عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 173 -  خونخواري سلاطين و بيدادگري دودمان پهلوي
صفحه : 173
حركت كردند. اين جز اراده الهي نمي شود باشد. و من هم از اول اين معنا را چون احساس كرده بودم ، اميدوار شده بودم به اين نهضت ؛ نهضتي كه ملت به خواست خداوحدت پيدا كرده است پيروز خواهد شد. رمز پيروزي همين وحدت كلمه بود و ما بايدهمين را حفظ كنيم . يعني هر كس در هر مقامي كه هست ، من كه يك طلبه هستم ، آقايان كه از علماي اعلام هستند، شما كه از روشنفكران و متفكرين هستيد، همه ما الان مسئول هستيم براي آتيه اين كشور.
خونخواري سلاطين و بيدادگري دودمان پهلوي
تا حالا ما دزدها را - يك مقدارشان را - بيرون كرديم يعني آنهايي كه جنايتكار بودندو مملكت ما را خراب كرده بودند، و شايد بدتر از آن جنگنده هايي بودند كه به ممالك مي زدند. آنها مي آمدند و زود رد مي شدند و مي رفتند. اما ايران ما تقريبا بعد از اينكه زيريوغ 2500 سال سلطنت بوده . . . و همه سلاطين بي استثناء - تقريبا بي استثناء - مردم خونخواري بودند، حتي آنهايي كه به عدالت معروفند. كساني كه اهل تاريخ هستندمي دانند كه همان "انوشيروان عادل " چه آدمي بوده است و چه آدم ظالمي بوده است .
تا رسيد نوبت به زمان ديكتاتوري رضاخان ؛ و بعد از او هم بدتر از او اين پسر كه حقيقتا خلف صدق او بود! اينها از مغول به ما بدتر كردند براي اينكه مغول به فرهنگ ماديگر كار نداشت . مغول آمد يك چپاولي كرد و گذشت و رفت ؛ بعد مردم مشغول شدندبه كار خودشان . اينها پنجاه سال بر ما حكومت كردند، حكومت جابرانه كردند و همه [هستي ]مان را از دست داديم به واسطه آنها. پنجاه سال خرابكاري ، آن هم با فريادهاي "تمدن بزرگ "! پنجاه سال بي فرهنگي ، آن هم با فرياد فرهنگ [مترقي ]! پنجاه سال جنايت ، آن هم با فرياد "عدالت اجتماعي "! پنجاه سال اختناق ، آن هم با فرياد آزادي :"آزادزنان " و "آزادمردان "! اينها همه [حيثيت ] ما را شكستند و از بين بردند. خزانه ما تهي شد از جواهرات ايران . يك مقدار آن را رضاخان برد، يك مقدار آن را اين پسر برد. واموال اين ملت را برداشتند و بردند در خارجه ، ويلاها درست كردند. عرض مي كنم الان