تعداد مطالب : 132
تعداد نظرات : 232
زمان آخرین مطلب : 1794روز قبل

با سلام

تحلیل رایگان داده و پرسشنامه

فقط تا پایان ماه رمضان

 http://tahlildata.blog.ir

شنبه 6/4/1394 - 0:51

با سلام و عرض ادب و قبولی طاعات و عبادات 

دوستان عزیزی که پروژه اماری دارند و به دنبال تحلیل اماری هستند می توانند به این سایت مراجعه کنند

tahlildata.blog.ir 

""""به مناسب ماه مبارک رمضان تحلیل به صورت رایگان انجام می شود."""" 

چهارشنبه 3/4/1394 - 15:18

 

چنان زندگی كن  كه كسانی كه تو را می شناسند ،اما خدا را نمی شناسند، به واسطه أشنایی با تو با خدا اشنا شوند.

 

 

منبع :http://yamolatiyafatemeh.tebyan.net

 

دوشنبه 26/1/1392 - 11:46

 یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

مطالب زیر خلاصه ای است که به زبان خودم از سخنرانی حاج اقا نوشتم :

صفات عالیه را در خودتون زیاد کنید.

اخلاقیات خودتون رو از ااخلاق خدا بگیرید.

خدا ستار العیوبه .تو هم همین طور باش. عیوب دیگران رو بپوشان . خوبی های طرف مقابل رو بیشتر  ببین.

بشر عکس خدا عمل می کنه خوبی های دیگران را نمی بینه تازه چند تا بدی هم به انها اضافه می کند.

مگس ها اگه در یه جایی گل باشه و در همون جا الودگی و کثافت باشد راست می رود روی الودگی مینشیند .ذاتش همین طور است. اما زنبور هیچ وقت این کارو نمی کنه راست میره میشنیه روی گل.

ادم هایی که مگس مانند هستند فقط بدی هارو می بینند اما ادم هایی که مانند زنبور هستند فقط خوبی هارو می بینند.اخر کارشون هم مثل اخر کار زنبور که عسل میشه و شفا هر دردی ، حرف های اونها ، اعمال اونها هم شفا میشه برای دیگران.

 

 

دوشنبه 13/9/1391 - 11:8


|گفتاری از حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان|


 اگر آبرودارها فریاد می‌زدند...
مصائب فاطمیه از آن‌جایی آغاز شد كه درب خانه‌ی امیرالمؤمین علیه‌السلام آتش گرفت. فاطمه‌ سلام‌الله‌علیها از حق علی دفاع كرد. دید كه مردم توجهی به این كار نمی‌كنند. به مسجد رفت و بحث فدك را پیش كشید. خطبه‌ی غرائی قرائت كرد. فرمود چرا حق من را نگرفتید؟ بعد از آن روی خود را به طرف انصار برگرداند و فرمود: ای رؤسا! ای آبرودارها! ای اعضای این امت اسلامی! چرا از حق من چشم‌پوشی می‌كنید؟ چرا وقتی فریاد می‌زنم، كمكم نمی‌كنید؟

به بیان من، حرف حضرت این بود كه ای آبرودارها! شما اگر هركدام یك فریاد بزنید، حق دختر پیغمبر را می‌گیرید. چرا از آبرویتان مایه نمی‌گذارید؟ نوشته‌اند كه در این هنگام، انصار همگی سرهایشان را پایین انداختند و هیچ كسی سرش را بلند نكرد. آرام آرام اشك می‌ریختند، دلشان برای دختر پیامبر می‌سوخت اما كمكی نكردند. آن كسی كه این حق را از حضرت گرفته بود، وقتی دید اوضاع این‌گونه است، جرأت پیدا كرد و گفت كه من كه به تنهایی فدك را از تو نگرفته‌ام. تو با این مردم روبرو هستی. هرچه مردم بگویند همان است. فهمیده بود كه فاطمه از سوی جامعه حمایت نمی‌شود. هیزم برداشتند و آمدند در خانه‌ی امیرالمؤمنین را هم آتش زدند. همه‌ی این اتفاقات افتاد، پهلوی فاطمه شكسته شد، به ساحت ایشان جسارت شد، چرا؟ اگر آبرودارها حاضر می‌شدند از آبرویشان برای خدا هزینه كنند، هیچ‌گاه این اتفاقات نمی‌افتاد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif آبروی نامشروع!
«آبرو و اعتبار اجتماعی» یكی از دارایی‌هایی است كه خداوند متعال بین بندگان خود تقسیم می‌كند؛ مثل مال، قدرت بدنی و جمال كه هركدام از ارزاقی هستند كه خداوند به بندگان خود می‌بخشد. در دین ما آبرو و عزت آن‌قدر اهمیت دارد كه پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در خطبه‌ی شریف حجةالوداع فرمودند «انّ دماءكم و اموالكم حرام علیكم كحرمة یومكم هذا فی شهركم هذا فی بلدكم هذا»۱ آبروی مؤمن مانند مال و جان او و مانند خانه‌ی كعبه، حرمت دارد و باید احترام آن رعایت شود.

