تعداد مطالب : 380
تعداد نظرات : 62
زمان آخرین مطلب : 2711روز قبل
 

بسم الله الرحمن الرحيم

دو رزمنده غفارى  
عبدالله و عبدالرحمان ، فرزندان عزره غفارى ، به خدمت امام آمدند و گفتند: درود بر تو اى ابا عبدالله ! دشمن سخت به ما و تو نزديك شده و ما مى خواهيم در حالى كه حملات دشمن را از تو دور مى سازيم ، در پيش ‍ رويت كشته شويم . امام فرمود: آفرين بر شما، اينك به من نزديك شويد. آن دو مرد جوان رزمنده به امام نزديك شده و در كنار آن حضرت با دشمنان به جنگ پرداختند.

جمعه 28/10/1386 - 19:43
 

بسم الله الرحمن الرحيم

شهادت سعيد حنفى  
در ساعات بعد از ظهر، جنگ بين دو طرف با شدتى هر چه تمامتر ادامه يافت ، تا آنجا كه كوفيان خود را به امام رسانيدند. آنگاه سعيد حنفى برجست و در برابر امام خود را سپر ساخت . كوفيان او را از هر سو هدف تيرهاى خود قرار دادند.
سعيد پيش روى امام ايستاده بود و تيرها را به تن خويش پذيرا مى شد، تا آنجا كه ديگر برايش توانى نماند و به زمين درغلتيد.

جمعه 28/10/1386 - 19:41
 


بسم الله الرحمن الرحيم

نماز خوف در برابر تير و شمشير  
چون ابوثمامه (عمرو بن عبدالله صائدى ) چنان ديد، رو به امام حسين (ع ) كرد و گفت : يا ابا عبدالله ! فداى تو گردم ، مى بينم كه اين مردم لحظه به لحظه به تو نزديك و نزديكتر مى شوند و به خدا سوگند كه تو كشته نمى شوى ، مگر وقتى كه من به خواست خدا در يارى تو كشته شده باشم و من دوست دارم كه اين دم آخر، نماز ظهر را كه هنگام اداى آن رسيده با تو به جاى آورده باشم . امام سربلند كرد و گفت :
نماز را به ياد آورى ، خداوند تو را از نمازگزاران و تسبيح گويان محسوب گرداند. آرى ، اول وقت اداى آن است . از اين مردم بخواه تا به اندازه آن دست از جنگ بدارند.
در اين هنگام حصين بن تميم بانگ برداشت : نماز شما پذيرفته درگاه الهى نيست ! حبيب بن مظاهر به وى گفت : اى درازگوش ! چنان پندارى كه نماز خانواده پيغمبر خدا (ص ) پذيرفته نيست ، ولى از تو چهارپا پذيرفته است ؟
به سبب اين پاسخ ، حصين به آنها حمله برد و حبيب بن مظاهر به مقابله اش ‍ پرداخت و شمشيرى بر پيشانى اسبش فرود آورد كه آن حيوان روى دو پاى خود بلند شد و حصين از پشت آن بر زمين افتاد و يارانش در رسيدند و او را نجات دادند.

جمعه 28/10/1386 - 19:40
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جنگ حر با يزيد بن سفيان 

طبرى از قول ابوزهير عبسى آورده است كه چون حر بن يزيد به امام حسين (ع ) پيوست ، يزيد بن سفيان ، از قبيله بنى شقره و از دودمان حارث بن تميم ، گفت : به خدا قسم اگر حر را ببينم با سنان نيزه ام او را از پاى در مى آورم .

راوى مى گويد: در آن هنگام كه دو سپاه به هم برآمده و پيكارى بى امان را در كشتار يكديگر آغاز كرده بودند. حر پيشاپيش سپاهيان امام حمله مى برد و شعر عنتره را مى خواند كه مازلت ارميهم بثغرة نحره ، ولبانه حتى تسربل بالدم پس اسبش سخت مجروح شد و از گوشها و پيشانيش خون جارى بود. حصين بن تميم ، رئيس گارد محافظ عبيدالله زياد، رو به يزيد بن سفيان كرد و گفت : اين همان حر است كه آرزوى كشتنش را داشتى ! يزيد گفت : آرى . اين بگفت و قدمى به سوى حر برداشت و خطاب به او گفت : ميل به زورآزمايى و پيكار تن به تن دارى ؟ حر پاسخ داد: آرى ، مايلم . و رو به سوى يزيد آورد.

حصين بن تميم مى گويد: به خدا قسم حر به سوى يزيد حمله برد، و گويى فرشته مرگش بود. چه ، روبرو شدنش با او همان بود و كشته شدن يزيد همان .

