• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 415
تعداد نظرات : 360
زمان آخرین مطلب : 3610روز قبل

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.



تولد در خانه خدا

مکه در یکی از ماه های حرام، ماه رجب، پذیرای مقدم زیارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف می کردند، گاه پروردگارشان را می خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد.

چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علی نهادند؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...



نسب علی (ع)

نسبت که به معنای اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودی انسان و تشکیل دهنده شخصیت اوست. طبق گفته قرآن و روایات و ائمه معصومین و نیز علم روانشناسی، فرد بسیاری از صفات و روحیات خود را از طریق وراثت به ارث می برد. حضرت علی (ع) به داشتن این ویژگی ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگی از نظر فضلیت و بزرگواری معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علی (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و این خانواده، در فضایل اخلاقی و صفات والای انسانی، در میان عرب و قریش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تیزهوشی و زیرکی، از امتیازات آنها به شمار می رفت و همه این فضایل، در حد اعلای خود به علی بن ابیطالب به ارث رسید.

پدر علی (ع)

یکی از شخصیت های نقش آفرین صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علی (ع) و عموی بزرگوار پیامبر خدا (ص) است. او یکی از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئیس قبیله بنی هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهربانی و فداکاری در راه آیین توحیدی بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستی پیامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اینکه پیامبر به مقام رسالت رسید، در راه هدف مقدس ایشان که همان گسترش آیین یکتا پرستی بود، با تمام وجود جانبازی و فداکاری کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع می کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگی دیده از جهان فروبست. حضرت علی (ع) مراحل آغازین کودکی را در دامان تربیت چنین پدری بزرگوار رشد یافت.

مادر علی (ع)

مادر گرامی حضرت علی (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وی از نخستین زنانی بود که به پیامبر ایمان آورد و در دوران کودکی پیامبر، مدتی سرپرستی او را به عهده داشت. از این رو، پیامبر اکرم ضمن تکریم وی، با تعبیر مادر از او یاد می کرد و حتی هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پیامبر اکرم بسیار متأثر شده و پیراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده می کند و می میراند. ای خدا، به حق من و همه انبیای پیش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشای و دلیل و برهانش را بر او تلقین کن و جایگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمین هستی».

کنیه علی (ع)

در فرهنگ عرب، کنیه اسمی غیر از نام اصلی شخص است، که برای مردان با کلمه اَب و اِبن، و برای زنان با اُم و بنت می آید و غالباً برای تعظیم و تکریم شخص به کار می رود. حضرت علی (ع) هم کنیه­های مختلفی داشت: از جمله:

ابو تراب که کنایه از هم نشینی آن حضرت با خاک و سجده های طولانی ایشان داشت. در سال دوم هجری، علی (ع) روزی زمین خوابیده و مقداری گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در این هنگام پیامبر اسلام بر بالین ایشان آمد و با خطاب «یا ابوتراب» آن حضرت را بیدار کرد. از آن زمان آن حضرت به این کنیه مشهور شدند. ابوریحانتین: این کنیه را هم پیامبر برای ایشان قرار داد و به معنای پدر دو ریحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.

القاب علی (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمی غیر از اسم اصل شخص و نامی است که کسی به آن شهرت می یابد. لقب بر مدح یا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علی (ع) فراوان است و همگی دلالت بر مدح حضرت علی (ع) می کنند؛ از جمله:

یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین: ابن ابی الحدید که از بزرگان اهل سنت است، در این باره می گوید: این دو لقب را پیامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علی بخشید. یک بار به او لقب یعسوب الدین را داد؛ یعنی مالک و رئیس و حاکم دین، و در نوبت دیگر فرمود: یعسوبُ المؤمنین؛ یعنی آقا و رئیس مؤمنان.