یكی از سؤالات اساسی درباره‌ی آبرو این است كه بدانیم این «آبرو» را چگونه و از چه طریقی به‌دست بیاوریم؟ طبیعی است كه آبرو را خدا قسمت بندگانش می‌كند، اما گاهی اوقات عواملی را مقدر می‌كند كه ما با انجام اعمالی این آبرو و عزت را كسب كنیم. امام صادق علیه‌السلام یك  راه كسب آبرو و عزت را نشان می‌دهند و می‌فرمایند «حسن المعاشرة مع خلق الله تعالی فی غیر معصیة من مزید فضل الله»۲ این فضل خداست كه به یك كسی توفیق حسن معاشرت بدهد. حسن معاشرت خیلی موجب اعتبار آدم می‌شود.

اما بعضی‌ها سعی می‌كنند با یك نیت غلط، آبرو و عزت را به‌دست بیاورند كه من اسم آن را «نیت نامشروع» یا «انگیزه‌ی غیر مخلصانه» می‌گذارم. امام صادق علیه‌السلام اوج انگیزه‌ی مخلصانه یا ریشه‌ی زیبای حسن معاشرت را كه عامل اعتبار اجتماعی است این‌گونه بیان می‌كنند «و من كان خاضعاً لله فی السر، كان حسن المعاشرة فی العلانیة»۳ یعنی كسی كه در محیط نهان خود نسبت به پروردگارش خاضع باشد، خود به خود در ظاهرش هم حسن معاشرت با مردم خواهد داشت. این آدم دیگر نیاز ندارد برای مهربان بودن با دیگران ادا دربیاورد تا این‌كه نیت‌های جاه‌طلبانه‌ای پشت سر این كارش قرار بگیرد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif وقتی دعا بی‌اثر می‌شود...
حضرت در ادامه می‌فرمایند «عاشر الخلق لله»۴ با مردم به خاطر خدا معاشرت كنید. شما وقتی با یك بچه‌ای در كوچه و خیابان برخورد می‌كنی و می‌خواهی چیزی را به او تذكر بدهی، اگر بچه تنها باشد یك جور برخورد می‌كنی و ممكن است كه سر او داد هم بزنی. وقتی هم كه بدانی بزرگتر او در آن‌جا حضور دارد جور دیگری با او حرف می‌زنی. آن وقت است كه خیلی آرام به او می‌گویی: كوچولو! چرا این كار را می‌كنی؟ مواظب هستی كه خیلی آرام با او برخورد كنی. در معاشرت با مردم هم وقتی شما در نهان خود متوجه به این مسأله باشی كه مردم مخلوق خدا هستند و او مراقب ایشان است و شما هم در نهان خود نسبت به پروردگارتان متواضع باشید، آن وقت خود به خود با حسن معاشرت با آنها برخورد می‌كنی. نه این‌كه با آنها خوب رفتار كنی تا كسب آبرو كنی.

حسن معاشرت نباید با نیت كسب اعتبار و آبرو و با انگیزه‌ی «حب جاه» صورت بگیرد. حضرت در ادامه‌ی سخنشان می‌فرمایند «و لا تعاشرهم لنصیبك من الدنیا و لطلب الجاه و الریاء و السمعه»۵ با مردم به خاطر جاه‌طلبی خودت معاشرت نكن. با نیت نامشروع سراغ كسب آبرو نرو. تو نهان خودت را نسبت به پروردگار خاضع كن، خداوند هر چه صلاح بداند به تو خواهد داد. تو دنبال كسب اعتبار نباش. اگر حب جاه در كسی وجود داشته باشد و به این خاطر به دنبال حسن معاشرت برود، آن حب جاه، زمینه‌ساز نفاق در او می‌شود. پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند «حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ینْبِتُ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ، كَما ینْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ»۶ چه جوری وقتی آب بریزی در یك زمینی كه دانه‌ای در آن باشد، این دانه رشد می‌كند؟ دانه‌ی نفاق در دل همه هست. حب جاه، آبی است كه به این دانه می‌دهی و باعث می‌شود تا در دل تو نفاق رشد كند. تو دوست داری اعتبار پیدا كنی، اما كم‌كم منافق می‌شوی! آن وقت هرچه هم بنشینی و دعا كنی كه خدایا مرا جزو منافقان قرار ندهی، اثر نمی‌كند؛ چرا؟ چون تو با حب جاه به بذر نفاق درونت آب داده‌ای.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif «آبرو» جایی بین حق و باطل نهفته است!
بعضی‌ها نه تنها از حسن معاشرت، نیت نامشروعی دارند، بلكه از راه نامشروع هم به دنبال كسب آبرو هستند. شاید شما بپرسید مگر كسب آبرو هم راه نامشروعی دارد؟ برای شما كسب مال از راه نامشروع معنای مشخصی دارد؛ یعنی معامله‌ی حلالی انجام نگرفته باشد. اما به‌دست آوردن اعتبار از راه نامشروع چگونه ممكن است؟ اگر شما ببینی كه حقی در جایی مظلوم واقع شده و باطلی در جایی دارد ظلم می‌كند، آن وقت به خاطر این‌كه بین مردم محبوب شوی، بیایی میانه‌ی آن دو را بگیری. حق را رها كنی و بین حق و باطل میانه بگیری. كاری كه خیلی به آدم اعتبار می‌دهد! البته منظور از میانه‌گرفتن در این‌جا، میانه‌گرفتن میان یك زن و شوهر یا میان اختلافات رایج بین مردم نیست. بلكه میانه گرفتن بین حق و باطل است.

