• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 415
تعداد نظرات : 360
زمان آخرین مطلب : 3484روز قبل

تا وقتی که من و شما دارای مغز هستیم محال است که بتوانیم دانائی خداوند را با اختیار خودمان در زندگی وفق بدهیم!
یعنی همینکه ما گفتیم خداوند دانا و تواناست و همه کار را می توانست و می تواند بکند و قادر به پیش بینی همه چیز بوده و هست دیگر نمی توانیم بگوئیم که ما در کار خود اختیار داریم و هر چه دلمان بخواهد خواهیم کرد!
زیرا هر فکری که شما برای امروز و یا آینده بکنید و هر کاری را که امروز و یا در آتیه انجام بدهید قبلا از طرف خدا پیش بینی شده و اگر پیش بینی نمی شد و او قادر نبود که وقایع آینده را ادراک نماید خدا نبود و همین که پیش بینی کرد ناچار آن کار اتفاق خواهد افتاد ودیگر اختیار از دست شما خارج است!
تمام وسائل و کتابهائی که علمای مذهبی در این خصوص نوشته اند و خواسته اند که موضوع آزادی انسان را با علم وتوانائی خداوند وفق بدهند جز یک سلسله کلمات پوچ و میان تهی چیزی نیست و فاقد معنی می باشد!
انسان در یک صورت می تواند در این جهان اختیار داشته و هر چه دلش می خواهد بکند و آن در صورتی است که خداوند یعنی کسیکه دانا و توانای مطلق است وجود نداشته باشد! و همین که این دانا و توانای مطلق وجود داشت دیگر من و شما اختیار نداریم و تمام کارها بدست او انجام می گیرد!
کسانیکه بین خدا و جهان فرق میگذارند و عقیده دارند که این دو باهم متفاوت هستند می گویند این جهان است که نادان و ناتوان می باشد و در نتیجه نمی تواند وقایع آینده ما را پیش بینی نماید بنابراین ما در جهان آزاد هستیم وهرچه دلمان بخواهد می کنیم !
ولی این اشخاص خود بخویشتن جواب رد می دهند زیرا همین که بین جهان و خداوند فرق گذاشتند لازمه اش این است که خداوند آفریننده جهان باشد و اگر جهان چیزی نمی داند خدا ناچار باید همه چیز را بداند وگرنه خدا نیست!
پس ما فرضا جهان را نادان بدانیم نمی توانیم خداوند را نادان بدانیم و او حتما دانای مطلق است و با این سمت و توانائی خویش تمام اعمال ما را برای همیشه مشاهده و پیش بینی نموده و چیزی را هم که او دید و پیش بینی کرد حتما اتفاق خواهد افتاد اعم از اینکه ما بخواهیم یا نخواهیم و به عبارت صریح ما در کارهای خود اختیار نداریم بلکه مجبور می باشیم! .                                                      موریس مترلینگ

پنج شنبه 26/6/1388 - 23:29
بسیارى سؤال مى كنند كه اگر انسان براى تكامل و نائل شدن به سعادت از طریق بندگى خدا آفریده شده، وجود شیطان كه یك موجود ویرانگر ضد تكاملى است چه دلیلى مى تواند داشته باشد؟ آنهم موجودى هوشیار، كینه توز، مكار، پرفریب و مصمم!

 

اگر اندكى بیندیشیم خواهیم دانست كه وجود این دشمن كمكى است به پیشرفت تكامل انسانها.

راه دور نرویم همیشه نیروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت جان مى گیرند، و سیر تكاملى خود را مى پیمایند.

فرماندهان و سربازان ورزیده و نیرومند كسانى هستند كه در جنگهاى بزرگ با دشمنان سرسخت درگیر بوده اند.

سیاستمداران با تجربه و پر قدرت آنها هستند كه در كوره هاى سخت بحرانهاى سیاسى با دشمنان نیرومندى دست و پنجه نرم كرده اند.

قهرمانان بزرگ كشتى آنها هستند كه با حریفهاى پرقدرت و سرسخت زورآزمائى كرده اند.

بنابراین چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گیر در برابر «شیطان» روز به روز قویتر و نیرومندتر شوند!

دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود میكربهاى مزاحم مى گویند: اگر آنها نبودند سلولهاى بدن انسان در یك حالت سستى و كرخى فرو مى رفتند، و احتمالاً

نمو بدن انسانها از 80 سانتیمتر تجاوز نمى كرد، همگى به صورت آدمهاى كوتوله بودند، و به این ترتیب انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با میكربهاى مزاحم نیرو و نمو بیشترى كسب كرده اند.