مرتضی لقب دیگر حضرت علی (ع) به این معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از دیگر لقب های آن حضرت، می توان به اسدالله (شیرخدا)، حیدر (شیر بیشه ایمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

نهج البلاغه علی (ع)

یکی از گنجینه های جاوید و درخشان علم علوی که از روح بلند پیشوای پرهیزکاران حضرت امیر مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، کتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزیده ای از خطبه ها نامه ها و سخنان کوتاه و حکمت آمیز علـی (ع) و قطره ای از اقیانوس بیکران معارف الهــی است. مجموعه ای نفیس از سخنان زیبای امیر کلام حضرت علی (ع) که گذشت روزگار نمی تواند غبار کهنگی بر آن بنشاند. ستاره ای درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب که تا همیشه بر تارک علوم اسلامی خواهد درخشید. تأمل و تعمق در محتوای نهج البلاغــه می تواند ما را با گوشه هایی از مکتب مولای دنیا و دنیا پرستی حماسه حکومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهای الهیات، شجاعت، تهذیب اخلاق، سلوک و عبادت و... آشنا سازد. توجه به این کتاب شریف یکی از نیازهای نسل امروز جامعه اسلامی است.



و علی (ع) می آید ...

ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکی عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شب به یمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی (ع) می آید!...

و جمعه چه شکوهی دارد و این جمعه شکوهی دیگر!... 13 رجب سال سی ام از عام الفیل! آسمانیان طبق طبق نور می آوردند، آن گاه که دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علی اعلی خانه خویش را از برای قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت های خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن ندای یگانگی و توحید ذات مقدس خدای تعالی را سر دهد و او را تقدیس کند و فریاد حق طلبی اش را از میان کفرها و نفاق به گوش جان های عاشقان برساند و پرواز شور آفرین کبوتران عشق را جانی تازه بخشد.

معشوق خدا

آسمانیان همه از شراب عشق علی (ع) نوشیده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اینکه زمنیان را فرصتی است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودی او رخ برگشایند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوریدگی پا به عرصه خاکی نهاد. او علی است و خدایش اعلی. او که مهتاب سپیدی رویش را از او دارد و کوچه ها همه بی قرار اویند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حدیث و اعجاز است و نگاه هستی بخشش پیاله جان ها را از شور زندگی، عشق و شیدایی لبریز می کند؛ او معشوق خداست.

طبیب دردمندان

یاس ها و نرگس ها در بی کران های گذرگاه هستی، عرشیان و زمینیان را در هاله ای از عطر و رویا می برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علی (ع) به ودیعت گرفته اند! آب های همه دریاها از انعکاس نام او می درخشند و می خندند و نسیم های بهاری، در وزش لابه لای شاخ و برگ های بیدهای مجنون نام او را زمزمه می کنند و نغمه خوش طنین نام اوست که این گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت برای خاطر او تمام زنبق هایشان را نثار زمینیان کرده است! او علی است؛ طبیبی که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم می نهد و دل های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان های بی کلام را درمان می کند. او علی (ع) است که غفلت و نادانی و حیرت و سرگردانی را معالجه و روشنی های حکمت و عرفان را تقدیم دل ها و جان های تشنه عاشقان الهی می کند.

مردی از تبار نور

مردی می آید از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان. مردی که محمد (ص) از گل خنده های نگاه او نشاط می یابد و ابوطالب در نیمه شب های بیداری دل، با او راز دل می گوید و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روی او می گشاید تا گل شادمانی را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردی که طلوع مهرانگیز نگاهش دیگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لایزال به جان پاکان می نوشاند و پیاله حیات عاشقان از نگاهش لبریز می شد. علی، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش بود
میلا مولای متقیان علی (ع)مبارک باد

جمعه 20/6/1388 - 14:17

حضرت امیر المومنین علی (ع )

