عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 44 -  نقشه استعمار عليه روحانيت
صفحه : 44
از آن طرف كارشناسها. . . روحيات مردم را ملاحظه كردند، ديدند كه روحيات شرق ،خصوصا مسلمين و خصوصا در مسلمين شيعه ، خصوصياتشان اين است كه به روحانيت شان ارج قائل مي شوند، تبع روحانيت هستند. چه بكنند كه روحانيت را از مردم جدا كنند؟ نقشه كشيدند كه روحانيت را مبتذل كنند پيش ملت . شما در زمان رضاشاه نبوديد اكثرتان ، من ادراك كرده ام ، كساني كه به سن من بودند و پيرمرد هستند الان ادراك كرده اند زمان او را. آقا اينها به واسطه نقشه اي كه خارج ريخته بود، آخوند راهمچو كرده بودند كه آخوند نمي توانست نفس بكشد. آخوند در نظر مردم همچو شده بود كه سوار اتومبيلش نمي كردند! جدا كردند از مردم روحانيت را؛ منتها نقشه شان نگرفت . خواستند بكنند هر چه كردند [اما] خداوند: والله خيرالماكرين . (4) لكن يك جايي نقشه شان گرفت و آن جدا كردن روحانيت از دانشگاهها [بود]. يك روحاني حق نداشت ، پيش خودمان حق نداشت كه از دانشگاهي صحبتي بكند. . . سراغ نمي دانم [دانشگاهي برود]. دانشگاهي هم آخوند به نظرش مي آمد كه يك موجود مضري است
نقشه استعمار عليه روحانيت
4- بخشي از آيه 54 سوره آل عمران .
خدمتگزاران به قرآن هم اين مطلب را نمي شود حاليشان كرد - بعضي از آنها را - كه اسلام دين سياست است . اين را شايد عيب مي دانند براي اسلام ! اسلام سلطنت دارد، نه سلطنت اينطوري ؛ حكومت دارد؛ اسلام امامت دارد، خلافت دارد؛ پيغمبر اسلام حكومت تشكيل كرده بود، حضرت امير - سلام الله عليه - حكومت داشت ، استاندارداشت ، فرماندار داشت - همه اينها را داشت . اينها ارتش داشتند، قواعد ارتش داشتند؛همه چيز داشتند. ما مطالعه كرديم آنها را لكن از بس به ما تزريق شده است از آن طرف كه آقا برو سراغ كارت ، آقا برو تو نمازت را بخوان ، چه كار داري به اينكه اينها چه مي كنند، [دائما گفتند] چه كار داري ، چه كار داري ، كار ما را به اينجا رساند كه حالا مااينجا بايد مجتمع بشويم عزا بگيريم !