کد: 1109505

پرسش

سلام. پسری 25 ساله هستم و مجرد. فردی منزوی هستم و در برقراری ارتباط با دیگران به شدت مشکل دارم و بیشتر دوست دارم تنها باشم. در تنهایی معمولا با خودم حرف می زنم و همچنین به شدت خیالبافی می کنم وبه رویاها و آرزوهایی که هیچ وقت به آنه نرسیدم و نخواهم رسید فکر میکنم. آیا من مشکل روانی دارم و باید تحت درمان قرار بگیرم؟ با تشکر

پاسخ

با سلام
دوست خوبم انزوا و بی علاقگی به جمع معمولا می تواند یک علامت هشدار باشد که باید جدی گرفته شود . گاه انزوا معلول نداشتن مهارت های اجتماعی است و گاه علاقه به انزوا خود، یک دلیل و علامت برای دیگر موارد مثل فقدان ارتباطات باشد .
به ویژه اگر همراه با این انزوا توهم و هذیان هم دارید باید به روان پزشک مراجعه کنید . مهم است که بدانیم این انزوا از چه موقع شروع شده، چه تلاش هایی برای مهرات های اجتماعی داشته اید و از چه موقع این ضعف در شما وجود داشته؟ فکر میکنید دلیل واقعی این ضعف چه می تواند باشد؟ مراحل تحصیلی خود را به کجا رسانده اید؟ در حال حاضر به چه فعالیتی مشغولید.آیا علاقه دارید ارتباطات خود را گسترده تر کنید ؟
در مجموع به نظر می رسد وجود این آیتم ها می تواند هشدار دهنده بوده و ضرورت درمان را شفاف تر کند.
هذیان و توهم
ضعف شدید در مهارت های اجتماعی
رفتارهای وسواسی و علاقه های یکنواخت و تکراری و تاکید در حفظ یکنواختی محیط اطراف.
تاخیر در انجام مهارت های حرکتی در کودکی
علائم افسردگی همچون بی انگیزگی، عدم فعالیت و یا افت شدید در عملکرد های روزمره، افت اعتماد به نفس، احساس غمگینی، کندی حرکتی، کاهش یا افزایش اشتها و ..

مشاور : خانم کهتري | پرسش : پنج شنبه 11/7/1392 | پاسخ : سه شنبه 16/7/1392 | | ليسانس | 25 سال | اختلالات روانشناختی | تعداد مشاهده: 241 بار

تگ ها : ضعف مهارت های اجتماعی انزوا درمان اسپرگر افسردگی اسکیزوفرنی وسواس

مشاوره های مرتبط

سلام.دختری دارم که کلاس اول است.احساس میکنم دیر آموز است.در مدرسه دولتی تحصیل میکند.درگوگل که سرچ کردم همه علائم کودکان دیرآموزرادارد.ازکجابفهمم که ضریب هوشی اوچنداست؟بااوچه کنم.سر مسائل درسی همیشه درخانه دعواداریم.چون دیریادمیگیرد و زود یادش میرود.خیلی ازاین موضوع ناراحتم.لطفا بفرمایید باید چه کنم.چگونه به دخترم کمک کنم؟باتشکر

سلام من دختری 14 ساله هستم که امسال به کلاس نهم میرم پارسال مشکلاتی خانوادگی داشتم و افسردگی خیلی خفیف داشتم و زیاد حسش نمیکردم اما مقداری درسم افت کرد و در روحیم اثر بدی داشت که روز به روز بدتر شدم و حتی احضار ولی شدم ولی ترم دوم جبران کردم تا حدودی و نمره هام بهتر شدن اما به حدی که پدر و مادرم میخاستن نرسید حالا به خاطر سال نهم که قراره انتخاب رشته کنم بسیار نگرانم میترسم رشته ای که دوست دارم نتونم برم و پدر و مادرم دوست دارن به رشته تجربی برم و دکتر بشم اما اصلا علاقه به تجربی ندارم و از درس خوندن زده شدم علاقه ای به مدرسه ندارم افسردگی شدید دارم و هر روز گریه میکنم نمیدونم چی کار باید بکنم هدفی برای زندگیم ندارم و همین ترسم رو بیشتر میکنه پدر و مادرم میگن تو اینده خوبی نداری و من هم از اینده میترسم این هم بگم که پدر و مادرم مدرک گرا هستن و نمره های عالی براشون مهمه من حتی به فکر ول کردن درس و مدرسه افتادم از فشار میترسم نمیخام حالم بدتر بشه نمیخام ایندم نابود بشه کمکم کنید خواهش میکنم کمکم کنید چی کار کنم دست و دلم به درس نمیره توان سرزنش رو ندارم و درمورد افسردگیم به پدر و مادرم چیزی نگفتم ولی همش دور ا ز چشماشون گریه میکنم

سلام.خسته نباشین. دخترم کلاس سوم ابتدایی هستش و به دلیل اختلال در یادگیری و عدم تمرکز الان دو سال هستش که مصرف قرص ریتالین داره..
درسهای حفظ کردنیش خوبه ولی درسهای ریاضی و فارسی رو هرچی باهاش تمربن میکنم اصلا فایده نداره و سریع از ذهنش خارج میشه و دائما نمره کم میاره.. شما چه توصیه ای‌برای این موضوع دارین.. ممنونم

سلام خوب هستین من از درس خسته شدم ومیخوام امشب خودکشی کنم چون روز چهارشنبه امتحان شیمی داشتیم ومن هیچی نخونده بودم تقلب نوشتم وازم سرامتحان گرفتن وهیچی ننوشتم وتجدید میشم واین من آزار میده که بعد گرفتن کار نامه هرروز مامان بابام همش من دعوا میکنن وهمین من دیگه خسته شدم از زندگی نمیدونم چکار کنم

UserName