عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 320 -  كوشش براي استقلال و آزادي
صفحه : 320
همه با هم برويم تا آن آخري كه بايد برويم ؛ كه اين نهضت را ان شاءالله به ثمر برسانيم ،و مملكت براي خودتان باشد؛ نه يك آقا بالاسري باشد كه بخواهد به شما تحميل بشود،نه يكي كه بخواهد به ما تحميل بشود، نه از خارج بتوانند به ما يك تعدي بكنند؛ مستقل ،آزاد، قوي ، قدرتمند[باشيم ]؛ ان شاءالله همه تان موفق باشيد.
ان شاءالله كه همه مان خدمتگزار باشيم به كشورمان ، به اسلاممان و همه مان با هم ، پيش برويم تا بتوانيم اين مملكت را اداره بكنيم ؛ شما جهات نظامي اش را، سرحدي اش را؛ديگران داخلش را؛ همه با هم ، اين مملكت را يك مملكت مستقل كنيم ؛ ان شاءالله خداوند همه تان را حفظ كند.
ملاحظه مي كنيد اين كساني كه از حقوق بشر دم مي زنند در خارج ، اين گروههايي كه آن بزرگها درست كردند براي اغفال ، در طول اين مدت كه اين ملت ما اينطور كشته داد،اينطور چه شد، يك كلمه نگفتند. حالا يك چند نفر از اشخاصي كه به تصديق همه ، اينهاخائن بودند؛ حالا كه يك چند نفر از اينها را به واسطه خيانتي كه كردند و همه ملت ، همه اقشار قبول دارند كه اينها خائن هستند، اينها را دارند به جزاي خودشان مي رسانند، اين حقوق بشريها دادشان بلند شده است ؛ تلگرافات مي آيد به اينكه "نه ، نكنيد ديگر! "خوب ، مگر اينهايي كه كشته شدند بشر نبودند؟ مگر اينها حق نداشتند؟ حقوق بشر اقتضامي كند كه اگر يك نفر يك كسي را كشت در ازايش [او را] بكشند؛ يك كسي كه ده سال - بيست سال ، هم كشته است ، هم وادار كرده به كشتن ؛ اين را حالا اگر بكشند، حقوق بشريها صدايشان درآمده ؛ علي اي حال ما همه با هم برادريم و دست بيعت به هم داديم .
كوشش براي استقلال و آزادي
[يكي از حضار: ما همه يكي هستيم و راهمان مشخص ؛ ما سربازها از اول كه اين لباس را پوشيده ايم براي فداكاري و براي جانبازي و براي مردم بوده ؛ و امام بودند كه ما را هدايت كردند و ما از برادرانمان جدا نيستيم . اين برادر سرباز از اول گفته است : من فدايي مردم هستم ، براي اين مردم و مرزهايم فداكاري مي كنم . ]