبعيد شد و بلافاصله پس از اوجگيري انقلاب بدون توجه به اينکه در تبعيد به سر مي برد به خرم آباد بازگشت و رهبري مردم را در اجتماعات به عهده گرفت. حميدرضا دالوند، نويسنده کتاب انقلاب اسلامي در لرستان، درباره حضور مجدد و نقش شهيد رحيمي در ادامه مبارزات سال 57 در خرم آباد چنين مي نويسد: «در حالي که شعله هاي انقلاب سراسر ايران، بويژه استان لرستان را در برگرفته بود، تظاهرکنندگان به سلاح هاي گرم و سرد مسلح شده بودند و دامنه اعتصاب به ميان نظاميان هم کشيده شد. در يک سخن مردم ابتکار عمل را در دست گرفته بودند. شش تن از شاخص ترين چهره هاي مبارز روحاني شهر: سيد فخرالدين رحيمي، سيد نورالدين رحيمي، شيخ مهدي قاضي، شيخ عباسعلي صادقي، سيد جعفر وراميني و سيد مجيد سيف السادات پس از ماه ها تبعيد و زنداني در شب جمعه¬ي پنجم آبان وارد خرم آباد شدند و مورد استقبال مردم قرار گرفتند. بازگشت آنها و تحکيم و تقويت دوباره هسته رهبري نهضت لرستان، در ساماندهي، هدفمندي مبارزه و سرعت بخشيدن به پيروزي آن موثر بود.» شهيد سيد فخرالدين رحيمي به سبب ارتباط و آموزش در محضر شهيد محراب آيت الله مدني و آيت الله کمالوند به درجه رفيعي از وارستگي اخلاقي دست يافته بود و به عبارتي دقيق تر مجاهدي عارف و سياستمداري با تقوا بود که با تکيه بر قرآن و نهج البلاغه و قيام سرخ سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع)، آزاده زيستن و آزاده به استقبال مرگ رفتن را در خود نهادينه کرده بود. در پي اطلاع رژيم از بازگشت شهيد فخرالدين رحيمي مأموران ساواک به خانه برخي علماي لرستان حمله کردند و همه آنها از جمله سيد نورالدين رحيمي را دستگير کردند اما سيد فخرالدين موفق شد خود را از چنگال دژخيمان پهلوي رهايي بخشد. او مدتي بطور مخفيانه در يکي از روستاهاي نزديک خرم آباد زندگي کرد و پس از آزادي روحانيون از زندان کميته مشترک ضدخرابکاري، ايشان بطور آشکار مبارزات خود را تا پيروزي انقلاب ادامه داد. شهيد سيد فخرالدين رحيمي در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب نقش موثري در کنترل اوضاع شهر به نفع انقلابيون مسلمان داشت. «دوم بهمن 57 شب هنگام جوانان خيابان شاه آباد و چند نقطه ديگر که به پاسداري از امنيت شهر مشغول بودند، با نيروهاي گارد شهرباني درگير شدند. در نتيجه مردم شبانه به خيابانها ريختند و دست به راهپيمايي زدند. تظاهرکنندگان در مقابل منزل حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي اجتماع کردند و مراتب را به ايشان اعلام داشتند. او نيز مردم را به آرامش فراخواند و به خانه هاي خود بازگرداند...» با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) روح آزادگي و سرافرازي بر خطه قهرمان پرور لرستان نيز دميدن گرفت و رايحه دل انگيز تولد صبح و انفجار نور، قلوب مردم وفادار و روحانيت مبارز اين سامان را پر تلألو ساخت. شهيد رحيمي پس از پيروزي انقلاب اسلامي سيد فخرالدين رحيمي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مسجد علوي را به پايگاه کميته انقلاب اسلامي تبديل کرد و خود نيز به عضويت آن درآمد. او جوانان پر شوري که سالها عليه حکومت پهلوي به مبارزه پرداخته بودند را براي حفظ نظم خرم آباد ساماندهي کرد. در پي افزايش برخي ناامني ها و دامن زدن منافقين به برخي تشنجات در لرستان و شهر خرم آباد شهيد رحيمي توانست با همکاري ديگر مسئولان استاني و با توجه به سابقه مبارزاتي خود، ريشه فتنه را بخشکاند. او در برابر توطئه هاي دشمنان زيرک بود و به خوبي مي توانست در برابر آنها ايستادگي کند. در پي تنش هاي بوجود آمده در زمستان 1359 (هـ .