و چنین است روح انسان در مبارزه با شیطان و هواى نفس.

اما این بدان معنا نیست كه شیطان وظیفه دارد بندگان خدا را اغوا كند، شیطان از روز اول خلقتى پاك داشت، مانند همه موجودات دیگر، انحراف و انحطاط و بدبختى و شیطنت با اراده و خواست خودش به سراغش آمد، بنابراین خداوند ابلیس را از روز اول شیطان نیافرید، او خودش خواست شیطان باشد ولى در عین حال شیطنت او نه تنها زیانى به بندگان حق طلب نمى رساند بلكه نردبان ترقى آنها است (دقت كنید).

منتها این سؤال باقى مى ماند كه چرا خداوند درخواست او را درباره ادامه حیاتش پذیرفت، و چرا فوراً نابودش نكرد؟!

پاسخ این سؤال همان است كه در بالا گفته شد و به تعبیر دیگر:

عالم دنیا میدان آزمایش و امتحان است (آزمایشى كه وسیله پرورش و تكامل انسانها است). و مى دانیم آزمایش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفانها و بحرانها امكان پذیر نیست.

البته اگر شیطان هم نبود هواى نفس و وسوسه هاى نفسانى انسان را در بوته آزمایش قرار مى داد، اما با وجود شیطان این تنور آزمایش داغ تر شد، چرا كه شیطان عاملى است از برون و هواى نفس عاملى است از درون!   (1)

 

پاسخ به یك سؤال

 

در اینجا این سؤال پیش مى آید كه چگونه ممكن است خداوند ما را در مقابل چنین دشمن بى رحم و نیرومند تنها بگذارد؟ و آیا این امر با حكمت و عدل او هماهنگ است؟

پاسخ این سؤال را از توجه به یك نكته مى توان دریافت و آن اینكه همانگونه كه در قرآن مجید آمده خداوند مؤمنان را با لشگریانى از فرشتگان مجهز مى كند، و نیروهاى غیبى و معنوى جهان را با آنها كه در مسیر جهاد نفس و جهاد دشمن پیكار مى كنند همراه مى سازد: «اِنَّ الَّذِیْنَ قالُوا رَبُّنا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّتَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِىْ كُنْتُمْ تُوْعَدُوْنَ نَحْنُ أَوْلیائُكُمْ فِى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِى الآخِرَةِ»: «كسانى كه گفتند: پروردگار ما خدا است، سپس استقامت كردند، فرشتگان، بر آنها نازل مى شوند كه نترسید و غمگین نباشید و بشارت بر شما باد بهشتى كه به آن وعده داده شده اید، و ما یاران و مددكاران شما در زندگى دنیا و در آخرت هستیم» (فصلت/30 ـ 31).

نكته مهم دیگر اینكه شیطان هرگز سرزده وارد خانه دل ما نمى شود، و از مرزهاى كشور روح ما بى گذرنامه نمى گذرد، حمله او هرگز غافلگیرانه نیست، او با اجازه خود ما وارد مى شود، آرى او از در وارد مى شود نه از روزن، و این خود ما هستیم كه در را به روى او مى گشائیم، همانگونه كه قرآن مى گوید: «اِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِیْنَ آمَنُوا وَعَلى رَبِّهِم یَتَوَكَّلُونَ ـ اِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِیْنَ یَتَوَلَّونَهُ وَالَّذِیْنَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُوْنَ»: «او سلطه بر كسانى كه ایمان دارند و توكل بر پروردگارشان مى كنند ندارد، تنها تسلط او بر كسانى است كه او را به دوستى و سرپرستى خود برگزینند، و به او شرك مىورزند (و فرمانش را در برابر فرمان خدا لازم الاجراء مى دانند) (نحل/99 ـ 100).

اصولاً اعمال انسانها است كه زمینه هاى نفوذ شیطان را فراهم مى سازد، چنانكه قرآن مى گوید: «اِنَّ الْمُبَذِّرِیْن كانُوا اِخْوانَ الشَّیاطِیْنِ»: «تبذیر كنندگان برادران شیاطینند» (اسراء/27).

