عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 74 -  سخنراني در جمع پرسنل نيروي دريايي "استقلال ارتش "
زمان : 17 بهمن 1357 / 8 ربيع الاول 1399
مكان : تهران ، مدرسه علوي
موضوع : نقش انسانهاي پاكدامن در باز سازي كشور
حضار: پرسنل نيروي دريايي
سخنراني
صفحه : 74
[بسم الله الرحمن الرحيم ]
غارت دسترنج توده ها
شما تا حالا در خدمت طاغوت بوديد. متاسفانه اين جمعيتي كه بايد به ايران خدمت بكنند و يك ايران صحيح براي ما بسازند در خدمت كسي بودند كه جديت براي انهدام اين مملكت داشت . ما پنجاه سال بود مبتلا بوديم به حكومت رضاخان و محمدرضاخان ،كه در اين پنجاه سال دوم خيانت خيلي زيادتر شده از آن پنجاه سال اول . در اين سي وهشت سال دوم كه زمان ايشان بود خيانت زيادتر شد تا آن وقت . اين شخص براي ما هيچ چيز نگذاشت . اينها فرار كردند؛ اموال اين ملت را برداشتند و رفتند. به من نوشته بودندحالا يا در يك جايي كه مجله بود يا در يك جايي كه اين را براي من فرستادند كه يك ويلايي يك خواهر ايشان - كدام خواهر است ، من آن را هم نمي دانم - خريده اند به فلان قدر. اين فلان قدر هم يادم نيست ؛ اينكه يادم هست اين است : شش ميليون دلار خرج گلكاري ! مي فهميد؟ تصور مي توانيد بكنيد؟ ما مي توانيم بفهميم يعني چه ؟ شش ميليون دلار، سي و هفت ميليون تومان خرج گلكاري اين ويلاي خانم شده ! از مال كي ؟ پدرايشان كه آمد كودتا كرد چه چيز داشت ؟ مشتي سرباز گرسنه ؛ از مال اين ملت بود و از مال ماها بود ديگر. اين ملت را اينها فقير كردند و برداشتند. اين مال خودش ؛ اين مال عائله خودش كه در [بانك ] بود كه سه بيليون دلار بود نمي دانم يا تومان ، سه بيليون و چند صد[هزار] دلار آنها كه اتباعشان بودند - آن سرلشكرها و آن ارتشبدها و آن كذا و كذا - آنهاهم برداشتند و رفتند. شماهايي كه خدمت مي كرديد به مملكت ، شماها محروم ! آنهايي
صفحه : 75
كه آن بالا بودند و خيانت مي كردند به اين مملكت ، آن بالاييها خوردند و برداشتند ورفتند.
ايستادگي پابرهنگان در برابر توپ و تانك
از حالا به بعد شما در خدمت ملت باشيد. ملت خودتان را خدمت بكنيد. اين آب وخاك مال شماست . اينجا مال خودتان بايد باشد. دست اين اجانب بايد كوتاه بشود.چقدر امريكا بايد از اين مملكت ببرد و بخورد يا انگلستان يا ساير جاها؟ ما بايد يكوقت هم زنده بشويم ، بيدار بشويم ، ملتفت بشويم ، آزادي را بگيريم . حق را بايد گرفت باسرنيزه ، با مسلسل بايد حق را گرفت از اينها؛ خودشان كه نمي دهند. بايستيد در مقابل اينها. شما ديديد كه اين ملت ، همين پابرهنه ها، ايستادند در مقابل توپ ، تانك ،- نمي دانم - مسلسل ؛ ايستادند و پيش بردند كارشان را. اين ابرقدرتها همه پشتيبان شاه بودند، و اين مردم پابرهنه با مشت ايستادند در مقابل تانك ، خون دادند و عقب زدندآنها را كه ديگر نتوانست اين [شاه ] بماند خودش اينجا، آنها هم كه رفتند.