حضرت امیر المومنین علی (ع ) فرزند ابوطالب شیخ بنی هاشم عموی پیغمبر اكرم (ص) بود كه پیغمبر اكرم او را سرپرستی نموده و در خانه خود جای داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نیز تا زنده بود ازآن حضرت حمایت كرد و شر كفار عرب و خاصه قریش را از وی دفع نمود .
علی ع بنا به نقل مشهور ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال بر اثر قحطی كه در مكه و حوالی آن روی دا د بنا به در خواست پیغمبر اكرم ص  از خانه پدر به خانه پسرعموی خود پیغمبر اكرم  منتقل كردید. و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد پس از چند سال كه پیغمبر اكرم ص به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در غار حرا وحی آسمانی به وی رسید. وقتی كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد وما جرارا فرمودعلی ع به آن حضرت ایمان آورد. وباز درمجلسی كه پیغمبرا كرم ص خویشاوندان نزدیك خود را جمع كرده و بدین خدا دعوت نمود فرمود نخستین كسی از شما كه دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصی و وزیر من خواهد بود.تنها كسیكه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی ع بود و پیغمبر اكرم ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود. از این روی علی ع نخستین كسی است كه به اسلام ایمان آورد و نخستین كسی است كه هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید.
علی ع پیوسته ملازم پیغمبر اكرم ص بود تا آن حضرت از مكه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی ع در بستر پیغمبر اكرم ص خوابید و آن حضرت از خانه بیرون آمده .رهسپار مدینه گردید
در مدینه نیز ملازم پیغمبر اكرم ص بود و آن حضرت در هیچ زمان علی ع را كنار نزد و یگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به عقد آن حضرت درآورد. و در موقعی كه میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد. علی ع در تمام  جنگهاپی كه پیغمبر اكرم ص شركت داشتند حاضر شد جز جنگ تبوك كه آن حضرت اورا درمدینه به جای خود قرارداده بودودر هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت. و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری با پیغمبر اكرم ص مخالفت نكرد چنانكه آن حضرت فرمود هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شوند.علی ع روز رحلت پیغمبر اكرم سی و سه سال داشت و با اینكه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بودبه بهانه اینكه وی جوان است و مردم بواسطه خونهایی كه در جنگهابه همراه پیغمبر اكرم ص ریخته با وی دشمنند از خلافت  كنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شئون عمومی بكلی قطع شد وی نیز به تربیت افراد پرداخت و بیست و پنجسال كه زمان خلا فت سه خلیفه پس از رحلت پیغمبر اكرم ص بودبدین ترتیب گذرانید و پس از كشته شدن خلیفه سوم مردم با آن .حضرت بیعت نموده و به خلافتش برگزیدند
آن حضرت در خلافت خود كه چهار سال و نه ماه تقریبا طول كشید سیرت پیغمبر اكرم ص را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات بضرر برخی از سود جویان تمام می شد و از این روی عده ای از صحابه كه پیشاپیش آنها ام المومنین عایشــه و طلحــه و زیبــر ومعاویــه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برداشتـه و بنای شورش وآشوبگری گذاشتند .
آن حضرت برای خوابانیدن فتنه , جنگی با ام المومنین عایشه و طلحه و زیبر در نزدیكی بصره كه به جنگ جمل معروف است و جنگی دیگر با معاویه در مرزعراق و شام كه به جنگ صفین معروف است و یكسال و نیم ادامه یافت و جنگی  با خوارج در نهروان كه به جنگ نهروان معروف است  كرده و به این ترتیب بیشتر مساعی آن حضرت در ایام خلافت خود صرف رفع اختلافات داخلی شد و پس از مدتی صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد كوفه در سر نماز .بدست یكی از خوارج ضربتی خورده و در شب بیست و یكم ماه شهید شدند .
جمعه 20/6/1388 - 14:15
قبل از ازدواج دربارۀ تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، حالا شش فرزند دارم ولی دارای هیچ گونه نظریه ای نیستم  . روچستر



با تکرار مرتب این جمله در خود انگیزه ایجاد کنید : کار را همین الان انجام  بده ! کار را همین الان انجام بده! . برایان تریسی
    


با شلاق اراده می توان اسبی وحشی و سرکش را رام کرد . راسین



بسیار یاد کردن از سختی های زندگی ، بردگی می آورد .  ارد بزرگ



انسان در هر کار باید بداند کجا باید ترمز کرد . ضرب المثل فرانسوی
دوشنبه 16/6/1388 - 22:27
از رودخانه تا رد نشدی به تمساح نگو دهان گنده(ضرب المثل آلمانی)

 

پول نوکر وفادار وارباب شختگیری است(یونانی)

برباری ودرنک هم آهنگند ونتیجه آن بلند همتی است(حضرت علی ع)

غیبت کردن تلاش ناتوان است(حضرت علی ع)

دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شده نه برای رسیدن به خود(حضرت علی ع)

دوشنبه 16/6/1388 - 22:23

در ریاضیات عدد اعشاری نا متناهی .....0.9999999 (با بی نهایت ۹) به عنوان یک عدد طبیعی و برابر با یک شناخته می شود. به عبارت دیگر نشان های .....0.9999999 (با بی نهایت ۹) و 1 هر دو یک عدد طبیعی را تعریف می کنند. این معادله به وسیله بسیاری از ریاضیدانان ثابت شده و در کتاب های درسی هم تدریس می شود. برای اثبات این معادله روش های گوناگونی وجود دارد که من آنهایی را که فهمیدم اینجا می نویسم!