ولى به هر حال براى نجات از دامهاى رنگارنگ او و لشگریان گوناگونش در اشكال مختلف شهوات، مراكز فساد، سیاستهاى استعمارى، مكتبهاى انحرافى و فرهنگهاى فاسد و مفسد، راهى جز پناه بردن به ایمان و تقوى و سایه لطف پروردگار و سپردن خویشتن به ذات پاك او نیست همان گونه كه قرآن مى فرماید:

«وَلَوْلا فَضْلُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانُ اِلاَّ قَلِیْلا»: «اگر فضل و رحمت الهى نبود همه شما جز گروه اندكى، از شیطان پیروى مى كردید» (نساء / 83).(1)

پنج شنبه 26/6/1388 - 23:21

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟
10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.
20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد : ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.
بعد از 60 دقیقه : اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.
مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.
مدتی بعدتر : کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.
نوشابه‌خورترین ملت جهان
سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:
میانگین مصرف نوشابه‌های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است-
- در بیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در کشور، نزدیک به ۱۵ درصد رشد داشته است.
- در طی این بیست سال، مصرف شیر و لبنیات، تنها حدود یک دهم درصد رشد کرده است.
- سرانه‌ مصرف لبنیات در ایران کمتر از یک سوم استاندار جهانی است.
- طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کرده‌اند.
- 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دست‌به‌گریبانند.
- یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبی‌عروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است

پنج شنبه 26/6/1388 - 12:34

فروردین
فال روز متولدین فروردین: هفته پیش احساس می كردید انسان ها مانعی بر سر راه پیشرفت شما هستند و امروز دیگران در مورد شما این طور فكر می كنند. ...


اردیبهشت
فال روز متولدین اردیبهشت: به خاطر امنیتی که در حال حاضر در مسائل مالی تان دارید . آمادگی دارید تا تصمیمات و طرز فکرتان را تغییر دهید. بهتر است اشتباهاتتان را بپذیرید زیرا شما موضوعی را اشتباه متوجه شده اید . کمتر به دیگران کمک کرده اید. ...


خرداد
فال روز متولدین خرداد: ستارگان شما را تشویق می كنند تا ماجراجوتر باشید. روش های متفاوتی را برای كارهای روزانه خود در نظر بگیرید. در زمان وقت آزاد خود، به مكان هایی بروید كه قبلاً‌ نرفته اید. روابط قدیمی را كنار بگذارید و روابط جدیدتر پیدا كنید. اگر شخصی كاملاً‌ رفتار بدی دارد اكنون زمان خوبی است تا او را كنار بگذارید. ...


تیر
فال روز متولدین تیر: اکثراً در خانه هستید اما امروز دوست دارید بروید بیرون زیرا فضای خانه ناراحت کننده است.شاید تقصیر شما باشد اما شما نیز گاهی یکدنده می شوید. ...


مرداد
فال روز متولدین مرداد: امروز به روی كارهایی متمركز شوید كه احساس امنیت را در شما بالا می برند، چرا كه بهترین كار برای گذراندن وقت همین است. گرچه كه شما عموماً روح و زندگی هر مهمانی ای هستید كه در آن شركت می كنید،‌اما امروز ترجیح می دهید از مركز صحنه عقب نشسته و ساعاتی را برای خودتان بگذرانید. اگر شخصی مورد علاقه تان سوالی دراین رابطه پرسید، بهتر است او را كاملاً قانع كنید كه احساستان نسبت به او تغییری نكرده و تنها نیاز دارید كه زمانی را در خلوت خود بگذرانید. ...


شهریور
فال روز متولدین شهریور: وقتی را صرف فکر کردن به نقشه های آینده کنید زیرا ایده های جدیدی به ذهن تان می رسد.بهتر است در مورد افکارتان با یک نفر صحبت کنید.در واقع با شخصی که کاملاً شبیه خودتان است! ...


مهر
فال روز متولدین مهر: امروز قادرید کارهای زیادی انجام دهید در نتیجه از خود بسیار شاد و راضی خواهید شد.افرادی که دارای مقام وموقعیتی هستند با علاقه به شما می نگرند و می خواهند به طریقی از شما حمایت کنند.شما می دانید که زمان برای تان بسیار حائز اهمیت است،پس به موثرترین نحو برنامه ریزی کنید که وقت تان تلف نشود. ...


آبان
فال روز متولدین آبان: امروز به احساسات تان توجه کنید سعی کنید از قدرت درونی تان برای روبرو شدن با مشکلات استفاده کنید.اگر این کار را انجام دهید یاد می گیرید تا در شرایط سخت چطور رفتار کنید. ...


آذر
فال روز متولدین آذر: گرچه امروز یك برخورد كوچك ممكن است بین شما و شخصی كه با او كاملاً صادق و روراست بوده اید پیش آید. نیازی نیست كه نگران باشید. نیازی نیست به اهمیت روراست بودن تاكید شود چون عدم صداقت می تواند به همه گونه مسائل پیچیده و ناخواسته تبدیل شود. یادتان باشد كه به شما هشدار داده شده. ...


