عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 330 -  تحول معجزه آساي توده ها از اسلام
صفحه : 330
كه دنيا را گرفتند، آنهايي كه قدرتشان را بر عالم نشان دادند، زندگي اشان چه جور بود؟وقتي حرير فرش كرده بودند در يكي از دارالسلطنه ها؛ اين جوانهاي اسلام آمدند آنجاگفتند: "اگر چه حرام نفرموده است فرش حرير را لكن چون لباس حرير را - اينطور نقل مي كنند - حرام فرموده ، ما روي فرش حرير هم نمي نشينيم ". با سر شمشير در حضورسلطان كنار گذاشتند اينها را و روي زمين نشستند. (6) اينها آدم بودند، اينها قوي بودند. آن كسي كه در راس بود، در زندگي از همه افراد پايين تر بود: شايد در يمامه ، شايد درسرحدات يك نفر باشد كه گرسنه باشد؛ يك نفر باشد كه درست نتواند زندگي خوب بكند؛ بنابراين من اينجا كه هستم بايد زندگي ام اين باشد يعني يك لقمه نان با يك قدري نمك . اين حكومت ما بود. و ما هم البته قدرت نداريم خودشان فرمودند شما قدرت نداريد لكن اعينوني بالورع والاجتهاد - بالتقوي والورع والاجتهاد(7) اعانت كنيد اميرالمومنين - سلام الله عليه - را.
دولتها بفهمند كه قدرت به اين نيست كه ظرف طلا باشد و ظرف نقره باشد، قدرت به اين نيست كه پرده هاي كذا باشد، بزرگي و عظمت به اين نيست كه پرده هاي كذا باشد ومبلهاي كذا باشد از مال اين ملت ضعيف ! خود ملت توي اين غارها زندگي بكند و شمادر كاخهاي دادگستري و در كاخهاي نخست وزيري ؟! تعديل كنيد خودتان را؛ اگر ازخودتان شروع نكنيد نمي توانيد اصلاح كنيد. وزارتخانه ها را اصلاح كنيد. همه درد وبلاي ما اين است كه ما غربزده هستيم . ما سالهاي طولاني زير بار غرب بوديم ، زير بارامريكا بوديم ، سالهاي متمادي مانوس شديم ما. اصلا قلوبمان قلوب غربي است . متبدل شديم به يك انسان غربي .
تحول معجزه آساي توده ها از اسلام
و به اين زودي نمي توانيد شما برگرديد؛ لكن همت كنيد برگرديد. شما حالا