تعداد مطالب : 115
تعداد نظرات : 75
زمان آخرین مطلب : 2909روز قبل
دوازده شب رسیدم در خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم می گم یواش در رو باز کن بقیه بیدار نشن. میگه در خونه رو؟
پـَـ نه پَــ! در یخچال رو! سر شب گرمم بود رفتم پیش تخم مرغها خوابیدم!

شیشه رفته توی دستم، دارم از درد جیغ و داد می کنم، به رفیقم می گم: در بیار... می گه شیشه رو؟

پـَـ نه پَــ! ادای من رو در بیار شاد شیم!

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰، پلیسه اومده می گه تصادف کردی؟!

گفتم: پـَـ نه پَــ! اینا همش نقشه بود بیای ببینمت!

می گم دیگه می خوام از ایران برم...

می گه با آژانس مهاجرتی می ری؟
پـَـ نه پَــ! هماهنگ کردم اول پاییز با دسته غازهای مهاجر!

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم...

می گه یعنی جداً از هم جدا شیم؟
پـَـ نه پَــ! من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم، الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمی تونم!

آقاهه اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم از پله اومده بالا. می گه پس این جا کلا آسانسور نداره!

پـَـ نه پَــ! آسانسور داره، ولی از طبقه چهارم شروع می شه!

دارم تو خونه رو تردمیل می دوم. برادرم میاد می گه داری می دوی لاغر کنی؟

پـَـ نه پَــ! کلاسم دیر شده عجله دارم!

مرغ رو از فریزر در آوردم، می گه می خوای غذا درست کنی؟

پـَـ نه پَــ! خانواده اش اومدن، می خوان از سردخونه ببرن خاکش کنن...

با نامزدش رفته طلافروشی حلقه بخره...

فروشنده می گه واسه نامزدی می خواهید؟!
پـَـ نه پَــ! سر صحنه فیلمبرداری ارباب حلقه ها بودیم، حلقه کم آوردیم، اینه که مزاحم شما شدیم!

می خواستم از سایت RapidShare یه فایل دانلود کنم... 560 ثانیه صبر کردم، بعد پیغام می ده: آیا می خواهید این فایل را دانلود کنید؟

می گم پـَـ نه پَــ! خیلی حال داد، یک بار دیگه بشمار، من باز هم بروم قایم شوم... نیایی ها!

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم، موتوریه گوشیم رو از دستم قاپید. دوستم گفت: گوشیت رو دزدید؟

گفتم پـَـ نه پَــ! برد سیستم عاملش رو آپدیت کنه، فردا میاره!

رفتم مرغ فروشی، به فروشنده می گم بال دارین؟ می گه بال مرغ؟

پـَـ نه پَــ! بال هواپیما، چند تا کوچه پایین تر سقوط کردیم می خوام درستش کنم!

رفتیم کوه... دارم چوب جمع می کنم...

دوستم می گه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پـَـ نه پَــ! پشت دریاها شهریست، قایقی خواهم ساخت...

رفتم بچه خواهرم رو از مهدکودک بیارم. مربیه می گه بچه رو می بریدش؟

پـَـ نه پَــ! همین جا می خورمش!

رفتم دستشویی عمومی، در می زنم می گم یه کم سریع تر. می گه شما هم دستشویی داری؟

پـَـ نه پَــ! اومدم ببینم شما کم و کسری نداری؟
چهارشنبه 25/5/1391 - 18:58

- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی

2- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی

3- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفن است

4- تیکه انداختن به عابرین پیاده

5- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها

6- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها

7- تشویق راننده برای لایی کشی

8- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها

9- خوابیدن با صدای خروپف زیاد در جاده ها

10- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا

11-  ... و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده ..

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:52

مامور بنده خدا آمده دم در سوالهایی میکنه که جواب همشون میتونست یه «پ نه پ» توپ باشه. نمونه ای از سوالهایی که ازم پرسید رو براتون مینویسم که ببینید حق با من بود یا نه. بعد ببینید


من چه حرصی خوردم که نمیتونستم این «پ نه پ»ها رو بهش بگم و مجبور بودم جوابهای احمقانه به سوالهای احمقانه بدم. موقعیت خونه ام رو میگم که بتونین تصور کنین. طبقه پنجم یک برج 15 طبقه.
مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟


من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.


مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟


من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.


مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟


من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.


مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟


من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست ...


مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟


من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی


مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟


من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون بعضی از اعضای نداشته مان خل هستش، ازش مسکونی استفاده میکنیم.


مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟


من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما فوت میکنیم موقع سرما ها میکنیم


مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟


من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.


مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟


من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:47

گاهی در میان كامنت‌ها هم می‌شود به سوژه رسید. هموطن خوش‌ذوقی برای یكی از اخبار مربوط به كشته شدن قذافی كامنتی قریب به این مضمون گذاشته بود كه: قذافی رو بی‌خیال، محافظاش چی شدن؟
همین ماجرا من را به فكر انداخت تا سیاهه‌ای از گمشدگان تهیه كنم:
***
تعدادی از محافظان قذافی كه همگی زنان جوان بودند گم شده‌‌اند. از یابندگان تقاضا می‌شود شماره تلفن ما را به آنها بدهند تا همگی از نگرانی در بیاییم.
(گروهی از انقلابیون جوان و مجرد لیبی)
***
یك عدد لیست مهم و گره‌گشای انتخاباتی حاوی اسامی «مفسدان اقتصادی» كه گم شده. از یابنده تقاضا می‌شود تا پیش از انتخابات مهم مجلس آن را بیاورد و مژدگانی كلان دریافت كند.
(صادق ؛ سرمایه‌گذار و عضو شورای مركزی جبهه پایداری)
***
مادر اینجانب سال‌هاست كه گم شده. لطفاً پیدایش كنید.
(هاچ، زنبور عسل)
***
شخصی موسوم به «بن‌لادن» از دوستان و بستگان سببی اینجانب مفقود شده است.
(جرج دبلیو بوش)
***
مجسمه‌های اینجانبان گم شده است. آخه چرا؟
(شهریار، صنیع‌خاتم، ستارخان، باقرخان، مادر و فرزند و ...)
***
مبلغ 3000 میلیارد تومان پیدا شده. صاحب آن با ارائه نشانی می‌تواند پولش را دریافت كند.
(گروه امیر منصورآریا)
***
مدتی است كه از پرونده بنده خبری نیست. از یابنده تقاضا می‌شود آن را گم وگور كند. با تشكر.
(شهرام جزایری)
***
حلقه اینجانب گم شده. آبرویم در خطر است. از یابنده تقاضا می‌كنم آن را به همه نشان بدهد تا آبروی یك نامسلمان حفظ شود.
(چارلز داروین)
***
قاتل اینجانب مفقود است. لطفاً پیدایش كنید. به یابنده عوض مژدگانی، ضربه نهایی استاد را یاد می‌دهم.
(بروس‌لی)
***
نورِ جان در ظلمت آباد بدن گم كرده‌ام
آه از این یوسف كه من در پیرهن گم كرده‌ام
(بیدل دهلوی)
***
برادر اینجانب موسوم به «نمكی» كه دارای اختلال حواس می‌باشد و شباهت زیادی نیز به آقای «مهدی فخیم‌زاده» دارد، گم شده است. به یابنده یك CD فیلم «مسافران مهتاب» تقدیم می‌شود.
(سلیمان برادر جویای كار «نمكی»)
***
حقیقت گم‌ شده است. از یابنده تقاضا دارم آن را حفظ كند!

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:44

واژه ای است که:

اصفهانیها هنگام ورود مهمان...

اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام سنگین...

شیرازیها موقع سر کار رفتن...

و لرها از آن در پیچها به جای ترمز استفاده می کنند...

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:39
شبی اوباما و همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند. وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند و آنها هم اجازه دادند. و همسر اوباما به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد. بعد از آن اوباما از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟ همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است... سپس اوباما گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی.

همسر اوباما در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج می کردم او الان رئیس جمهور بود.
چهارشنبه 25/5/1391 - 18:32

اگه  3تا یخچال فریزر ساید بای ساید
یا 4 تا تلویزیون و شونصد تا لوازم خونگی دیگه هم توخونه باشه
از نظر مادرم 90 درصد قبض برق مال لپ تاپ منه! :|

 


رفتم از عابربانک پول بگیریم میگه : وجه نقد موجود نیست. بعد مینویسه درخواست دیگری دارید؟!... آره 4 تا جوک بگو بخندیم!!!!!!!!!!!