دی
فال روز متولدین دی: در حال حاضر آرمانگرا هستید و این مسئله باعث بروز مشكلاتی می شود. سعی می كنید صلح و آرامش برقرار كنید اما اگر اصول اخلاقی تان در خطر باشد به این راحتی هم آرام نمی شوید. اما راهی وجود دارد كه می توانید بدون این كه رابطه دوستی را به هم بزنید اصول اخلاقی تان را هم حفظ كنید. تنها تفاوت ها را بپذیرید، انتقادها از بین خواهد رفت....


بهمن
فال روز متولدین بهمن: خوشبختانه تاکنون ستارگان به شما یاد داده اند که به رسیدن به آروزهایتان اهمیت دهید و به خودتان بیشتر توجه کنید . هر چقدر به هدفهای شخصی خود بیشتر اعتقاد داشته باشید موثرتر و موفق تر هستید و به همین سادگی می باشد . ...


اسفند
فال روز متولدین اسفند: اگر شما دوست آشنا یا خویشاوندی دارید که در خارج زندگی می کند خبر تلفنی یا نامه ای مطلوب به شما خواهد رسید که شادتان می سازد .اگر زنان زمانی را پای تلفن باشید شریک زندگی تان ممکن است تحریک شود . اما شما نیاز دارید در آن لحظه کمی خودخواه باشید اما همان موقع نزاکت را فراموش نکنید. ...



 

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی سایت روز


پنج شنبه 26/6/1388 - 12:23

نخستین درس مهم - زن نظافتچى

 


من دانشجوى سال دوم بودم. یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر
افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است.
سوال این بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چیست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها دیده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و
حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا باید می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحویل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل
از آن که از کلاس خارج شوم دانشجویى از استاد سوال کرد آیا سوال آخر هم
در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟

استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسیارى ملاقات
خواهید کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شایسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند،
حتى اگر تنها کارى که می‌کنید لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من این درس را هیچگاه فراموش نکرده‌ام

دومین درس مهم - کمک در زیر باران


یک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، یک زن مسن سیاه پوست آمریکایى در کنار
یک بزرگراه و در زیر باران شدیدى که می‌بارید ایستاده بود. ماشینش خراب
شده بود و نیازمند استفاده از وسیله نقلیه دیگرى بود. او که کاملاً خیس
شده بود دستش را جلوى ماشینى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن
ماشین که یک جوان سفیدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته باید توجه
داشت که این ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى میان سفیدپوستان و
سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مرد جوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش
برد تا از زیر باران نجات یابد
و بعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک تاکسى براى
زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.

زن که ظاهراً خیلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را
پرسید. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست.. با
کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگى بزرگ برایش آورده‌اند. یادداشتى هم
همراهش بود با این مضمون:
«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم.
باران نه تنها لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شما
مثل فرشته نجات سر رسیدید. به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین
لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از این که چشم از این جهان فرو بندد در
کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به دیگران
دعا می‌کنم.» ارادتمند
خانم ....ء


سومین درس- همیشه کسانى که خدمت می‌کنند را به یاد داشته باشید

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد
قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش
رفت. ـ

- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟

- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد
پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه
فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت: ٣٥ سنت
پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنى بیاورید

خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر
بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت
کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر
بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود! ـ

یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى
انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى
خورده بود! ـ
چهارمین درس مهم- مانعى در مسیر

در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد. سپس
در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى
از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور
زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه
گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هیچیک از آنان کارى به
سنگ نداشتند! ـ

سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین
گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده
هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد.
هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش
ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را
باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال
کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند
آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم! هر مانعى = فرصتی

پنج شنبه 26/6/1388 - 12:18

یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید
سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به
شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب
می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک
که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در
حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد... ـ
آهای، آقا پسر! ـ
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را
به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا
هستید؟
نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! ـ
آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید! ـ

پنج شنبه 26/6/1388 - 12:17

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار
پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر
داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور
اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان
نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز
نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و
اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار
را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که
بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من
فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه
داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده
می شد: ـ

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! ـ

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید
دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای
زندگی است. ـ
حتی برای کوچکترین اعمالتان از
دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

پنج شنبه 26/6/1388 - 12:16

مشاغل عجیب و غریب دنیا كم نیستند. اما در میان همان مشاغل عجیب هم باید به چند مورد اشاره‌ای ویژه داشته باشیم كه اصولا روی تركیب «عجیب و غریب» را سفید كرده‌اند. آنچه در پی می‌آید نگاهی است به همین مشاغل.

