عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 240 -  بسيج عمومي براي سازندگي
صفحه : 240
كه ديدم يك همچو وحدتي پيدا شده است ، يك همچو چيزي كه دست كسي نمي تواندباشد، بايد يك غيب در كار باشد، من اميدوار شدم . و لهذا هيچ وقت من هيچ سستي دركارم نبود براي اينكه من اميد داشتم كه خدا اين كار را انجام مي دهد. از اول هم مي گفتم او بايد برود؛ چاره ندارد. رفت ! اينطور هم شد به راحتي .
بسيج عمومي براي سازندگي
الان كه ما هستيم ، وارث يك مملكت از هم گسيخته هستيم . مي دانيد شما همه چيزش به هم خورده است . الان ما نه يك ارتش قوي اي داريم - ارتش به هم ريخت ،الان بايد از سر بسازند، چه بكنند، دارند زحمت مي كشند - نه يك اقتصاد صحيح داريم ؛دارند باز زحمت مي كشند. همه اينها مشغولند لكن توقع اين نيست كه يك همچوخرابه اي كه در طول پنجاه سال ، بلكه بايد گفت در طول 2500 سال ، خرابي اي كه درطول 2500 سال بوده است ، بشود با يك روز و ده روز و يك سال و دو سال درستش كرد. و بتواند يك قشر اين كار را بكند يعني دولت بتواند كه تسلط پيدا كند بر همه اين امور؛ اين امكان ندارد. يا شما بتوانيد؛ اين هم امكان ندارد. يا قشر ديگر بتواند. نه ، همه بايد بكنند. همان طوري كه براي برانداختن اين نسل [دودمان پهلوي ] از اين زمين همه شركت كرديد و اگر همه نبوديد نمي شد، براي ساختن ايران ، كه الان كار بسيار مشكلي است ، همه بايد كمك بكنيد. همه بايد با هم دست به هم بدهيد و با هم كار بكنيد. و هيچ اينطور نيست كه من بگويم كه من مقدم ، تو مقدم . اين حرفها نيست در كار. با هم صف واحد: بنيان مرصوص . (4) همه با هم باشيم تا بتوانيم كار را به انجام برسانيم . اگر اغراض شخصيه و - نمي دانم - من در پيش باشم شما نباشيد، شما در پيش باشيد من نباشم ، اين حرفها در كار بيايد باز برمي گردد كم كم به آن مطالب اول . باز شياطين كه در كمين هستندو آنها باز اميدشان بريده نشده ، در كمين هستند كه در اين انقلاباتي كه الان هست و چه شده است ، الان يك دسته اي را انداختند تو براي تبليغات و براي اين چيزها؛ در كمين