مصداق بارز میانه‌ی حق و باطل را گرفتن كجاست؟ آن‌جایی كه ابوموسی اشعری در نزاع علی بن ابی‌طالب و معاویه، می‌خواهد میانه بگیرد. ابوموسی در آن‌جا با «نه معاویه، نه علی» گفتن، كسب اعتبار كرد. مردم از جنگ خسته شده بودند، دنبال راه‌حلی می‌گشتند تا مذاكره و ترك جنگ را به علی تحمیل كنند. سراغ ابوموسی رفتند. چرا ابوموسی؟ چون می‌گفتند آدم معتدلی است. چه اشتباه بزرگی است كه تعادل را به میانه گرفتن بین حق و باطل ترجمه می‌كنند. و این ترجمه‌ی اشتباه چقدر اعتبارآور است! این‌كه وقتی می‌بینی حقی در مقابل چشمانت ضایع می‌شود و به روی خودت هم نیاوری. خیلی خود را برای آن به زحمت نیندازی، كسب اعتبار می‌كنی. همه می‌گویند فلانی چقدر عاقل است كه محتاط برخورد می‌كند و خودش را برای هیچ مسأله‌ای نمی‌كُشد! در زندگی فردی و اجتماعی خودمان هم مثال‌های زیادی از این مسأله می‌توانیم پیدا كنیم.

راه دیگر اعتباریابی این است كه به طور كامل از حق طرفداری نكنی و علیه باطل، محكم نایستی. این اعتبار، هم طریقش و هم خودش از اساس نامشروع است. در قرآن كریم تندترین برخوردها نسبت به گروه‌هایی كه به دنبال اعتبار نامشروع رفته‌اند شده است؛ چگونه؟ «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا»۷ آنهایی كه با كافران رابطه‌ی خوبی دارند، خداوند می‌فرماید تو می‌روی پیش كافران تا آنها تو را تأیید كنند و از تأیید آنها اعتبار پیدا كنی؟ و مؤمنین را رها می‌كنی؟

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif شكست فرمانده بعثی از یك اسیر!
سیدالاسرا و سید آزادگان ما كه آقای ابوترابی بزرگوار هستند، حماسه‌ی عجیبی را در دوران اسارت خود آفریدند. ایشان وقتی در اردوگاه بودند از طرف صلیب سرخ آمدند از ایشان پرسیدند كه شما را در این‌جا شكنجه می‌كنند؟ همه‌ی نگاه‌ها در اردوگاه به طرف ایشان نشانه رفت. ایشان جوابی نداد. مأمور صلیب سرخ دوباره پرسید كه آقا، شما ظاهراً ارشد اردوگاه هستید؛ آیا شما را شكنجه می‌كنند؟ سید باز هم جواب نداد. مأمور صلیب سرخ كه جوابی نشنید باز پرسید پس شما را شكنجه نمی‌كنند؟ و باز جوابی نشنید. مأمور از اردوگاه رفت و نوشت كه در این‌جا خبر خاصی نیست.
فرمانده پادگان، آقای ابوترابی را به اتاق برد و گفت: تو از ما نمی‌ترسی، تو از همه بیشتر كتك خوردی. چرا به اینها نگفتی كه ما شكنجه‌ات كردیم؟ آقا پسر آقای ابوترابی به بنده می‌گفتند كه من جای میخ‌هایی را كه در دوران اسارت بر سر پدرم زده بودند دیده بودم. آقای ابوترابی برمی‌گردد به فرمانده پادگان عراقی می‌گوید: ما دو تا مؤمن هستیم، با هم درگیر شدیم، دو تا مؤمن هیچ وقت شكایت پیش كافران نمی‌برند. تعریف می‌كنند كه این فرمانده كلاهش را زد زمین و گفت: من نوكر تو هستم. آقای ابوترابی با این كارش آن بعثی را كشید پایین. یعنی حتی این‌قدر هم برای كافران ارزش قائل نبود. وقتی ما چنین الگو و اسوه‌هایی داریم، چرا نیامدیم آنها را به مردم مسلمان جهان اسلام معرفی كنیم تا بدانند كه امام چه سربازانی تربیت كرده و بفهمند كه چگونه باید جلوی استكبار ایستاد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19447/C/13910204_1119447.jpg
حالا شما ببینید آن كسانی را كه خوشحال می‌شوند كه نهادهای استكباری از آنها راضی باشند چه عاقبت بدی در انتظار آنها است. مگر آن‌كه كرم خدا شامل حال آنها بشود كه البته ما نمی‌توانیم از كرم خدا ناامید بشویم. آنها كسانی هستند كه مزه و طعم عزیز شدن نزد كافران در كامشان شیرین‌تر از عزیز شدن پیش مؤمنان است. نفاق این‌گونه انسان را كور می‌كند، مست می‌كند و می‌كشد. البته گرفتار نشدن به این بلیه ساده هم نیست. سختی دارد. باید تمسخر كردن‌ها و زخم‌زبان‌های اطرافیان كه شما را به تندروی و سخت‌گیری متهم می‌كنند و می‌خواهند مجبورتان كنند تا از حق كوتاه بیایی و به اصطلاح خودشان متعادل شوی را به جان بخری.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif زكات آبرویت را چه كردی؟
اما این آبرویی كه خداوند به بنده‌اش داده آیا مورد سؤال واقع نمی‌شود؟ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند «ان الله تعالی لیسئل العبد فی جاهه كما یسئل فی ماله»۸ روز قیامت از شما می‌پرسند كه ما به تو آبرو دادیم. آن را در چه راهی صرف كردی؟ حاضر شدی آبرویت را برای چه كسی بدهی؟ ما هر چه به تو دادیم از تو زكات می‌گیریم. زكات آبرویت را چه كردی؟ آیا حاضر شدی آن را برای دفاع از یك مظلوم خرج كنی؟ آیا حاضر شدی با آبرویت دل شكسته‌ای را به‌دست بیاوری؟ آیا حاضر شدی آبرویت را برای بنده‌ی مؤمن من بدهی؟ خرج كردن آبرو خیلی سخت است. ما در طول تاریخ آن‌قدر انسان‌های مخلص داشته‌ایم كه تا وقتی اعتباری نداشتند، این خلوصشان ادامه داشته، اما وقتی اعتبار پیدا كردند دیگر حاضر نشدند آن را برای خدا خرج كنند.