محافظ پل‌های متحرک
فردی که باید هر شش ماه یک بار به طور رسمی پل‌های متحرک را بالا و پایین ببرد و مطمئن شود که آنها معیوب نیستند.

آدامس پاک‌کن
آدامس پاک‌کن‌ها باید با کمک دستگاه‌های مخصوص تولید‌بخار آدامس‌های چسبیده شده به پیاده‌روها، نیمکت‌های کنار خیابان‌ها و هر جایی دیگر که آنها چسبیده باشند، بکنند و محل آغشته شده را تمیز کنند.

جدا‌کننده جوجه‌های نر و ماده
فردی که چنین شغلی را برعهده می‌گیرد باید هر روز به میان خیل عظیمی جوجه تازه از تخم درآمده برود تا پی ببرد کدام نر و کدام ماده هستند، در پایان نیز آنها را از یکدیگر جدا کند.

مغزخالی‌کن
منظور ما از «مغزخالی کن» آن دسته از افرادی نیستند که مدام سوال و اطرافیان‌شان را کلافه می‌کنند، بلکه مغزخالی‌کنی شغلی رسمی و محترمانه است و فردی که چنین حرفه‌ای را انتخاب می‌کند باید هر روز در کشتارگاه‌ها حاضر شود، سر حیوان ذبح شده را روی میز قرار دهد یا به یک قلاب آویزان کند و سپس جمجمه را شکافته و مغز آن را که در برخی از کشورها غذایی بسیار لذیذ محسوب می‌شود، خارج کند.

چشنده غذای سگ
بله، در کشورهایی که غذای مخصوص سگ تولید می‌شود، این انسان‌ها هستند که باید وظیفه چشیدن غذای سگ‌ها را برای کارخانه‌های تولیدکننده این نوع محصولات انجام دهند و نسبت به مناسب بودن طعم آن برای این حیوانات خانگی اطمینان حاصل کنند. البته این مساله همیشه اعتراض گروه‌هایی را هم در پی داشته است.

مورچه‌گیر
شاید شما هم جزو آن دسته از مردمی باشید که در دوران کودکی صاحب یک مزرعه کوچک مورچه بوده‌اید. پس لازم است بدانید بعضی از آن مورچه‌ها متعلق به مزارع بسیار بزرگتر هستند و در این مکان‌ها پرورش یافته‌اند. اما رفتن به مناطق جنگلی و بیابانی و دفن کردن مورچه‌ها برای پرجمعیت کردن آن مزارع بزرگ راهی برای امرار ‌معاش بعضی از مردم است. واقعا تعجب‌آور است که چطور آنها می‌توانند این حشرات را گرفته و به صورت محموله دریایی به نقاط دیگر جهان ارسال کنند!

ژله پرکن شیرینی‌های دونات
فردی که شغل وی پرکردن دونات‌ها با ژله است باید صاحب دستانی ماهر و اعصابی فولادین باشد، زیرا تنها مقدار ناچیزی ژله اضافه - بمب ! - می‌تواند دونات‌ها را مانند یک نارنجک دستی منفجر و متلاشی کند.

ساقدوش عروس کرایه‌ای
در برخی از کشورها که داشتن ساقدوش عروس جزو جدانشدنی مراسم ازدواج و عروس خانم نیز از داشتن دوستان و اقوام نزدیک بی‌بهره است، چه کسی باید وظیفه ساقدوشی را انجام دهد و وی را در این مراسم به یادماندنی همراهی کند؟ خیلی ساده است عروس خانم باید دست به جیب شود تا ساقدوش کرایه‌ای این نقش را ایفا کند.

توپ گلف جمع‌کن
توپ گلف جمع‌کن‌ها افرادی هستند که هر تالاب، دریاچه یا بستر آبی را که در نزدیکی زمین‌های گلف واقع شده، به دقت جست‌وجو می‌کنند تا شاید توپ گلف مفقود شده‌ای را بیابند، آن را بار دیگر جلا دهند و مجددا به فروش برسانند. شاید در نگاه نخست این شغل چندان پر درآمد به نظر نرسد اما گفته می‌شود این افراد روزانه دست‌کم 3000 توپ گلف جمع می‌کنند.

