عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 331 -  توجه به زاغه نشينان
صفحه : 331
مي خواهيد بگوييد روي پاي خودمان مي خواهيم بايستيم ، باز هم رنگ غرب ؟! حالايي كه مي گوييد روي پاي خودمان ، باز هم "جمهوري دمكراتيك "؟! يعني جمهوري غربي ؟! مستقليم ما؛ ما مي خواهيم مستقل باشيم . ما اسلام است مذهبمان . ما قوانينمان قوانين اسلام است ؛ قوانين غني اسلام است . همه چيز بايد متحول بشود. حضرت امير درآن فرمايششان - كه من حافظه ندارم كه يادم بماند مطلب - كه شما را متبدل مي كنند، مثل اينكه از ته بالا بيايد، از بالا پايين بيايد، مثل ديگي كه كفچه به آن مي زنند كه زيرش روبشود رويش زير بشود، (8) بايد متحول بشويد - همين جور تحولي كه ملت ما در ظرف مدت كمي پيدا كرد؛ يك نحو تحول معجزه آسا كه يك روز از پاسبان حساب مي برد،بازارهاي بزرگ ما از پاسبان حساب مي بردند، يك روز هم از شخص اول مملكت حساب نبردند! يك روز جرات نمي كردند كه توي خانه شان اسم شاه را به ناگواري ببرند، يك روز هم در خيابانها ريختند و گفتند مرگ بر اين [شاه ]! همچو متحول شد. كي اين كار را كرد؟ اسلام ، قوت ايمان . و الا انسان كه نمي تواند اين كار را بكند. كار من و تو واينها نيست كه ! كار اسلام است .
متشبث بشويد به اسلام . متحول كنيد خودتان را. نقطه اول اين است كه خود انسان متحول بشود؛ خود انسان از غربزدگي بيرون بيايد. [آيا] بايد حتما ما وزارتخانه هايمان آنطور تشريفات داشته باشد كه هر كسي تويش برود خيال كند كه در يك جايي غير ازايران است ؟! يك جاي ديگري است ؟! يك بساط ديگري است ؟! از آنجا وقتي بيايد دراين زاغه نشينان ما، كه يك شب به من نوشته بودند عدد محله هايي كه در تهران از اينهاهست - چادرنشينها، اين زاغه نشينها، اين خانه هاي گلي خيلي خرابه - اينها را به من نوشته بودند كه قريب سي تا، يا سي و چند تا محله ما در تهران داريم كه از بركت "اصلاحات ارضي " مردم از محال خودشان كوچ كردند آمدند اينجا، با اين زندگي فلاكتبار دارند
توجه به زاغه نشينان