خداوند از بی‌احترامی به بنده‌ی مؤمنش به راحتی نمی‌گذرد. در مستدرك‌الوسائل آمده است كه دو نفر كه یكی را عقرب و دیگری را كه مار نیش زده بود نزد امیرالمؤمنین علیه‌السلام آوردند. حضرت برای آنها توضیحاتی دادند و سپس فرمودند كه اینها نمی‌میرند اما از درد هم نجات پیدا نمی‌كنند. آنها رفتند. بعد از دو ماه حضرت آن كسی را كه عقرب نیشش زده بود دیدند. به او فرمودند می‌دانی حكمت این اتفاق چه بود؟ گفت آقا نمی‌دانم. ولی دارم از درد بیچاره می‌شوم. حضرت فرمودند یادت هست در یك جلسه‌ای كسی به سلمان یك طعنه‌ای زد، به خاطر این‌كه او دوست ماست و تو حرف او را رد نكردی؟ از او هیچ دفاعی نكردی؟ در حالی كه اگر از او دفاع می‌كردی نه به مالت و نه به جانت و نه به فرزندانت آسیبی نمی‌رسید. فقط رودربایستی كردی كه گفتی من اگر از سلمان دفاع كنم، میانه‌ام با رفیقم به هم می‌خورد. خدا این عقرب را مأمور كرد تا تو را بگزد و تو دو ماه از درد به خودت بپیچی تا اگر در وقت دیگری، كسی به دوستان ما، حرف بی‌خودی زد تو ساكت نباشی و در مقابل او بایستی.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_fatemiyeh/images/ver2/breadcrump.gif راه نجات از مهلكه‌ی آبرو!
جامعه‌ای كه به دنبال یاری امام زمان عجل‌الله تعالی‌فرجه‌الشریف است، جامعه‌ای است كه به خاطر حب جاه و حفظ آبرو از دفاع از اولیای خدا كوتاه نمی‌آید. بگذارید در همه‌جا شما را به دفاع از حق متهم كنند. شما با منطق صحیح مقابل باطل بایستید و آبروی سخن غلط را ببرید. قربانی كردن آبرو در راه خدا برای دفاع از حرف حق و ایستادن مقابل حرف ظالمانه در زندگی فردی و اجتماعی یكی از وظایفی است كه جامعه‌ی ما را شبیه قله‌های نوری می‌كند كه مصداق واقعی «كالجبل‌الراسخ»۹ و آماده‌ی یاری حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه هست.
حضرت امام رحمه‌الله در اوایل انقلاب، هنگامی كه در كوران حوادث آن دوران بیانیه‌های زیادی صادر می‌كردند و دیگر به یك رجل سیاسی تبدیل شده بودند مورد اعتراض یك روحانی معلوم‌الحال در تهران قرار گرفتند كه به ایشان نوشته بود كه شما مرجع هستید و یك مرجع نباید این‌قدر در مسائل سیاسی دخالت كند. حضرت امام رحمه‌الله فرمودند من كسی نیستم كه دنبال اعتبار مرجعیت و مسائل این‌چنینی باشم تا به این خاطر از تكالیفم كوتاه بیایم.

برای این‌كه ما بتوانیم از قید این اعتبارهای كاذب رها شویم باید به درس‌ها و رنج‌هایی كه در دل تاریخ قرار دارد توجه كنیم. ما با توجه به یك آیه‌ی شریفه می‌توانیم از این مهلكه نجات پیدا كنیم. خداوند متعال در آیه‌ی ۵۴ سوره‌ی مائده می‌فرماید «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»۱۰ خداوند خطاب به مؤمنین می‌فرماید اگر شما خوب پای دین نایستید و خوب از دین دفاع نكنید، من قوم دیگری را جای شما می‌آورم كه آنها را دوست دارم و آنها هم مرا دوست دارند و آنها به مؤمنین متواضع و در برابر كافران سرسخت هستند. همه‌ی این ویژگی‌ها را دارند در حالی كه «لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» از سرزنش هیچ ملامت‌گری در راه خدا نمی‌ترسند. خیلی‌ها می‌گویند ما تا جایی حاضریم جهاد كنیم و در راه خدا قدم برداریم كه به اعتبار اجتماعی ما لطمه‌ای وارد نشود. اما علامه طباطبائی می‌فرمایند كه این آیه مربوط به وضعیت ایرانی‌ها در آخرالزمان است. می‌گویند اصحابی كه كنار رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم نشسته بودند هركدام گفتند كه منظور از این قوم، قوم ما است. سلمان ساكت بود. حضرت فرمودند كه این قوم، قوم سلمان است. در خود آیه عبارت «سوف» آمده یعنی به زودی این اتفاق خواهد افتاد. بنابراین ظن قوی وجود دارد كه ایرانی‌های مقدمه‌ساز ظهور، مصداق این آیه هستند. كسانی كه از هزینه كردن آبروی خود برای احقاق حق از سرزنش ملامت‌گران ابایی ندارند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. خطبه‌ی قرائت شده توسط رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه و آله و سلم در حجةالوداع / اى مردم! خون‌ها و اموال و آبروى شما بر یكدیگر محترم است مانند احترام امروز و این ماه (ذى‌الحجه) و این شهر (مكه)
۲. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۶۰ / خوش برخوردی با خلق خدا (در غیر گناه) فضل خداست.
۳. آن كس كه قلبش را به خدا سپرده و در برابر او خضوع و خشوع داشته باشد در آداب معاشرت در زندگى با مردم نیز موفق و سعادتمند است.
۴. با مردم براى خدا معاشرت كن.
۵. نكند معاشرت نیكوی تو با مردم، به جهت كسب جاه و شهرت و بهره‌گیری از دنیا باشد.
۶. تنبیه الخواطر، ص ۲۶۴؛ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان‌طوری كه آب و باران سبب روئیدن سبزیجات می‌باشند.
۷. سوره‌ی مباركه‌ی نساء، آیه‌ی ۱۳۹
همانها كه كافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌كنند. آیا عزّت و آبرو نزد آنان می‌جویند؟ با این‌كه همه‌ی عزّت‌ها از آن خداست؟!
۸. مستدرك الوسائل، ج۲، ص ۴۱۱
«ان الله تعالی لیسئل العبد فی جاهه كما یسئل فی ماله، فیقول: یا عبدی، رزقك جاهاً فهل اعنت به مظلوماً أو اعنت به ملهوفاً؟» / همانا خداوند از آبروی بنده‌اش سؤال می‌كند، چنان‌كه از مالش پرسش خواهد نمود. پس می‌فرماید: ای بنده‌ی مؤمن، آبرو و اعتبار را من به تودادم، آیا با آن مظلومی ‌را یاری و یا گرفتاری و درمانده‌ای را فریادرسی نمودی؟
۹. امیر المؤمنین علیه‌السلام فرمودند «المؤمن كالجبل الراسخ لا تحركه العواصف» / مؤمن مانند كوهی استوار و برافراشته است كه بادها و طوفان‌ها نتوانند او را از جای خود به حركت درآورند.
۱۰. سوره‌ی مباركه‌ی مائده، آیه‌ی ۵۴
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! هر كس از شما، از آیین خود بازگردد، ( به خدا زیانی نمی‌رساند) خداوند جمعیّتی را می آورد كه آنها را دوست دارد و آنان ( نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر كافران سرسخت و نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد می‌كنند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری هراسی ندارند. این، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست.
http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=19473
جمعه 10/9/1391 - 16:34


|گفتاری از حجت‌الاسلام‌والمسلمین فاطمی‌نیا، استاد اخلاق درباره‌ی سیره‌ی امام هادی علیه‌السلام و زیارت جامعه‌ی كبیره

معرفت مراتب دارد. در بین اصحاب خود امیرالمؤمنین هم، ابن عباس یك شاگرد بود، كمیل یك شاگرد بود، عمّار یاسر یك شاگرد بود و میثم تمّار هم یك شاگرد. یا رسول خدا در بین اصحابشان آیا با همه یكسان برخورد می‌كردند؟ همه‌شان را می‌شناختند و به اندازه‌ی ظرفیتشان با آنها حرف می‌زدند. شتربانی به امام صادق سلام‌الله‌علیه می‌گوید كه یك نصیحتی بكنید. حضرت می‌فرماید: «عَلَیْكَ بِالصِّدْقِ الْحَدیثِ»؛ وقتی حرف می‌زنی راست بگو. خوب این حرف بزرگی است، ولی ساده است. اما وقتی یك عالم بزرگی می‌رود پیش امام صادق علیه‌السلام. دیگر حضرت آن نصیحت را نمی‌گوید و لحنش عوض می‌شود.

