عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 34 -  پيامي به ارتش
صفحه : 34
و من به ارتش مي گويم كه ما صلاح شما را مي خواهيم . ما [نمي گوييم : ] نمي خواهيم كه ارتش در دنيا باشد؛ ما مي گوييم به شما نوكر نباشيد شما! مستشار امريكايي بر شماحكومت نكند، صاحب منصبهاي اسرائيلي به شما حكومت نكند. ما يك همچو چيزي مي گوييم . اين منطق ماست . ما فرياد مي كنيم كه استقلال مي خواهيم ، استقلال ارتشي مي خواهيم ، ارتش ما استقلال ندارد؛ ما فريادمان اين است . ما داريم مي گوييم آقامي خواهيم شما حاكم خودتان باشيد، مستقل باشيد؛ آن وقت آن آقا - فرض كنيد كه ارتش يا فلان ارتشبد يا فلان [مقام ارتشي ] - مقابل ما مي ايستد! مقاومتشان يعني مامي خواهيم حاكم نباشيم و ما مي خواهيم نوكر باشيم ! ما مي گوييم آقا باش ! فرياد مي زنيم و فعاليت مي كنيم كه آقا باشيد. بعضي از اينها كه از فطرت انساني بيرون هستند و بودند ورفتند، اينها مي گويند نه ، ما نمي خواهيم [آزاد و مستقل ] باشيم ! ما بايد حتما تابع مستشارهاي امريكا و مستشارهاي اسرائيل باشيم !
فريادي كه اينها مي زنند - زنها را شما ببينيد چه فرياد مي زنند، مردها چه فرياد مي زنند(10)- اينها پشتوانه شما هستند "شكرالله سعيهم ". اگر اينها نبودند ما هيچ قدمي برنمي داشتيم ؛اينهايند كه ما را وادار مي كنند به قدم برداشتن .
پيامي به ارتش
ما مي گوييم كه اين اقتصاد را ما بايد درستش كنيم . اينها كه سر كار بودند و سر سلطنت و دولت و اينها. . . ديديد كه چقدر از اين مال مردم [را] خوردند؛ اقتصاد ما را به عقب راندند. آقا مصيبتها بر اين ملت وارد شده و ما غافليم . ما الان زراعت نداريم . مخازنمان هم اگر چند سال ديگر اين مردكه بود از بين رفته بود. ايران مي ماند [به صورت ] مملكتي كه هيچ موونه ندارد، هيچي ندارد. موونه ما نفت است . نفت را - همه اش را [غارت كردند] و هي هم وعده مي داد كه ده تا بيست سال ديگر تمام است اين ! آن وقتي كه تمام
اقتصاد وابسته
10- اشاره به صداي مردمي كه در خارج محل سخنراني امام شعار مي داده اند و تظاهرات مي كردند.