عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 65 -  قراردادهاي غيرقانوني ، و هشدار به بختيار
صفحه : 65
مجالسمان "مجالس شاهنشاه " بود! مجلس ملت نبود. بنابراين ، ما اين اشخاصي كه ناشي شدند، دولتهايي كه ناشي شدند از مجلس و از رژيم محمدرضا و رژيم شاهنشاهي ، اينهااز جهات زياد [غير قانوني اند] مجلس قانوني نيست ، شاه قانوني نيست ، براي اينكه همه مي دانيم كه تحميل كردند به ما اين شاه را. پدرش را انگليسها تحميل كردند و من خودم از راديو دهلي ، كه آن وقت دست انگليسها بود، شنيدم كه گفت ما اين را آورديم سر كارگذاشتيم ، خيانت كرد ردش كرديم ! ايشان ملي نيست و تحميل كردند به ما متفقين . خودايشان در كتابش نوشت كه متفقين صلاح ديدند كه ما باشيم ! منتها بعدش اين را مثل اينكه از كتابها درآوردند. ما نه يك سلطان قانوني داشتيم تا حالا و نه يك مجلس موسسان .زمان رضاشاه هم كه مجلس موسسان سرنيزه اي بود. بنابراين تاسيس سلسله پهلوي تاسيس سرنيزه اي بود، نه تاسيس با مجلس موسسان . و بنابراين مجلس از باب اينكه شاه غيرقانوني است ، و از باب اينكه دولت ناشي از مجلس و شاه غيرقانوني است ، همه اينهارا ما قبول نداريم ؛ تمام اين اوضاعي كه تا حالا شده [بر خلاف قانون بوده است ].
قراردادهاي غيرقانوني ، و هشدار به بختيار
ما اگر يك قدري هم جديت كنيم ، تمام قراردادهايي كه در اين پنجاه سال شده است ،تمام اين قراردادها برخلاف قانون بوده ؛ يعني از مجلس كه گذشته مجلس ملي نبوده گذشته ؛ دولت كه پيشنهاد كرده دولتي نبوده است كه متكي بر ملت باشد. همه اش سرنيزه بوده ؛ يعني ما پنجاه سال با سرنيزه زندگي كرديم ؛ و دو - سه سال است كه با سرنيزه وسرنيزه و خون زندگي كرديم ؛ با خون ، ما زندگي كرديم . بچه هاي ما را همه را يا در حبسهايا در - عرض مي كنم كه - تبعيدها، يا كشتند يا زجر كردند يا [سوزاندند]. آقا در زندانهاي اينها يك طبقي را مي گذاشتند و مي خواباندند زنداني را رويش ، برق را متصل مي كردندو مي سوزاندند آدم را! يك همچو وضعي ما داريم ؛ يك همچو وضعي را، اين وضعي راكه ما داريم .