تعداد مطالب : 132
تعداد نظرات : 232
زمان آخرین مطلب : 1748روز قبل

امروز توی شهر کاغذهایی پخش می کردن مبنی بر اینکه یه سری خودکارهایی وارد شهرهای كشور  شده که بعد از نوشتن متن نوشته شده بعد از چند دقیقه محو می شود . حتی اگر این مطلب شایعه بیش هم نباشه ولی به ریسکش نمی ارزه . پس بهتره همه با خودکار خودشون رای بدهند .

 

وعده همه ما روز جمعه

 

به امید پیروزی حق علیه باطل

 
چهارشنبه 20/3/1388 - 21:25

اقای احمدی نژاد  عزیز 

ما به تغییر جهان رأی می دهیم، یعنی به تو

به یکی از صالحان رأی می دهیم، یعنی به تو

 

به ولایت، به عدالت، به شب و روز کار کردن

 

ما به اینها همزمان رأی می دهیم

 
سه شنبه 19/3/1388 - 19:41

بهترین ,  ان كسی است كه درد كشور را بفهمد , درد مردم را بداند , با مردم یكانه و صمیمی باشد, از فساد به دور باشد, به دنبال اشرافیكری خودش نباشد, افت بزرك ما اشرافیكری و تجمل برستی است .

مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی )

سه شنبه 19/3/1388 - 12:0

سلام  به دوستان عزیز تبیانی ام

یسوال

اخرین مناظره رو جطوری ارزیابی كردید؟

به نظر بهترین مناظره كدوم بود؟

كدوم نامزد به نظرتون بیشترین رو صداقت داشته ؟ لطفن با انصاف بگید.

ممنون .التماس دعا

سه شنبه 19/3/1388 - 0:51

اتکالتان را به خدا زیاد کنید و توجه تان را به خدا زیاد کنید و ما چیزى نیستیم، ما هیچ هستیم.

 

آن که هست اوست.

و آن که کار مى کند اوست.

و من هم که وظیفه ام دعاست.

من دعا مى کنم راجع به همه شما.

و از خداى تبارک و تعالى مى خواهم که به همه شما توفیق بدهد.

به همه شما سلامت بدهد.

به ملت ایران توفیق و سلامت بدهد.

خداوند دشمنان اسلام را نابود کند.

امام خمینی (ره)

يکشنبه 17/3/1388 - 11:54

آیت الله مشکینی (ره) :

 حاضرم تمام عبادتم را بدهم ولی ثواب خواندن دعای امام زمان (عج) توسط احمدی نژاد در نیویورک را به من بدهند.
يکشنبه 17/3/1388 - 1:21
مبارك باد پیروزی یاران امروز خمینی بر همراهان دیروز آن امام
يکشنبه 17/3/1388 - 1:6
 سلام

مطمئنا همه گفتگوی امشب رو نگاه کردین

 

پیروز میدان چه کسی بود؟

 

اهای اون کسانی که می گفتین ادب به ز  دولت نمی دونم چی چی. امشب باادب و بی ادب را دیدید و شناختید

 

پیرو خط امام و انسان صادق را شناختید

 

اقای کروبی با طفره رفتن و وقت تلف کردن و پاسخ ندادن به سوال های اقای احمدی نژاد فقط اینو ثابت کرد که همه این حرف ها در موردش درسته . اگر درست نبود دلیل می آورد و یا حداقل توضیحی درباره آن می داد. به عنوان مثال در مورد خانه اش و یا در مورد جزایری و یا در مورد زندان های بنیاد شهید

 

اگه خداییش یکی از این مواردی كه اقای احمدی نژاد كفت ‘ درست نبود حداقل به اندازه یک ذره هم که شده در موردش توضیح می داد و می گفت که نه فلان چیز درست نیست.

 

حرف گفتنی زیاد است

 

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

 با این مناظره ها که با هدف تخریب صورت می گیرد فقط و فقط بر محبوبیت  احمدی نژاد می افزاید.
يکشنبه 17/3/1388 - 0:30
گفتگوی 22:30  بار  دیگر بر محبوبیت احمدی نژاد و خواری دشمنان افزود. تعجیل در فرج اقامون صاحب الزمان (عج)شادی روح امام خمینی (ره) و شهدا و سلامتی خادمان ملت  صلوات.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شنبه 16/3/1388 - 0:17
شهیدحسن باقری  نماز اول وقت  برای ترمیم سنگرها رفته بودیم که وقت نماز شد . شهید باقری گفتند : اول نماز بخوانیم . یکی از بچه ها گفت : اینجا خطرناک است ، بهتر است وقتی به جای امنی رفتیم نماز بخوانیم . شهید باقری در جواب گفتند : کسی که به جبهه می آید نماز اول وقت را رها نمی کند . سپس خود شروع به خواندن نماز کرد .آتش دشمن بر سر ما لحظه ای قطع نمی شد . ما وحشت زده شده بودیم ولی او به آرامی و بدون عجله نمازش را می خواند . نمازش سرشار از لذت و عشق به خدا بود . ساده زیستی شب بعد از شهادت آن بزرگ سردار سپاه اسلام به منزلش که در دزفول اجاره کرده بود ، رفتم . خانه کوچکی بود ، وسایل اتاقش محدود می شد به یک زیلو دو پتو و چند لباس که برای همسر و فرزندش بود . با دیدن این وضع گریه ام گرفت . باورم نمی شد که زندگی یک فرمانده لشگر این چنین ساده باشد . صرفه جوییاز منطقه عملیاتی که برمی گشتیم ، یک نفر نظرمان را جلب کرد . او فشنگهایی را که روی زمین ریخته شده بود ، جمع میکرد و در داخل سطلی که در دست داشت ، می ریخت . تعجب کردیم چون در اوضاعی که بچه ها حتی یک تانک عراقی را نادیده می گرفتند و اسلحه های زیادی را که در اطراف ریخته شده بود رها می کردند ، این فرد چرا فشنگ ها را جمع می کند؟جلوتر رفتیم شهید حسن باقری بود . وقتی متوجه نگاههای متعجب ما شد رو به ما کرده و گفت : حیف است اینها روی زمین بماند ، باید علیه صاحبانش بکار گرفته شود . احساس مسئولیت هنگامی که همسرش را به بیمارستان برده و منتظر تولد فرزندش بود . از تهران تماس گرفتند و به او گفتند که جلسه مهمی در پیش است ، لذا خوب است که ایشان نیز برای شرکت در جلسه به تهران بروند.همین که متوجه شدم قصد حرکت به تهران را دارد به او گفتم : شما امروز بچه دار می شوید ، بهتر است اینجا بمانید ، شاید وجودتان لازم باشد . ولی ایشان در جواب گفتند : خدایی که بچه داده خودش هم کارهایش را انجام می دهد در ضمن بیمارستان هم پزشک دارد و هم پرستار نیازی به من نیست سپس بدون هیچ معطلی راهی تهران شد .همانطور که گفته بود در تولد فرزندش هیچ مشکلی پیش نیامد .
جمعه 15/3/1388 - 12:46