 


 

 

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت می گه : اینجا طویله است؟
یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید!






شكسپیر میگه: هر وقت زنت گریه میكنه میخواد خرت كنه و هر وقت میخنده مطمئن باش خرت كرده!؟





به یارو میگن چرا سرت رو خیس نكرده شامپو میزنی؟ میگه اگه سواد داشته باشی نوشته مخصوص موهای خشك!!‍!؟

 





خدایا نمیخوای یه سری بری اروپاو امریکا ؟ دارن میمیرن از خوشی ها.....

 





کلاغه میگه قار قار...ننه ش میگه زهرمار...باباش میگه ولش کن...چادر سیاه سرش کن...از خونه بیرونش کن...(از شاعران گمنام دهه شصت)


=))))

یادتونه؟




نمیدونم این چه مَرَضیه که تا ساعت رند نشه آدم نمی تونه درس خوندنو شروع کنه ..... :))) 


یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم!

واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم…


بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه !


گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم


گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری


یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟!


نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن ..!






مغز انسان پر کارترین جای بدنه اون همه ۲۴ ساعت روز


و همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه کار اون از لحظه تولد آغاز میشه


و فقط وقتی متوقف میشه . . . . . . . . که ما وارد سالن امتحانات میشیم!!







استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟


گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده !


دچار یاس فلسفی شد

 

 

 

یه عاشق میگه :

اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !


اما ….


یه رفیق میگه :


اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته … !!!







مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم


ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو میشکنم !!






وقتی میرید خرید وقتی میاین خر نیستید !






اگه تو ایران فیلمی ساخته شد که لیوان شکست و طرف موقع جمع کردنش دستش رو نبرید من بهش اسکار میدم !


 

 


میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟


.


.


.


.


.


7% : بخاطر نور خورشید


23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!

 

 

باورم نمیشه
فک کنم بابام گنج پیدا کرده. هم نون خریده هم گوشت !!!!!!!

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:31

تا حالا به این فکر کردین ؟

 

 

تا حالا دقت کردین جوراب ما مردا هیچوقت بو نمیده یا متوجه نمیشیم ولی وقتی تو یه مهمونی یا مجلس که میریم بو سگ مرده میده !؟ حتی اگه جورابه نانو باشه !؟

.

.

.

تا حالا دقت کردین وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزینو کمش کن ،یکی‌ دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . !

.

.

.

تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟

.

.

.

تا حالا دقت کردین یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره ….

.

.

.

تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :
شــــــــــــــــــــــنبـــــ
ـــــــــــــــه
یــــــــکشــــــــنبـــــــــ
ــــــــــه
دوشـــــــــــــنبــــــــــــ
ـــــــه
سه شـــــــنبـــــــــــــــــه
چـــهـــار شنبـــــــــــــه
پنجشنبه جمعه!!!

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی

.

.

.

 

تاحالا دقت کردی همیشه کلی اس ام اس عاشقانه تو همه جا میبینی و میخونی ولی موقعی که می خوای واس نامزدت اس ام اس بدی میمونی چی بفرستی ؟!

.

.

.

تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!

.

.

.

تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…!

.

.

.

تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین و کم میکنین!

.

.

.

تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟!

.

.

.

تا حالا دقت کردین خارجیا تو آسانسور همه رو به در آسانسور وایمیسن … ولی ما ایرانیا رو به هم ؟!

.

.

.

تا حالا دقت کردین دخترا بعد ۴سال دوره کارشناسی هرچی نشن یه آرایشگر خوب میشن حداقل؟!!

.

.

.

تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش

میره لای دندونات و فقط ۵%ش نصیب معدت میشه؟!!!

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:21

سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم

شایدم نشناختی، منم غضنفر

آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟

 

امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟

 

ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟

 

خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم.

 

از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.

یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم “عشقم” هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟

راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی “مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد” من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مجه نه!؟

یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی! این چه وضع ابراز عشقه؟

ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟

ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!

یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!

چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن!

دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.

راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!

خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:17

 ۸ صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)

۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

 ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

 ۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار(چه لوس...اییییییییییی23)

 ۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟(پسرا همیشه شلختن051435)

 ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

  ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

 ۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)

 ۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …

 ۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

چهارشنبه 25/5/1391 - 18:13