همان طور که می دانید عدد کسری 1/3 (یک سوم) با عدد اعشاری ....0.333333333 (با بی نهایت 3) برابر است. از این تساوی می توان ثابت کرد که .....0.9999999 (با بی نهایت 9) برابر با 1 است. به این صورت که ....3x0.3333333333...=0.999999999 و 3x1/3=1 پس نتیجه می گیریم که 1=....0.9999999 . برای اینکه به خوبی متوجه شوید معادله های زیر را ببینید.

   یا   \begin{align}
0.111\dots          & {} = \frac{1}{9} \\
9 \times 0.111\dots & {} = 9 \times \frac{1}{9} = \frac{9 \times 1}{9} \\
0.999\dots          & {} = 1
\end{align}

معادله زیر هم روشی دیگر برای اثبات این قضیه است

1 = \frac{9}{9} = 9 \times \frac{1}{9} = 9 \times 0.111\dots = 0.999\dots


روش زیر هم راهی آسان برای اثبات این قضیه است.

\begin{align}
x           &= 0.999\ldots \\
10 x       &= 9.999\ldots \\
10 x - x    &= 9.999\ldots - 0.999\ldots \\
9 x         &= 9 \\
x           &= 1 \\
0.999\ldots &= 1
\end{align}

از دانشنامه ویکیپدیا

يکشنبه 15/6/1388 - 23:35

مدیر یک رستوران در آلمان به جاى غذاهاى عادی، پاستاى سوسک و غذاهاى حاوى حشرات را براى مشتریان سرو مى‌کند.

لارس اشبابل - سرآشپز و مدیر یک رستوران در آلمان - پس از آن که طى مسافرت‌هاى متعددش به کشورهاى مختلف با آداب غذایى آن‌ها آشنا شد، تصمیم‌ گرفت به جاى غذاهاى عادى و معمولى با استفاده از حشرات، غذا سرو کند.
وى در گفت‌وگو با رسانه‌هاى محلی، گفت: منوى اصلى رستوران من شامل ماکارونى با سوسک، کرم سرخ کرده با برگ سبز، مارمولک آب‌پز، نیمروى تخم قورباغه، قورباغه شکم پر، ملخ برشته همراه با انواع نوشیدنى‌هاى سالم است و تاکنون مورد استقبال بسیارى از آلمانى‌ها قرار گرفته است.

علاوه بر این وى افزود: تاکنون هیچ یک از مشتریان من نسبت به غذا شکایت نکرده و مسموم نشده‌اند

يکشنبه 15/6/1388 - 23:30

زعفران با نام علمی ( .Crocus Sativus L ) از خانواده زنبقیان (Iridaceae) گیاهی علفی، چند ساله، بدون ساقه و پیازدار است. پیاز

