تعداد مطالب : 85
تعداد نظرات : 62
زمان آخرین مطلب : 3000روز قبل

بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ، اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم

جمعه 21/2/1386 - 22:38

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگي هات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شوره؟

جمعه 21/2/1386 - 22:37
پرسيد كه چرا دير كرده است نكند دل ديگري او را اسير كرده است خنديدم وگفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير كرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير كرده است خنديد به سادگيم آيينه وگفت احساس پاك تو را زنجير كرده ست گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال ها دير كرده است در آيينه به خود نگاه مي كنم-آه! عشق تو عجيب مرا پير كرده است راست گفت آيينه كه منتظر نباش او براي هميشه دير كرده است
پنج شنبه 20/2/1386 - 12:51
مي دانم روزي از کوچه دلتنگي هايم گذر خواهي کرد. من آن روز, کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا؛ بوي خوش آمدن يار همه را با خبر کند؛ و به انتظار ديرينه ي من پايان دهد. من تو را, عشقت را, حتي دوست نداشتن هايت را, در سينه ام, در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد
پنج شنبه 20/2/1386 - 12:49

دانه فلفل سياه و خال مه رويان سياه                       هر دو جان سوزند اما اين كجا وآن كجا

 تيغ جلادان كج است وابروي دلدار كج

 هردو خون ريزند اما اين كجاوآن كجا

 صورت مردان پير ودامن دخت جوان

هر دو چين دارند اما اين كجا وآن كجا

چهارشنبه 19/2/1386 - 12:42