سازندگي به دست عناصر پاكدامن
شما از اين به بعد يك قدري توجه داشته باشيد، رفقايتان را متوجه كنيد، همقطارانتان را متوجه كنيد. بگوييد آقا، ما خير شما را مي خواهيم . ما فرياد مي كنيم كه بايد ارتش مامستقل باشد يعني نوكر نباشد. اين خير شماست . يا اينكه خير، ما بايد ارتشمان تحت نظرامريكا باشد و بدتر از آن ، اسرائيل ؟! بايد اينها اصلاح بشوند. بايد همه تان دست به دست هم بدهيد و اين كارها را اصلاح بكنيد، درست بكنيد مملكت را بايد بسازيد از سر. اينهاخراب كردند و رفتند، و حالا بايد بسازيم . اينها آن كاري كه كردند قبرستانهاي ما راخوب آباد كردند! جوانهاي ما را همه زير خاك كردند و رفتند. ما حالا بايد بنشينيم وبسازيم و همه دست به هم بدهيم . اينهايي كه در ارتشند و پاكدامنند ارتش را بسازند؛آنهايي كه بيرونند، در اداراتند و پاكانند، ادارات را درست كنند. مردم بازار را درست كنند، زراعت را درست كنند. اينها بكلي كشاورزي ما را از بين بردند؛ شما مي دانيد كه
صفحه : 76
ايران يك جايي بود كه صادر مي كرد، حالا براي همه چيز دستش به دنبال يا امريكاست يا جاي ديگر. ان شاءالله خدا همه تان را حفظ كند. موفق باشيد، مويد باشيد ان شاءالله .
گفتگوي برخي از پرسنل نيروي دريايي با امام
[يكي از حضار: مي بخشيد، البته مي دانيم كه خسته هستيد، نمي خواهيم مزاحمتان شويم اما راجع به ارتش مطالبي داريم ؛ مي خواستيم به عرضتان برسانيم كه اينكه شما فرموديد در خدمت طاغوت بوديد،اگر خداوند قبولمان كند با وجود اينكه بنده به سهم خودم 25 سال توي ارتش بودم و لباس خدمت طاغوتي به تن داشتم ، اگر مورد قبول خداوند باشد، خيانت نكرده ام . ]
امام : "در خدمت " معنايش اين است كه در جايي بوديد كه طاغوت [با آنجا] سر و كارداشت و الا البته من مي دانم كه در جمع ارتش ما مردم محترم هستند، مردم متعهد هستند،مردم صحيح هستند، پاكدامن هستند. ما دلمان به همين ارتش خوش هست كه پاكدامنهازيادند. و ان شاءالله اصلاح مي شود مملكت ما به واسطه همينها. اينكه گفتم همه درخدمت طاغوت بوديد، يعني در يك جايي بوديد كه طاغوت با شما سر و كار داشت ؛ نه اينكه شما هم خدمتگزار بوديد. ان شاءالله موفق باشيد.
[همان برادر ارتشي خطاب به امام : يك موضوع ديگر اجازه بدهيد به عرضتان برسانم و آن اينكه الان خيلي انتظار تشريف فرمايي شما را به قم دارند و منتظر هستند كه شما تشريف ببريد آنجا. و معتقدند كه راحت مي شوند كه آقا مي روند قم ؛ ديگر از اين دردسرها راحت مي شوند! ]
امام : نه ! بگوييد كه من تا شما را راحت نكنم نمي روم . نه ، نه ان شاءالله !
امام : نخير، اين را خاطر جمع باشيد. من اهل قم و اهل تهران و اهل جايي [نيستم ]! من اهل ايرانم . من در ايران هستم و با همه ايراني ها رفيقم .
[يكي از ارتشيان : خداوند توفيقتان بدهد و طول عمر به شما بدهد كه بتوانيد ما و اين ملت را از شر اين خونخوارها نجات بدهيد. ]
امام : محتاجيم به كمك همه . همه كمك كنيد. ان شاءالله موفق باشيد؛ خداحفظتان كند.
[يكي ديگر از برادران ارتشي : قم را مي توانند خيلي زود محاصره اش كنند و خيلي راحت ارتباط راقطع كنند. ]