داور بو
داورهای بو معمولا در صنایع مختلف مشغول به کار می‌شوند. برای مثال برخی از داورهای بو برای کارخانه‌های ‌تولید‌کننده بو زداهای زیر بغل (دئودورانت‌های زیر بغل) کار می‌کنند و از جمله وظایف آنها این است که زیر بغل افرادی که دئودورانت‌های مختلف را استفاده کرده‌اند، ببویند. برخی از آنها نیز به استخدام کارخانه‌های تولیدکننده دهان‌شویه در می‌آیند و کار آنها بو کردن دهان افرادی است که دهان‌شویه‌های مختلف را مصرف کرده‌اند!

کنترل‌چی چیپس‌های سیب‌زمینی
وظیفه این افراد بررسی چیپس‌های سیب‌زمینی در خط مونتاژ کارخانه‌های چیپس‌سازی است تا مطمئن شوند که این مواد غذایی سرخ شده، پرچرب و ناسالم از نظر فنی معیوب نباشند اما کاری به طعم و خوشمزه بودن یا نبودن آنها ندارند!

کنترل‌چی تخم‌مرغ‌ها
کار‌کنترل چی تخم‌مرغ‌ها بررسی تخم‌مرغ‌ها از نظر ترک و اختلالات دیگر قبل از درجه‌بندی و مهر تایید زدن روی آنهاست. اگر عادت به نوشیدن زیاد چای یا قهوه دارید، نباید این شغل را انتخاب کنید چون وقت این کار را به دست نخواهید آورد و حتما در این حرفه با شکست مواجه خواهید شد.

تخم‌مرغ شکن
وظیفه تخم‌مرغ‌شکن درست برعکس کنترل‌چی تخم‌مرغ‌ها است. زیرا این افراد باید به وسیله یک میله روی تخم‌مرغ‌ها ترک ایجاد کرده و سپس محتویات آنها را به درون دستگاهی بریزند که سفید‌ه‌ها را از زرده‌ها جدا می‌کند. تصور کنید وقتی یک کنترل‌چی تخم‌مرغ با یک تخم‌مرغ شکن ملاقات می‌کند چه کشمکشی بین آنها رخ می‌دهد!

رنگ‌کار مرکبات
مسوولیت رنگ‌کار مرکبات که معمولا نارس چیده می‌شوند، این است که با کمک مواد شیمیایی مانند گاز اتیلن و بخار آب کافی به آنها رنگ و ظاهری طبیعی ببخشد و کاری کند که این میوه‌های پرفایده کاملا رسیده به نظر رسند.

هنرمند صداساز فیلم‌ها
این افراد باید از انواع و اقسام اشیا و در واقع هر وسیله‌ای که آنها را در تولید صدای مورد نظر یاری می‌رساند، بهره ببرند تا بتوانند در فیلم‌ها جلوه‌های صدا ایجاد كنند. برای مثال، آنها ممکن است برای خلق صدای فردی که مشت می‌خورد از ضربه زدن به هندوانه استفاده کنند یا برای نشان دادن صدای سکوت، تنها خاموش و بی‌صدا باشند.

چروک صاف‌کن
خیر منظور آن دسته از افرادی نیستند که در صاف کردن چین و چروک چهره مجرد‌های سالخورده مهارت دارند، بلکه منظور چروک‌صاف‌کن‌های کفش‌های تولیدی هستند تا زمانی که شما کفش‌ها را در فروشگاه‌ها مشاهده می‌کنید صاف و یکدست و عاری از چین و چروک باشند.


منبع-savehportal

 

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی نیک سایت


پنج شنبه 26/6/1388 - 12:12

روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم….»

5- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.
21- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.

22- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.

23- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.

24- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.

25- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.

26- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»

27- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.

28- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.

29- زمان ، حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.

30- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.

31- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد،خانواده ودوستانتان هستند. با آنها با مهربانی در تماس باشید.

32- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.

34- بهترینها هنوز در راه اند. کمی صبر کنید…

35- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.

36- کار درست را انجام دهید!

37- اغلب با خانواده در تماس باشید.

38- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست یافتم.»

39- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.

40- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید

منبع-pctools

 

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی نیک سایت


پنج شنبه 26/6/1388 - 12:9

 تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.

گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند

 

کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.


مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر


انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

 

 

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط: نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری انگشت چهارم :شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک: نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.


انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.

منبع-تماشاگران

 

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی نیک سایت


پنج شنبه 26/6/1388 - 12:5
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته