عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 172 -  عنايات الهي در انقلاب ايران
سخنراني
زمان : 28 بهمن 1357 / 19 ربيع الاول 1399
مكان : تهران ، مدرسه علوي
موضوع : عامل پيروزي ، اراده الهي و وحدت ملت
حضار: گروه پژوهشهاي ملي - اجتماعي
صفحه : 172
بسم الله الرحمن الرحيم
عنايات الهي در انقلاب ايران
من از آقايان تشكر مي كنم كه در اين موقع حساس ، همه احساس مسئوليت كرديد. تااينجا كه مسائل رسيده است ، رمز رسيدنش تا اينجا، وحدت همه جانبه ملت بود. اقشارملت همه با هم بستگي پيدا كردند، و از مركز تا دورافتاده ترين قصبات و دهات اينجا،تهران و ساير شهرها تا آخرين قصبات ، تا آخرين دهات ، هم صدا بودند. من در پاريس كه بودم يك نفري كه آشنا بود آمد گفت كه من رفتم به دهات جاپلق (1) و بختياري و آن حدود كمره (2) آن حدود؛ و بعضي از قراء را اسم برد، يعني قلعه اي را اسم برد كه اين قلعه در نزديك يك كوه واقع است و هيچ هم اطرافش [آبادي ] نيست و من آنجا را ديده ام .گفت من در آن قلعه رفتم ديدم كه در آن قلعه حرفها همان است كه در مركز هست وهمان [شعارها] آن شخص گفت كه در دهات اينجاها كه رفتم ، صبح كه مي شد، آن آقاي ده جلو مي افتاد و دهاتيها دنبال او راهپيمايي مي كردند، [تظاهرات ] مي كردند. رمز اين پيروزي ، اين وحدت كلمه است و اين وحدت كلمه را خدا ايجاد كرد. يعني من نمي توانم تصور كنم كه بشر بتواند يك ملت سي و چند ميليوني را در مدت كوتاهي اينطور همزبان بكند، هم قلب بكند كه بچه دو - سه ساله زبان باز مي كند و همين مسائل را مي گويد، آن پيرمرد هشتاد ساله هم همين را مي گويد. زن و مرد و بچه و صغير و كبير همه يك روال
صفحه : 173
حركت كردند. اين جز اراده الهي نمي شود باشد. و من هم از اول اين معنا را چون احساس كرده بودم ، اميدوار شده بودم به اين نهضت ؛ نهضتي كه ملت به خواست خداوحدت پيدا كرده است پيروز خواهد شد. رمز پيروزي همين وحدت كلمه بود و ما بايدهمين را حفظ كنيم . يعني هر كس در هر مقامي كه هست ، من كه يك طلبه هستم ، آقايان كه از علماي اعلام هستند، شما كه از روشنفكران و متفكرين هستيد، همه ما الان مسئول هستيم براي آتيه اين كشور.
خونخواري سلاطين و بيدادگري دودمان پهلوي
تا حالا ما دزدها را - يك مقدارشان را - بيرون كرديم يعني آنهايي كه جنايتكار بودندو مملكت ما را خراب كرده بودند، و شايد بدتر از آن جنگنده هايي بودند كه به ممالك مي زدند. آنها مي آمدند و زود رد مي شدند و مي رفتند. اما ايران ما تقريبا بعد از اينكه زيريوغ 2500 سال سلطنت بوده . . . و همه سلاطين بي استثناء - تقريبا بي استثناء - مردم خونخواري بودند، حتي آنهايي كه به عدالت معروفند. كساني كه اهل تاريخ هستندمي دانند كه همان "انوشيروان عادل " چه آدمي بوده است و چه آدم ظالمي بوده است .
تا رسيد نوبت به زمان ديكتاتوري رضاخان ؛ و بعد از او هم بدتر از او اين پسر كه حقيقتا خلف صدق او بود! اينها از مغول به ما بدتر كردند براي اينكه مغول به فرهنگ ماديگر كار نداشت . مغول آمد يك چپاولي كرد و گذشت و رفت ؛ بعد مردم مشغول شدندبه كار خودشان . اينها پنجاه سال بر ما حكومت كردند، حكومت جابرانه كردند و همه [هستي ]مان را از دست داديم به واسطه آنها. پنجاه سال خرابكاري ، آن هم با فريادهاي "تمدن بزرگ "! پنجاه سال بي فرهنگي ، آن هم با فرياد فرهنگ [مترقي ]! پنجاه سال جنايت ، آن هم با فرياد "عدالت اجتماعي "! پنجاه سال اختناق ، آن هم با فرياد آزادي :"آزادزنان " و "آزادمردان "! اينها همه [حيثيت ] ما را شكستند و از بين بردند. خزانه ما تهي شد از جواهرات ايران . يك مقدار آن را رضاخان برد، يك مقدار آن را اين پسر برد. واموال اين ملت را برداشتند و بردند در خارجه ، ويلاها درست كردند. عرض مي كنم الان
صفحه : 174
هم در آنجاها ويلاها دارند. در آن بانكها، خصوصا بانك سوئيس ، اينها زياد از اموال ملت دارند. و ما ان شاءالله در آتيه نزديكي بررسي در اين امر را خواهيم كرد. و ان شاءالله خود او را مي خواهيم . اگر تحويل ندادند، محاكمه غيابي مي كنيم و اموالي كه اينجا داردمصادره مي كنيم . اموالي كه در بانكهاي خارجي دارد، اموال آنها را هم توقيف مي كنيم ان شاءالله .
