تعداد مطالب : 85
تعداد نظرات : 62
زمان آخرین مطلب : 3029روز قبل

شده وقتایی دلت بگیره ندونی چرا؟ شده وقتایی بی حوصله باشی ندونی چرا؟ شده وقتایی عزیزی دلتو بکشنه نتونی بهش بگی؟و...

هم برا تو شده هم برا من, درست مثه الانم. الان بدجوری پکرم دلم گرفته

دلم بدجور گرفته اونم از کسی که خیلی دوسش دارم تنها تکیه گاه زندگیمه. آخه یکی نیست بهش بگه قربون اون شکل ماهت برم اگه دیوار ترک داره اگه زمین میچرخه که تقصیر من نیست اگه یکی تو کاراش کوتاهی میکنه یا اصلا انجام نمیده کاراشو خب تقصیرمن که نیس

اما خب حقم داره تنها شده تنش خسته است اما خب منو که نباید بکنه کیسه بوکس از هرجا دلش گرفت به مشت بزنه به کیسه بوکس که من باشم

درسته دلم گرفته از حرفات اما تا همیشه دوستت دارم مامان قشنگم

ببخشید شاید اگه اونطور که باید نمیتونم دل مهربونتو آروم کنم

دوستت دارم مامانم

دوشنبه 18/7/1390 - 19:31
در آن شب ساقیا در دل نوای آشنایی بود
ندانستم که فرجامش به هجران و جدایی بود

تو گفتی با تو می مانم سرود عشق می خوانم
ولی آواز و شعر تو سرود بی وفایی بود

تو یار و یاورم بودی تو تنها باورم بودی
تو جام و ساغرم بودی ولی عشقت خدایی بود

من از هجر تو ای نازم چگونه با دلم سازم؟
پس از تو سوز و آوازم نوای بی نوایی بود

چه ایامی به بیماری - چه شبهایی به بیداری
کبوترهای فکر من به عشق تو هوایی بود

دوشنبه 18/7/1390 - 14:19

طبق عادت همیشگی اول از اعلام تاریخ شروع میکنم امروز27 شهریور سال 90 هستش

این اولین باره اینجا خاطره میزنم

البته خاطره که نه  بیشتر شبیه یه دلنوشته است

قبلها توی یه دفتر حرفامو مینوشتم دفتری که فقط خودم ازش خبر داشتم و کسی حق رفتن سر اون دفتر رو نداشت و هنوزم ندارن

یه وقتایی مشکلات به قدری به ادم فشار میارن که حس میکنی دنده هات داره از فشارشون خورد میشه شونه هات دیگه تحمل سنگینیشون رو نداره اما تو همین زمان میشه با نوشتن یه مقدار از اون فشار رو کم کرد تا قابل تحملتر بشه هرچند به لطف خدا در حال حاضر مشکلی تو زندگی ندارم یعنی تا اینجارو مشکلات سخت رو پشت سر گذاشتم و سربالایی هارو گذروندم و الان افتادم توی سرازیری

تا ببینم چه مشکلی در اینده برام رغم میخوره که باید باش دستو پنجه نرم کنم هرچند بگم منتظر مشکل نیستم منتظر امتحان بعدی خدا هستم منتظرم ببینم باز خدا چه امتحانی برام اماده کرده

امیدوارم بتونم از امتحانایی که خدا برام مقدر میکنه سربلند بیرون بیام

فعلا همین بسه 

هرچند چیز جالبی نشد و خودمم خوشم نیومد اما بالاخره باید از یه جا شروع کرد دیگه

 

يکشنبه 27/6/1390 - 14:11
آرام برو و از زندگی لذت ببر. وقتی که خیلی تند میروی نه تنها مناظر سر راه را از دست میدهی, بلکه ممکن است این حس را که به کجا میروی و برای چه, را هم از دست بدهی.
سه شنبه 8/6/1390 - 12:19
تنها، لحظاتی را كه با خدا گذرانده ای، به حساب زندگی تو خواهند گذاشت. باقی همه بیهودگی‌ست و اتلاف وقت. تو در پیشگاه هستی اوست كه هست می‌شوی
سه شنبه 8/6/1390 - 12:15

به نام حضرت دوست

روز آخر چقدر عرفانیست

چشمهایم, عجیب, بارانیست

عطر جنت تمام شد, افسوس, آخرین لحظه های مهمانیست...ع

ید فطر پیشاپیش مبارک

سه شنبه 8/6/1390 - 12:10

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است . آندره مصورا

پنج شنبه 13/10/1386 - 17:3

همیشه لبخند بزن اما با یک نفر بخند. همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز. در قلب همه باش اما قلبت مال یک نفر باشد

پنج شنبه 13/10/1386 - 16:51

تنها، لحظاتی را كه با خدا گذرانده ای، به حساب زندگی تو خواهند گذاشت. باقی همه بیهودگی‌ست و اتلاف وقت. تو در پیشگاه هستی اوست كه هست می‌شوی

پنج شنبه 13/10/1386 - 16:42

آرام برو و از زندگی لذت ببر. وقتی که خیلی تند میروی نه تنها مناظر سر راه را از دست میدهی, بلکه ممکن است این حس را که به کجا میروی و برای چه, را هم از دست بدهی.

پنج شنبه 13/10/1386 - 16:36