راوى مى گويد: سپاه اندك امام مردانه پايدارى كردند و با سپاهيان كوفه تا نيمه روز بسختى جنگيدند و مانع پيشرفت آنان شدند. كوفيان بجز از يك طرف دسترس به امام و يارانش نداشتند؛ زيرا يك جا بودن خيمه هاى اصحاب و نزديك بودن چادرها و درهم بودن طنابهاى آنها مانع بزرگى بر سر راه آنان بود.

چون عمر سعد چنان ديد، گروهى از پيادگان را ماءموريت داد تا از هر طرف به چادرها حمله كرده ، طنابها را پاره كنند تا دسترسى از پشت سر به امام و محاصره كامل او و يارانش ميسر گردد. چون اصحاب امام اين هدف را دريافتند، سه چهار نفرشان در ميان خيمه ها پنهان شدند و هر گاه كه مردى كوفى به قصد خراب كارى و غارت چادرى پيش مى آمد، او را از نزديك با شمشير و يا تير مى زدند و مى كشتند و دست و پايش را قطع مى كردند.

جمعه 28/10/1386 - 19:39
 

بسم الله الرحمن الرحيم

عمرو بن قرظه انصارى 

پس عمرو بن قرظة انصارى از سپاه امام براى جنگ با كوفيان و جانبازى در راه امام بيرون شد و مى گفت :

سپاه انصار مى داند كه من از حريم پيغمبر دفاع مى كنم و با سربلندى و افتخار در راه حسين ، كه دل و جانم فداى او باد، ضربت مى زنم .

او به دفاع از حرم امام پرداخت تا به درجه شهادت رسيد.

عمرو برادرى داشت به نام على بن قرظه كه در سپاه مخالف ، يعنى سپاه عمر سعد مى جنگيد. چون برادرش در سپاه امام شهيد شد، على بانگ برداشت : اى حسين ! اى دروغگوى فرزند دروغگو! برادرم را از راه به درى و فريب دادى و سرانجام به كشتنش دادى ! امام پاسخ داد: خداوند هرگز برادرت را گمراه نكرد، بلكه او را به راه حق رهنمون كرد و تو را به وادى گمراهى افكند. على ، چون اين پاسخ را از امام شنيد، گفت : خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم ، يا سرم به باد رود. اين بگفت و به امام حمله برد. نافع بن هلال مرادى سر راهش را بگرفت و با شمشير ضربه اى سخت بر او وارد كرد كه نقش بر زمين شد، ولى يارانش برجستند و به شتاب جسم مجروحش را از ميدان به در بردند و از مرگ حتميش رهانيدند و سپس به مداوايش ‍ پرداختند كه بعدها بهبودى يافت .

جمعه 28/10/1386 - 19:39
 

بسم الله الرحمن الرحيم

چهار شهيد همراه در يك جا 

طبرى در تاريخ خود آورده است كه چهار نفر از ياران امام حسين (ع ) به نامهاى عمر بن خالد، و جابر بن حارث سلمانى ، و سعد (آزاد كرده عمر بن خالد) و مجمع بن عبدالله عائذى ، با شمشيرهاى آخته و دوشادوش ‍ يكديگر به ميدان نبرد تاختند و خود را به سپاه كوفيان زدند و با حملات پياپى خود، سپاه دشمن را از هم دريدند و پيش رفتند. در اين هنگام كوفيان فرصت يافته ، آنان را در حلقه محاصره خود گرفتند و ارتباط آنها را از سپاه امام بريدند و از هر سو بر اندامشان زخم شمشير و نيزه فرود آوردند كه عباس بن على (ع )، برادر امام ، به ياريشان شتافت و با حمله به سپاه دشمن ، ايشان را كه سراپا مجروح شده بودند از چنگال آنها نجات داد.

اما چون بار ديگر سپاه امام (ع ) مورد هجوم كوفيان قرار گرفت ، اين چهار نفر با تن مجروح شمشير كشيدند و جنگيدند تا سرانجام در يك جا از پا درآمدند و به خيل شهيدان پيوستند.

جمعه 28/10/1386 - 19:38
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تيرانداز ماهر امام (ع ) 

طبرى در تاريخ خود مى نويسد: ابوالشعثاء، يزيد بن زياد، نوه مهاصر و از قبيله بنى بهدله ، به همراهى عمر سعد و جزء سپاهيان او و به قصد جنگ با حسين (ع ) از كوفه بيرون شد؛ ولى چون در كربلا متوجه گرديد كه هيچيك از پيشنهادهاى امام را نمى پذيرند، از سپاه سعد كناره گرفت و خود را به امام حسين (ع ) رسانيد و در سلك ياران آن حضرت درآمد. او در اين معركه بر سر زانوى خود نشست و در كنار امام صد از تركش خود بيرون كشيد و به جانت كوفيان انداخت كه بجز پنج تير آن ، بقيه به هدف نشست .

ابوالشعثاء تيراندازى ماهر بود. او به هنگام تيراندازى بر خود مى باليد و مى گفت : اءنا ابن بهدلة ، فرسان العرجلة . و امام نيز مى فرمود: بارخدايا تيرهايش را به هدف برسان و پاداشش را بهشت قرار ده .

چون تيرهاى ابوالشعثاء تمام شد، برخاست و گفت تنها پنج تير من به هدف نرسيده و يقين دارم كه پنج نفر از آنها را از پاى درآورده ام . وى در آن روز در شمار نخستين كسانى بود كه شهيد شد. او به هنگام رزم اين سرود را مى خواند:

اءنا يزيد و اءبى مهاصر

اءشجع من ليث بغيل خادر

يا رب انى للحسين ناصر

ولابن سعد تارك و هاجر

من يزيد فرزند مهاصر و شجاعتر از شير بيشه ام . خداوندا! من يار حسينم و از فرزند سعد بريده و از او دورى گزيده ام .

جمعه 28/10/1386 - 19:37
تباهى دنیا«إِنَّ هذِهِ الدُّنْیا قد تَغَیَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ یَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسیسُ عَیْش كَالْمَرْعَى الْوَبیل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى عَنْهُ، لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّى لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا وَ الدّینُ لَعْقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ.»امام حسین(علیه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمود:راستى این دنیا دیگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشیند و زندگىاى پست، همچون چراگاه تباه، چیزى باقى نمانده است. آیا نمىبینید كه به حقّ عمل نمىشود و از باطل نهى نمىگردد؟ در چنین وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمىبینم. به راستى كه مردم بنده دنیا هستند و دین بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معیشت آنها باشد پیرامون آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دینداران اندكاند.
شنبه 5/10/1388 - 15:47
اقسام جهاد«أَلْجِهادُ عَلى أَرْبَعَةِ أَوْجُه: فَجِهادانِ فَرْضٌ وَ جِهادُ سُنَّةٌ لا یُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض وَ جِهادٌ سُنَّةٌ، فَأَمّا أَحَدُ الْفَرْضَیْنِ فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعاصِى اللّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهادِ، وَ مُجاهَدَةُ الَّذینَ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ.وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ لا یُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ مُجاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلى جَمیعِ الاُْمَّةِ لَوْ تَرَكُوا الْجِهادَ لاََتاهُمُ الْعَذابُ وَ هُوَ مِنْ عَذابِ الاُْمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الاِْمامِ، وَحَدُّهُ أَنْ یَأْتِىَ مَعَ الاُْمَّةِ فَیُجاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ فَكُلُّ سُنَّة أَقامَهُ الرَّجُلُ وَ جاهَدَ فى إِقامَتِها وَ بُلُوغِها وَ إِحْیائِها، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْىُ فیها مِنْ أَفْضَلِ الاَْعْمالِ لاَِنـَّها إِحْیاءُ سُنَّة وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا.»جهاد بر چهارگونه است: دوتاى آن فرض، و یكى سنّت كه جز با فرض برپاداشته نشود، و دیگر جهاد سنّت.امّا آن دوتایى كه فرض است، یكى جهاد شخص با نفس خود در مقابل معصیتهاى الهى است، و آن بزرگترین جهاد است، و جهاد با كفّار كه هم مرز با شمایند فرض است.و امّا جهادى كه سنّت است و جز با فرض برپا نشود، جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و اگر جهاد را ترك كنند عذاب بر آنان آید و این عذابى است كه از خود امّت است.و چنین جهادى بر امام سنّت است و حدّ آن این است كه امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد كنند.و امّا جهادى كه سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتى است كه شخص آن را برپا مىدارد و در برپایى و اجرا و زنده كردن آن تلاش مىكند.بنابراین، هر نوع كار و كوشش در اقامه آن از بهترین اعمال خواهد بود، زیرا كه آن زنده نمودنِ سنّت است و پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده است: «هر كه سنّت و روش نیكویى را به وجود آوَرَد پاداشش براى او خواهد بود و نیز ثواب هر كه تا روز قیامت بدان عمل كند، بدون آن كه از ثواب آنها هم چیزى كاسته شود.»
شنبه 5/10/1388 - 15:46
بهداشت جسم و خودسازى«أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ أُحَذِّرَكُمْ أَیّامَهُ... فَبادِرُوا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فى مُدَّةِ الاَْعْمارِ... فَإِیّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ یَخافُ عَلَى الْعِبادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ یَأْمَنَ العُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ.»:اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم و از (گناه كردن) در ایّامش برحذر مى دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستى جسم پیشى گیرید... و از كسانى مباشید كه بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطراند!
شنبه 5/10/1388 - 15:45