بسيج عمومي براي ساختن ايران
در هر صورت ، اين مقداري كه تا حالا شده است و به وحدت كلمه شده است ،خيانتكارها و دزدها و خرابكارها را بيرون كرديم . براي ما الان مملكتي گذاشتند، وارث مملكتي هستيم كه نه يك فرهنگ مستقل مترقي دارد، نه يك ارتش مستقل دارد، نه يك كشاورزي دارد. كشاورزي را ديديد كه به چه حالي درآوردند، و ايران را بازار قراردادند براي جاهاي ديگر. و همه چيزهاي اين مملكت تقريبا به هم ريخته است . الان - ازحالا به بعد - وقت ساختن اين خرابه است . در وقت ساختن اين خرابه ، ما همه موظف هستيم . من كه يك طلبه هستم موظفم ، آقايان علماي اعلام در بلاد و مراجع موظفند،شما آقايان هم كه اهل علم و جز علما هستيد شما هم موظف هستيد، روشنفكرها هم موظف هستند؛ همه اقشار ملت [موظفند]. يعني يك مسئله اي است كه نه روحانيت به تنهايي مي تواند، نه دولت به تنهايي مي تواند، نه وكلاي عدليه مي توانند، نه دادگستري مي تواند؛ هيچ كس به تنهايي نمي تواند اين كار را انجام بدهد. همين طوري كه به تنهايي نمي شد رفع فساد كرد و ملت با هم شدند تا رفع فساد را تا حدودي كردند، و ان شاءالله مي كنند.
براي ساختن ايران هم همه ملت بايد شركت كنند: كشاورز در حد كشاورزي ، زارع در حد زارع بودن ، اهل صنعت در حد صانع بودن ، و همه اقشار ملت ، از دولت وغيردولت گرفته ، اينها بايد با هم همكاري بكنند و برادرانه دست به هم بدهند و اين خرابه اي كه براي ما گذاشتند از سر بسازند و آبادش كنند.
صفحه : 175
شكوفايي قيام لله
من از خداي تبارك و تعالي مي خواهم كه به همه شما، به همه ما توفيق خدمت بدهد.و عمده اين است كه يك قيام الهي باشد. و من احساس كردم كه اين آيه شريفه اي كه دارد انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي ، (3) قيام بايد لله باشد. خداي تبارك و تعالي مي فرمايد كه يك موعظه من فقط دارم ، فقط يك موعظه : آن اين است كه قيام كنيد،نهضت كنيد براي خدا. قيام وقتي براي خدا باشد [شكوفا مي شود] من احساس كردم كه اين قيامي كه ملت ايران كرد قيام براي خدا بود. براي اينكه شكوفا شد در آنها يك حالات نفساني [ديده نمي شد] يك انسانيت در بين مردم شكوفايي پيدا كرد. و اين نيست جز اينكه يك نحو ايمان بود، يك نحو خداپرستي بود، "خدا نمونه اي " بود.
خيانتها و جنايتهاي وصف ناشدني
در هر صورت بايد همه ايمانمان را راسخ كنيم و اتكال به خداي تبارك و تعالي بكنيم ، و با اتكال به خداي تبارك و تعالي نگذاريم از اين به بعد اجانب در اين مملكت دخالت بكنند، منافع ما را مفت و مجان ببرند؛ همين طوري كه ديديد نفت ما را بردند واگر چند سال ديگر اين [شاه ] مانده بود، همان طوري كه خودش مي گفت ، ديگر نفت تمام مي شد. در ازاي آن به ما چه دادند؟ در ازاي آن پايگاه درست كردند براي امريكا!يعني هم نفت ما را بردند، هم به نفع آنها پايگاه درست كردند. وصف مصيبت ما زياداست . و بعدها مطلعين ، اشخاصي كه اطلاع از حقايق دارند بعدها خواهند نوشت ، درتاريخ خواهد ثبت شد؛ ما همه آن را اطلاع نداريم . آن چپاولهايي كه اينها كردند، آن خيانتهايي كه اينها كردند، ما نمي توانيم الان شرح بدهيم . اطلاعش را هم نداريم . مطلعين كم كم خواهند اينها را گفت . در هر صورت از اين به بعد ما احتياج داريم كه همه با هم باشيم براي خداي تبارك و تعالي با ايمان راسخ ؛ همان طوري كه ايمان راسخ ملت ماابرقدرتها را كنار زد.
صفحه : 176
فراخواني شاه فراري به ايران
شما ديديد كه اولي كه اين نهضت پيش آمد، امريكا با آن شدت دنبال اينكه خير، من چه خواهم كرد! چه خواهم كرد! و ديگران ، انگلستان هم همين طور؛ شوروي هم باملايمت ولي واقعش هم همين بود؛ چين هم كه همين طور بود. اينها همه اول آنطوركردند؛ بعد كه ملت پافشاري كرد، كم كم اينها يكي يكي عقب زدند. به قدري عقب زدند كه الان اين محمدرضا در رباط است ! حالا نمي دانم كجاست . كسي راهش نمي دهد! ممالك يكي يكي مي آيند مي گويند ما نمي توانيم تو را حفظت كنيم ! به اينجارسيد كه راهش نمي دهند! ان شاءالله راهش ندهند. ما خودمان راهش مي دهيم ! بگذاربيايد و در يك محكمه عدلي محاكمه بشود و اموال مردم را بدهد. اول هم كه آمد نبايدبكشند او را، بايد اموال را از او بگيرند؛ اموال مردم را بدهد. بعد هم اگر مجازات قتل است ، مجازاتش كنيد. و هست حتما! من از خداي تبارك و تعالي سلامت و توفيق همه آقايان را مي خواهم ؛ و اميدوارم كه با هم - همه با هم - اين كشتي غرق شده را نجات بدهند.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته