عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 444 -  ايران ، محيط محبت
صفحه : 444
آسايش روحي با تربيت اسلامي
آسايش انسان به اين است كه روح انسان راحت باشد. روح انسان وقتي كه راحت شد، اگر يك ناهار - هر جوري باشد - اين با آن مي سازد و اصلا ناراحتي را هم ادراك نمي كند. راحتي انسان به اين است كه انسان وضع روحي اش را جوري بكند كه با اين وضع روحي آسايش برايش پيدا بشود؛ و اين به اسلامي شدن است . اگر انسان اسلامي بشود، تربيت كند خودش را به تربيتهاي اسلامي ، ارتش تربيت كند خودش را به اينكه براي مردم خدمتگزار باشد نه ايجاد رعب بكند، ايجاد رحمت بكند به طوري كه همين طور كه حالا ما همه با هم هيچ كدام از هم نمي ترسيم ، نه من از ايشان (7) نه ايشان از من ،هيچ كدام از هم ترسي نداريم ، اين محيط محبت است .
اين محيط محبت را حفظ كنيد. ايران را يك محيط محبت كنيد - به دست شما - شماپاسدارها، شما ارتش ، آن ژاندارمري ، اين پاسبان ، همه و همه . اگر همه با هم يك وضع اسلامي - انساني پيدا بكنيم ، محيط يك محيط محبت مي شود؛ همه به هم خدمتگزارمي شوند. در اين نهضت و آن وقتي كه مردم مشغول بودند به مخالفت ، خوب ديديد كه
اينهايي كه مردم را اذيت مي كنند وجدانشان ناراحت است ؛ اينطور نيست كه بروندراحت . يك نفر را كشتند و راحت . . . نخير، ناراحتند. منتها البته بعضيها وقتي كم كم زيادشد، عادت مي كنند؛ اين ديگر يك درنده مي شود؛ اين ديگر آدم نيست . بخواهيد كه زندگي مرفه ، زندگي به اين نيست كه پارك چند طبقه (6) آدم داشته باشد. چه بسا اشخاص پاركهاي چند طبقه دارند لكن زندگي شان جهنم است . الان شما زندگي محمدرضا را چه جور مي بينيد؟ همه وسايل آسايش برايش هست لكن آسايش دارد؟ يك آن آسايش دارد؟ ندارد.
ايران ، محيط محبت