خلاصه شناخت مراتب دارد. «اللّهم عرّفنی حجّتك» یعنی ما اجمالاً بدانیم حضرت هادی علیه‌السلام امام است و معصوم است و متصل به غیب. این معرفت اجمالی است اما درباره‌ی معرفت ابعاد شخصیتی ایشان، من بارها به دوستان گفته‌ام كه ما حتی شاگردان این‌ها را نمی‌توانیم بشناسیم.

«زیارت جامعه كبیره» كلمات عجیبی است. بدون اغراق به شما عرض بكنم كه تمام كلماتی كه ما در متون در مورد امام‌شناسی داریم، لااقل می‌توانیم بگوییم كه این زیارت مكمل آنها است. اگر این زیارت نباشد، واقعاً خیلی از مقامات ائمه را ما متوجه نمی‌شویم.


حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «لا یُقْبَلُ اللهُ عَمَلاً الاّ بِالمَعرِفَة»؛ خدا عملی را نمی‌پذیرد مگر با معرفت. بعد می‌فرمایند: «و لا معرفةٌ الاّ بِالعَمَلِ»؛ معرفتی حاصل نمی‌شود مگر با عمل. اگر سطحی نگاه كنیم، دور لازم است: من چه‌كار كنم كه بامعرفت شوم؟ عمل كنم. حال چه‌كار كنم كه عملم مؤثر شود؟ معرفت داشته باشم. باز چه‌كار كنم كه معرفت داشته باشم؟ عمل كنم.

اما این دور چگونه شكسته می‌شود؟ این‌طور شكسته می‌شود كه مقصود از معرفت، یك معرفت اجمالی است و نه معرفت تفصیلی. این‌جا حضرت مقصودش معرفت اجمالی است. خدا این سرمایه‌ی اولیه را به ما داده است. خدا به ما عقل و هوش داده و انبیاء و ائمه را فرستاده است. در نماز چه می‌گوییم؟ «إیّاك نَعبُدُ». این یك دریا حرف است كه تو پیامبر فرستادی و گفتی نماز بخوانیم، اما بلافاصله پشت سرش می‌گوید: «إیّاك نَستَعینُ». یك بهانه دست خدا بدهید، بقیه‌‌اش را مرحمت می‌كند.

بنابراین فقط با عمل و با تطهیر باطن و تطهیر نفس است و غیر از این هم راهی نیست. هرچه هم عمل به وظیفه كنیم، این معرفت بیشتر می‌شود. این را عرفای اهل دانش مثال زده‌اند كه اگر یك فانوس دستمان بگیریم، این فانوس بیست متر جلوی ما را روشن می‌كند. وقتی این بیست متر را می‌رویم، بیست متر دیگر روشن می‌شود. یعنی عمل است و نور و نور است و عمل.

نهضت علمی تماشایی امام هادی علیه‌السلام
نهضت علمی كه حضرت امام هادی علیه‌السلام با وجود آن فشار و اختناق دشمنان ایجاد كردند، خیلی تماشایی است. مخصوصاً در بین خلفا، متوكل -كه خدا او را از رحمتش دور كند- خیلی حضرت را مورد آزار و اذیت قرار داد. به قول یكی از محققین، حضرت تقریباً ۱۷۸ نفر اصحاب و شاگرد داشتند. شما اگر به فهرست شیخ طوسی، به فهرست ابن ندیم، به فهرست رجال نجاشی نگاه كنید، هركدام برای خودشان یك رجلی بودند. بعضی‌ از ایشان مؤلفات بسیاری داشتند. آدم در این عمر كم، در این فشار، این نهضت را ایجاد بكند و این همه شاگرد تربیت كند، یك معجزه است.

یكی از شاگردان و اصحاب برجسته‌ی حضرت هادی علیه‌السلام آقا و مولای ما حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و الصلاة است. حضرت عبدالعظیم -كه الحمدالله قبر نورانی او در نزدیكی ما است و خدا توفیق زیارتش را عنایت كند- از شاگردان و اصحاب برجسته یا برجسته‌ترین شاگرد حضرت هادی علیه‌السلام بوده است. یك نفر می‌گوید از حضرت امام هادی سلام‌الله‌علیه سؤالاتی داشتم و حضرت قریب به این مضامین فرمود: تو كه اهل ری هستی، از عبدالعظیم بپرس. خیلی حرف بزرگی است كه یك امام معصوم مردم را برای حل مشكل به یك نفر ارجاع دهد.

با
این بی‌گذشتی‌ها بركت از زندگی می‌رود
مسعودی نقل می‌كند كه یك نفر سعایت امام هادی علیه‌السلام را كرده بود كه آقا چنین است و چنان است و اسلحه در منزلش است و به ایشان مراجعه می‌شود. خیلی حرف‌ها زده بود. تا این‌كه دربار عباسی حضرت را ‌اجباراً به سامرّا می‌خواند. حضرت وقتی روی اسب می‌نشینند، این ملعون می‌گوید كه نمی‌دانم حضرت هادی می‌دانی كه تمام این كارها را من كردم؟ تمام این سعایت‌ها را من كردم و من كار تو را به این‌جا رسانده‌ام كه الان تو را از مدینه‌ی جدّت می‌برند. بعد هم قریب به این مضمون به امام هادی می‌گوید كه اگر به كسی در سامرّا و به خلفا بگویی من تمام مزارع دوستانت را آتش می‌زنم، نخل‌ها را آتش می‌زنم، چشمه‌ها را كور می‌كنم. حضرت هادی با یك متانتی می‌فرمایند كه من دیشب شكایت تو را به بزرگی كردم كه پس از او كسی را لایق نمی‌دانم كه شكایت كسی را به پیش او ببرم. می‌گوید به كی گفتی؟ حضرت می‌گوید به خدا. آن شخص لرزید و گفت كه آقا من را عفو كن! حالا جالب است كه اگر می‌گفت من پشیمان شدم و می‌روم حرفم را پس می‌گیرم یا می‌گویم من دروغ گفتم، نشانه‌ی توبه بود، اما هیچ‌كدام از این كارها نشد و به قول معروف آب از آب تكان نخورد. فرمود: «عفَوْتُ عَنكَ»؛ عفوت كردم.
 
بسیار عجیب است كه آدم شخصی را كه تمام ظلم را درباره‌اش مرتكب شده است، در یك كلمه عفوش كند. ما در سیره‌ی ائمه از این عفوها داریم كه اصلاً اگر جمع شود، كتابی می‌شود كه چگونه دشمنانشان را عفو می‌كردند.
ببینید یكی از چیزهایی كه در جامعه كم شده، حتی در خانواده‌ها كم شده، همین مسئله‌ی گذشت است. آیت‌الله بهاء‌الدینی قدّس‌سرّه سخنی داشتند كه مفادش این بود كه: با این صفت‌ها با این بی‌گذشتی‌ها بركات از زندگی می‌رود. اگر برخی می‌بینند بركت در زندگیشان نیست، خدا می‌داند برمی‌گردد به سوء خُلق. برمی‌گردد به آن كینه‌های باطنی. سوء خُلق را باید دوا كنیم.
منبع :khamenei.ir 
جمعه 10/9/1391 - 16:30
آخرین روز از ماه صفر مصادف است با شهادت غریب الغربا حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)این روز را به حضرت حجت (عج) و به همه مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم ."اللهم الرزقنا زیارته ابالحسن علی بن موسی الرضا(ع) فی الدنیا و شفاعه علی بن موسی الرضا فی الاخره "آمین شادی دل حضرت زهرا (س) صلوات  
پنج شنبه 14/11/1389 - 23:10

28 صفر

سالروز رحلت جانگداز پیامبر اكرم (ص) و كریم اهل بیت امام حسن (ع)

بر امام زمان (عج) و بر همه مسلمین جهان

تسلیت باد.

چهارشنبه 13/11/1389 - 15:54

جانم فدای سید علی

در دیداری كه دانشجویان و دانشگاهیان در روز اربعین با رهبر عزیزمان امام خامنه ای داشتند .مداح میثم مطیعی  قطعه ای با این مضموم

 

 

 

 " ای حسرت جان و تنم / تنها دلیل بودنم /....../ چشم منو امر ولی / جان منو سید علی /... "

 

را خواند . خیلی عالی و محشر بود . اگه دوست داشتین می تونید از آدرس زیر دانلودش كنید.

 

http://www.aviny.com/Voice/kutah_va_shenidani/mesam-motiei-89.mp3

سه شنبه 12/11/1389 - 15:10

السلام علیک ایها الامام الرئوف علی بن موسی الرضا


آیا شما هم دوست دارید به جمع خادمین معنوی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بپیوندید ؟


به دلهای صاف و بی ریای بسیاری از مردم ایران که نگاه میکنی شوق و ارادتی ویژه به حضرت امام رضا علیه السلام ، تنها یادگار شجره طیبه امامت در خاک ایران می یابی که این مهر و شوق و ارادت را با دنیا عوض نمیکنند .

سیل انبوه مشتاقانی که هرروز پروانه وار گرد آن مضجع نورانی میگردند گواه این مدعاست . مردمانی که از راههای دور و نزدیک ، بی تکلف و خالصانه غبار راه زندگی را در زلال بیکران دریای مهر و رافت رضوی شستشو میدهند و از زیارتشان توشه ای برای دنیا و آخرتشان به همراه می برند . این شوق زیارت هنگامی دیدنی تر میشود که می بینی هر زائری در جای جای حرم سعی میکند که خدمتی هر چند کوچک در حد جارو کردن و یا جفت کردن کفشهای زائران دیگر به این آستان ملکوتی بنماید . از هر زائری که سوال کنی در ته دلش دوست دارد که روزی خادم امام رضا علیه السلام باشد ، اما طبیعی است که این امکان خدمتگزاری در محیط حرم برای بسیاری از مشتاقان فراهم نخواهد شد ، با توجه به اینکه هم اکنون نیز مشتاقان زیادی در صف این خدمت به انتظار نشسته اند .

 اما واقعا چرا ما امروز خادم آن حضرت در محل کار ، زندگی و یا تحصیل خود نباشیم .

 برنامه سمت خدا به لطف و یاری حضرت حق و عنایات حضرت امام رضا علیه السلام این بار میخواهد پایه گذار حرکتی باشد که در آن خدمت به امام رضا و زائرانش محدود به محدوده حرم رضوی در مشهد نباشد .

هر دوستدار امام رضا خادمی باشد که در محل کار یا منزل یا محل تحصیل خود در یک روز از سال به صورت نمادین وظیفه خادمی حضرت را بر عهده بگیرد و خدمتی شایسته به مکتب رضوی ، زائران رضوی و یا شیعیان و محبین رضوی بنماید باشد که همه ما را نیز در شمار ارادتمندانش به حساب بیاورند .

 هرکس با ثبت نام در این طرح به جمع کسانی خواهد پیوست که دوست دارند حداقل یک روزشان را در سال به این کار اختصاص دهند. این روز میتواند روز تولد خود فرد ، سالروز ازدواج ، سالروز تولد فرزند ، سالروز فوت یا شهادت یکی از نزدیکان و ... باشد که ویژگی خاصی داشته باشد که به سادگی از یاد نرود .

به عنوان مثال یک پزشک در این روز که خود را خادم آن حضرت نامیده ، بیماران را به دید زائرین و محبین آن حضرت ببیند ، با محبت و عطوفت بیشتری با آنان برخورد کند ، دستمزدی از آنها دریافت نکند و یا کمتر دریافت کند و یا اگر دریافت میکند عوائد آن روز را به مصرفی که حضرت رضا علیه السلام می پسندد برساند .

یک تعمیرکار ، یک کاسب ، یک کارمند ، یک دانش آموز ، یک روحانی ، یک معلم ، یک دانشجو ، یک خانم خانه دار ، ... میتوانند با این نگاه برای خود در آن روز خدمتی شایسته تعریف کنند .

اگر واقعا کاری ندارند حداقل رفتار خود را در آن روز مرضی حضرت رضا بگردانند .

مثلا یک خانم خانه دار و یا یک فرد بازنشسته میتواند در روزی که با خود عهد خادمی حضرت را بسته مثلا مقداری قرآن و یا نماز بخواند و یا کار خیری دیگری انجام دهد به نیت تمام محبین و زائرین امام رضا که اکنون در خاک آرمیده اند و دستشان از دنیا کوتاه است و شاید وارثی که به یاد آنها باشد نداشته باشند و یا به قولی بد وارث باشند .

شاید تجربه یک روز بدون گناه تجربه ای باشد که از این روز قابل دسترسی و تسری به سایر ایاممان باشد . به هرحال به دنبال آنیم که فرهنگ خدمت به دوستداران حضرت رضا و انجام اعمالی که موجب خشنودی آن حضرت هستند و پرهیز از انجام اعمالی که قلب آن حضرت را خدای ناکرده مکدر میکند دستاورد این حرکت باشد . شاید خیلی ها بخواهند بی ریا و در سکوت به مفاد این طرح عمل کنند بدون آن که کسی با خبر شود و یا شاید هم اکنون نیز دارند این خدمت را انجام میدهند اما حرف ما این است که ثبت نام در این طرح و بیان تجربیات و دریافتها ، نکته ای  است که همه ما میتوانیم به یکدیگر منتفل کنیم و به قول یکی از بزرگان از تنها خوری معنوی هم به دور باشیم . قطعا تشکیل جمعی که همگی به خدمت می اندیشند در ایجاد فضایی که در آن رفتارهای امام رضا پسند فراگیر خواهد شد بسیار کمک خواهد کرد .

 پس همین حالا ثبت نام کنید و دوستان ، اطرافیان ،همسر ، فرزندان ، والدین و خواهران و برادرانتان را به عضویت در این کار خیر تشویق نمایید . ما نیز تلاش خواهیم کرد نقش یک مبلغ و یادآور را داشته باشیم و خود نیز کمر خدمت به خادمان قبله هشتم ببندیم .

برای دریافت فرم ثبت نام اینجا كلیك كنید 

                                             منتظرتان هستیم .

                                                                              یا علی

سه شنبه 12/11/1389 - 15:7