ش) در اين منطقه، شهيد سيد فخرالدين رحيمي به همراه ديگر نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي توانستند با مديريت و صدور اعلاميه، از گسترش فتنه و آشوب جلوگيري نمايند. با شکل گيري حزب جمهوري اسلامي به عضويت در اين پايگاه سياسي و اسلامي درآمد و براي برنامه ريزي در مسير استقلال و شکوفايي سياسي و ... کشور فعاليت کرد. او با آغاز جنگ تحميلي رژيم بعثي صدام عليه مردم ايران،‌ همواره در موقعيت هاي مختلف به جبهه هاي نور عليه ظلمت مي رفت و در کنار مدافعان حريم ولايت و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران مشغول مبارزه با دشمنان مي شد. شهيد رحيمي در سنگر خانه ملت با برگزاري نخستين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، شهيد رحيمي از سوي مردم ملاوي لرستان، برگزيده و به خانه ملت راه يافت. او در سنگر خانه ملت براي پاسداري از انقلاب اسلامي تلاش مي کرد و همواره براي توسعه و آباداني کشور و حوزه انتخابيه خود کوشش مي نمود. او با توجه به ماهيت و انحراف فکري بني صدر همواره خطر او را به مردم و مسئولان گوشزد مي کرد. او با اشاره به قدرت طلبي هاي بني صدر چنين مي گويد: «مردم اگر به کسي راي بدهند براي عشق به امام است. اگر من طلبه هم در اين جا پشت اين تريبون صحبت مي کنم از برکات رهبر بزرگمان مي باشد و الا من طلبه کجا و تريبون مجلس شوراي اسلامي [کجا]. آنچه داريم از اسلام و امام است و اخلاق و اخلاص امام و رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي است. شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي، پس از سالها مجاهدت در مسير الله به هنگام انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به فيض عظيم شهادت نائل آمد و پيکر مطهرش پس از تشييع با شکوه در شهر خرم آباد به خاک سپرده شد. از ايشان يک پسر بنام امين (1357) و سه دختر به نام هاي زهرا (1348)،‌وحيده (1346) ومنصوره (1352) به يادگار مانده است. يکي از فرزندان شهيد رحيمي بنام سيده زهرا که همواره در فراغ پدر عاشقانه مي سوخت، از خداوند طلب مي کرد تا مانند پدر شهيدش با فخر و عظمت در پيشگاه الهي حاضر شود. سرانجام در روز 23/10/1365 در سن 17 سالگي به هنگام بازگشت از دبيرستان به منزل،‌بر اثر حمله وحشيانه هواپيماهاي رژيم بعثي صدام به مناطق مسکوني خرم آباد به درجه رفيع شهادت نائل آمد و به ملکوت اعلي پيوست. شهيد سيده زهرا رحيمي در يکي از خاطرات خود اين چنين مي نويسد: روز پنجشنبه 18 ارديبهشت طبق روال هميشه بر سر مزار پدر رفتم و ديدار تازه کردم،‌البته دلم مي خواست که مدت زيادي آنجا بمانم و يا بهتر بگويم دوست دارم منزلگاهم براي هميشه هر چه زودتر به آنجا نزد قبر مطهر پدرم انتقال يابد، آن وقت است که ميدانم لطف و عنايت پروردگار شامل حالم شده است...«يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربک راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي.» ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي سيد فخرالدين رحيمي ـ سالک متعهد ـ عاشق متعبد ـ شيفته ولايت ـ‌ شجاع و مجاهد ـ سياستمدار زاهد ـ ايستادگي در برابر ظلم و ستم و تبليغ و ترويج فرهنگ اسلامي از سجاياي اخلاقي و شخصيتي سيد فخرالدين رحيمي به شمار مي رود.

پربازدیدها

پربحث‌ها