نوع توپر و تقریبا كروی شكل با قطر 3 تا 5 سانتی متر و پوششی قهوه ای رنگ می باشد كه در زیر خاك قرار می گیرد. هر پیاز 6تا 9 برگ باریك، نظیر برگ علفهای چمنی تولید می نماید. ریشه های زعفران ازنوع افشان هستند كه از قــاعده پیازها و از روی دایــره محیطی آن می رویند. گل زعفران اولین اندامی است كه در اوایل پاییز ظاهر می شود. در سال اول كشت، به علت ضعف پیازها و عدم استقرار كامل آنها در خاك و كشت عمقی، جوانه های گل توان كافی برای رویش ندارند و حتی برگها در سال اول دیرتر از معمول ظاهر می شوند. پوشش گل از سه كاسبرگ و سه گلبرگ همرنگ بنفش تشكیل می شود، به طوریكه تشخیص كاسبرگها از گلبرگها مشكل می باشد. تعداد پرچمها سه و طول میله پرچم دو برابر بساك است. بساك زعفران زرد رنگ می باشد. مادگی در مركز گل قرار گرفته و دارای یك تخمدان است و از قسمت تخمدان خامه باریكی خارج می گردد. خامه طویل و كشیده بوده به رنگ زردكمرنگ است كه به یك كلاله شفاف قرمز نارنجی سه شاخه ای به طول3-2 سانتی متر ختم می شود. سه كلاله همراه با خامه پس از خشك كردن، زعفران تجارتی را تشكیل می دهند.
اندامهای مختلف گیاه زعفران
تكثیر زعفران از طریق ایجاد پیازچه های جدید كه از پیاز مادر تولیــد می شود صورت می گیرد. پیاز زعفران در ماههای تابستان به صورت غیرفعال و راكد در زمین باقی می ماند و رشد دوباره خود را در حدود پایان تابستان شروع می نماید. بر طبق گزارشات موجود چندین واریته شناخته شده در كشورهای مختلف كشت می گردد.
تقسیم بندی انواع زعفران
در ایران معمولاً زعفران تولیدی به چند شكل تقسیم بندی می شود. یكی از اصطلاحاتی كه از دیرباز در این زمینه مورد استفاده قرار می گرفته زعفران دخترپیچ است. این نوع زعفران شامل قسمت كلاله و خامه، (قسمت سرخ و قسمت سفید
یا زردرنگ زعفران) می باشد كه در فارسی به آن زعفران دسته‌ای نیز گفته می‌شود، و در خارج از كشور آن را به عنوان زعفران Bunch (دسته ای) یا Red & White(سرخ و سفید) می شناسند. در واقع قسمت قرمز دراین نوع زعفران بایدبین 75-70% باشد و قسمت ریشه یا كنج آن حدود30-25% است.
از نامهای جدیدتری كه بعداً مرسوم شد، زعفران سرگل یا به اصطلاح عامیانه زعفران سرقلم بود كه از زعفران دسته ای تولیدگردید، بدین نحو كه قسمتهای زرد آن رابا قیچی كردن وسپس با استفاده از روش الكتریسیته ساكن جدا نمودند و زعفرانی تمیزتر و كاملاً قرمز به دست آوردند كه در زبان انگلیسی به آن All-Red (كاملا سرخ) گویند و مشابه زعفرانی است كه كوپه Coupé (قطع شده یا بریده)خوانده می شود. بعدها زعفرانهایی را كه برای تهیه آنها مستقیماً قسمت قرمز(تنها شامل مقدار بسیار كمی از زردی) را از گل جدا می‌كنند پوشالی نامیدند، شاید به این دلیل كه این نوع یك حالت حجیم و پوشال مانند پیدا می‌كند، كه البته پایگاه معتقداست این اسم مناسبی نیست و باید نام بهتری برای این نوع زعفران انتخاب شود. هر كدام از این زعفرانها ممكن است درجه یك یا دو و مرغوب یا نامرغوب باشند و هیچیك را نمی توان به دیگری ترجیح داد. آنچه كه مسلم است قدرت رنگدهی و كیفیت زعفران دسته به مراتب پایین تر از انواع دیگر زعفران است، همینطور از نظر روش خشك كردن چون با تاخیر خشك می شود و در واقع بخشی از قدرت رنگدهیش را در طول فرآیند خشك كردن از دست می دهد كیفیت پایین تری دارد.
برخلاف نتایج بررسیهای علمی و آنالیزهای انجام شده برخی تصور می كنند زعفران دسته‌ای و حتی ریشه یا كنج دارای عطر بیشتری است. این كاملاً اشتباه است، زیرا منشا مواد موثره زعفران (كروسین، پیكرو كروسین و سافرانال، مخصوصاً كروسین موجود در قسمت زردی(كنج) زعفران، كلاله آن است و مواد مذكور در اثر حركت در بافت گیاهی از كلاله به آنجا انتقال پیدا كرده اند، خود زردی(كنج) نه تنها دارای مقدار قابل توجهی از آنها نیست(در مقایسه باكلاله) بلكه كروسین موجود در آن صفر است. از نظر عطر نیز تنها به این علت كه به سبب نوع بافت گیاهیش امكان جذب رطوبت بیشتری از كلاله دارد، معطرتر به‌نظر می‌رسد.
وقتی زعفران سرگل را از زعفران دسته‌ای جدا می‌كنیم، قسمت ریشه یا سفید كه در فارسی به آن كنج یا سفید زعفران و در اروپا به آن white (سفید) یا style (خامه)گفته می‌شود،جدا می‌شود و در واقع نمی توانیم آن را زعفران تلقی كنیم. این ماده كنج زعفران نامیده می شود و تعریف زعفرن را شامل آن نمی‌دانیم.
از تقسیم بندیهای دیگری كه وجود دارد تقسیم بندی است كه توسط بعضی از شركتها مورد استفاده قرار گرفته و در آن زعفران برمبنای كیفیت به درجه هایی تحت عناوین 1و 2و3 یا1و2و3و4 و همینطور حروف انگلیسی مثل A،B و C درجه بندی شده اند. اینها استانداردهای كارخانه‌ای هستند، و امیدواریم در آینده پایگاه زعفران بتواند با كمك موسسات ذیربط مثل مؤسسه استاندارد و اتحادیه صادركنندگان و سایر بخشها یك نامگذاری واحد را برای زعفران ایران رایج نماید.
يکشنبه 15/6/1388 - 23:16
برخی از اشتباهات تاریخی...   یونانیان اظهار دارند که برای اولین بار زنان یونانی موفق به ساخت زورق و بحرپیمایی
شدند در صورتی که نخستین بار بانوان ایرانی چنین اختراعی نیز کردند و به همین علت هم بود که به اهمیت شناسایی ستارگان در راهیابی پی بردند ودریافتند که ستاره ی ((جدی)) همواره شمال را نشان می دهد ولی متا سفانه یافتن ستاره جدی به فنیقی ها نسبت داده شده. خط (که به تفصیل مطلبی در مورد پیدایش آن در ایران نوشتم) را برخی از مورخین به فنیقی ها نسبت دادند که اشتباه است. شیشه :که یکی دیگر از ابداعات بزرگ ایرانی هاست که به فنیقی ها نسبت داده شده که ثابت شده این ادعا اشتباه است و گفته اند هنگامی که استرابون یونانی وارد ایران شد از دیدن شیشه ی پنجره مبهوت گشت. زغال سنگ: که بر خلاف تصور که غربی ها ان را کشف نموده اند ایرانی ها برای نخستین بار به وجود سنگ سیاه قابل اشتعال پی بردند.که البته مورد استفاده نبود. مقیاس های اندازه گیری: نخستین بار ایرانی ها بودند که دریافتند برای وزن کردن و اندازه گرفتن و....نیاز به مقیاس است و نیز هزاران سال قبل از اروپاییان تعیین مقیاس کردند. جاده سازی: کارکوبی نو مورخ فرانسوی می گوید رومی ها اولین ملتی هستند که جاده های شوسه ای می ساختند که قدمت انها به 200 سال قبل از میلاد مسیح می باشد اما در قرن چهاردهم قبل از میلاد هنگامی که استرابون با اسکندر به ایران امد در کتاب خود از وسعت و زیبایی جاده های سنگ فرشی ایران سخن گفته است. شهر سازی:اولین شهر ها با مفهوم واقعی شهر در ایران بوجود امد و هرودوت می گو ید :کوروش کبیر مبادرت به 20 شهر کرد و عرض معابر آنها 40 متر بوده است. دیگر انکه ایرانیان قبل از دیگران اطراف افریقا را به صورت در یایی پیمودند و همچنین نخستین کسانی بودند که از راه دریا به شمال اروپا رفتند و منطقه ی ظلمات را کشف نمودند که هر دوی این مطلب را به اروپاییان نسبت داده شده همانطور که کشف آمریکا به کریستف کلمب ربط داده شده که اکنون همگان می دانند وی بر اثر خواندن مطالبی درباره ی رفتن ایرانی ها به ان سرزمین در کتابخانه ی واتیکان به فکر افتاد تا مهاجرت کند. کروی بودن زمین: نخستین بار ایرانی ها به آن پی بردند. المپیاد: ورزش کردن افراد در هوای آزاد نخستین بار توسط ایرانی ها مطرح شد و بعد ها به یونان راه یافت. گاوبازی: این بازی منشا ایرانی دارد با این تفاوت که انان گاوها را به قتل نمی رساندند در واقع با این وسیله چالاکی خویش را نشان می دادند و اکنون با بیان این اصل به اسپانیایی ها توهین کرده ایم! + زنان ایرانی هم این بازی را انجام می دادند . در این میان باید اشاره کنم که مردم غرب بر این باور اند که سرچشمه ی بسیاری از پیشرفت ها اسکندر است در حالیکه او تمامی آنها را از ایرانی ها دارد :وی زمانی که به ایران آمد نمی دانست که باید آزادی مذاهب را رعایت کرد و بعد از آن این مسئله را درک کرد! حتا برخی نوشته اند که اسکندر در فکر ایجاد یک جامعه ملل بود که آزادی در آن حرف اول را بزند ! ولی اسم مبتکر این فکر یعنی کوروش کبیر را نمی اورند. برخی از مورخین می گویند اسکندر زمانی که تصمیم به ساخت اسکندریه گرفت طرح آن را به ((تری دات)) واگذار کرد و او اولین مهندس است که با اسلوب شهرسازی کرد ولی نمی گویند که وی شاگرد مهندسان ایرانی بوده و هر چه بود از ایرانی ها اموخت. و ایجاد راه فاضلاب در اسکندریه از ایرانی ها تقلید شده بود. یکی دیگر از مسائل که اسکندر با آن در ایران آشنا شد آموزش همگانی بود زیرا در دوره ی هخامنشی همگان از نعمت سواد برخوردار بودند ولی تنها عده ی معدودی در یونان خواندن نوشتن بلد بودند. یکی دیگر انکه زمانی که اسکندر به ایران آمد رسم بوشیدن لباس خوب و کفش را یاد گرفت و......!
يکشنبه 15/6/1388 - 23:14

نویسنده و محقق : دکتر مریم جلالی  مترجم به زبان انگلیسی دکتر گل مزرجی.
مزیت این کتاب
در داشتن

تصویر هایی  برای کودکان است که آن را جذاب کرده است
این کتاب درباره
داستان حضرت ادریس است.ادریس اولین معلم بشر بود نوشتن و خواندن را به مردم آموختو اولین مدرسه را ساخت . از طرفی او ضد ظلم پادشاه زمان خود مبارزه می کرد و به مردم کمک می کرد یکی از معجزات او زنده کردن پسر مرده ای در شهر بود .
قلم توانای نویسنده نظم خاصی را به توالی داستان بخشیده است .
کتاب ادریس داستانی مناسب برای کودکان و نوجوانان است. این کتاب توسط انتشارات فرهنگ سبز چاپ شده است .
 
يکشنبه 15/6/1388 - 23:12

تفاوت عشق با دوست داشتن

1) هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده میشوید .
اما هنگامیکه کسی را دوست دارید را میبینید احساس سرور و خوشحالی میکنید.


2) هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است.
ولیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می رسید زمستان فصلی زیباست.


3) وقتی به کسی که عاشق هستید نگاه می کنید خجالت می کشید .
ولیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.


4) وقتی که در کنار کسی که عاشق او هستید باشید نمی توانید هر آنچه را در ذهن دارید بیان کنید .
اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید.


5) در مواجه شدن با کسی که که عاشقش هستید خجالت میکشید
و یا حتی دست و پای خود را گم میکنید.
اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید کرد.


6) شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید بطور طولانی نگاه کنید(زل بزنید).

اما میتوانید در حالیکه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.


7) وقتی که
کسی که عاشق او هستید گریه می کند شما هم گریه میکنید
اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او دارید

8) احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه (دیدن)است.
اما در درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است(از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی)

9) شما می توانید یک رابطه دوستی را پایان دهید اما
هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید.

چرا که حتی اگر اینکار را بکنید .
عشق همچنان قطره ای در قلب شما برای همیشه باقی خواهد ماند

مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست هستند اما به خاطر داشته باشید .
که مطلق نیستند و اصولا انسان ها و احساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستند

امیدوارم
همـــیشه

عـاشــقــانـــــه هـمـدیــگـــر رو دوست بدارید .
 

چهارشنبه 11/6/1388 - 23:23
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته