تعداد مطالب : 25
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5روز قبل

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

شرح عرفانی بر بیت صائب تبریزی (1)

 

 

 

 

 

سنگین شد از کنار پدر خواب راحتم


چون ماه مصر سیلی اخوانم آرزوست

 


                                                                      صائب تبریزی

 

 

 

 

میرزا محمد علی صائب تبریزی از عارفان و فیلسوفان نامی ادب فارسی است . صائب تبریزی در دیوان اشعار خویش موجی طوفانی است که در دریای عرفان خواهد خروشید. او نکات عرفانی را با پیچش و هنر والای ادبی خویش بیان کرده است.

صائب تبریزی در غزل با مصراع آغازین : " نه تخت جم , نه ملک سلیمانم آرزوست " آرزوهای دوردست عرفان اسلامی را نمایان کرده است و با اشارات عرفانی و به کار بردن عنصر " عشق " , آه و  افسوس ِ عرفانی کشیده است .

صائب تبریزی به بیت "  سنگین شد از کنار پدر خواب راحتم       چون ماه مصر سیلی اخوانم آرزوست  " رسیده است. اما راز عرفانی رسالت و نبوت الهی چیست؟ عارف کامل الهی از آسودگی تن و جان خواهد گذشت و آزار راه عاشقی حضرت الله را نه تنها انتظار می کشد بلکه با خواست قلبی خویش به پیشواز و استقبال خواهد رفت تا همچو پروانه بدون در نظر داشتن وجود خویشتن و با خواست خویشتن به مقام فناء فی الله خواهد رسید. 

آری حضرت یوسف که از رسولان و انبیاء الهی است و عارف کامل حضرت ربّانی گشته است از میان محبت پدر خویش و آزار برادران خویش , آزار و مصیبت برادران خویش را انتخاب کرده است تا در راه عشق الهی بسوزد و عرفان و عشق خویش به مقام حضرت الله را از عمق نیّت خویش به فرجام رسانَد . آری همانگونه که شیخ اجل سعدی شیرازی سروده است :  " چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب       مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم   " .

آری باید سوخت و آفتاب انور را باید به معنای حقیق عرفانی , پرستش کرد زیرا تنها نور حقیقی دو جهان حضرت الله خواهد بود . تفاوت انبیا ء و رسولان الهی با بندگان دیگر در این نکته عظیم عرفانی نهان گشته است : آنگاه که عارف کامل , آزار را تحمل کرد به غم و اندوه فرو نخواهد رفت و این امور را نشانه ی پیشبُرد عشق خویشتن خواهد پنداشت.

 

انبیاء , عارفان کامل الهی گشته اند و آزار عشق حضرت الله  را با نیّت حقیقی خویش انتخاب کرده اند و در راه آزار الهی عاشق صادق و عارف قلبی گشته اند و حتی در آسودگی ِمطلق , رخداد آزار الهی از ایمان , عشق و عرفان توحیدی آنان نکاسته است و بر خلاف انتظار , عشق و عرفان توحیدی آنان افزون گشته است . هم چنین در قلب انبیاء الهی , کینه ای از ماسوی الله راهی ندارد و حضرت یوسف که از عارفان کامل و انبیاء است کینه ای از برادران خویش به جان نداشته است . آنان هر زمان از حیات خویشتن را در پی ِ یافتن فناء فی الله انتظار عارفانه کشیده اند و عمق ِ آزار را نیّت عمق ِ قلب خویشتن کرده اند .  " ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم              یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت " .

 

منبع :


دیوان صائب تبریزی _  انتشارات نگاه _ چاپ چهارم _ 1384 _ به اهتمام : جهانگیر منصور .

 

 

 نویسنده :

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

دوشنبه 21/8/1397 - 22:40

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سالهاست
کشتی عاشورا
در دریای خون
به سمت ِ
قلب یزدان می رود

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

 

 

سه شنبه 8/8/1397 - 22:56

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

به نور عاشورا حضرت علی اصغر (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در بیابان ِ
نینوا ,
آب نیست

تا به اصغر (ع)
جان بدهد
مگر اشک ِ
نورانی ِ
سیدالشهدا

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

 

 

چهارشنبه 25/7/1397 - 19:11

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

به حضرت قمر بنی هاشم (ع)

 

 

 

 

 

 

انوار الحرمین

 

 

 

 

 

 

 

 

ای عباس (ع)
در شب ِ
برداشتن ِ
بیعت ها ,
تنهائی ِ
سرخ ِ
حسین (ع) را
تنها
خدای نورانی
می دید
وَ تو !

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

 

 

 

سه شنبه 17/7/1397 - 15:20

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

به حضرت حر (ع)

 

 

 

 

امام حسین (ع) پس از شهادت حر ریاحی (ع) , پیشانی زخمی او را با پارچه ای بستند . که در زمان شاه اسماعیل صفوی (ره) چون قبر حضرت حر را نبش کردند و پارچه را برداشتند خون جاری میشد !

 

 

 

 


 

پارچۀ
پیشانی ِ

شهید خدا ,
حر (ع) را
که باز کنی
هزار دریای
نور است
اما سرخ !

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

تخلص :   نورانی

 

 

سه شنبه 10/7/1397 - 15:37

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

سر به قاچ زین نهاده , راه پیمای عراق                                      
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین                                            

 

 

 

سید محمد حسین شهریار

 

 

 

سه شنبه 27/6/1397 - 1:5

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

به نور خرابات شام حضرت رقیه (ع)

 

 

 

 

 

 

 دریای اعظم اشک های ما , قطره ای از جان فشانی ِ اسیران عاشورایی نخواهد گشت و پس از هزاران سال , شام های تیرۀ اسارت , در اندوه تیرگی و خون فرو رفته است ! آری , حضرت رقیه (ع) شمس نورانی وادی ِ غم زدۀ شام است و فریاد معصوم او قلب سنگ را غرق ِ در خون خواهد کرد تا در سوگ او ستارگان دمشق , شب های محرّم الحرام را خون خواهند گریست ! و دریای خون , طوفانی خواهد گشت و خورشید افلاک تیره خواهد گشت اما نگاه معصوم رقیه (ع) راز عشق توحید را از نیزۀ خون خواهد پرسید و انوار توحیدی , قلب او را روح  شموس سرخ خواهد کرد ! و تا معراج توحید پر خواهد کشید و ندای معصوم یا سیدالشهدا (ع) را خواهد سُرود .

 

 

 

 

 

نویسنده :

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

چهارشنبه 21/6/1397 - 13:26

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

نثر ادبی برای امام عاشورا(ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شمس عاشورا بر خاک افتاد ! و هفتاد و دو کوکب خون آلود را به معراج توحید خواهد بُرد . رؤیای شمس شهدا  تنها سر افکندن به پای محبوب توحید بوده است ! و داستان خونین کربلا را چشمه های خون فشان خواهند گریست ! آنگاه که سیدالشهدا به آسمان کربلا نِگریست و با حضرت یزدان مناجات کرد ,  دریای خون غرق ِ در طوفان گشت ! و ملائک مقرّب ِ عرش از حضرت توحید راز نور شهدا را  پرسیدند و هنوز نام تو بر لب مرثیه پردازان عاشورا با آه ِ مظلومیّت همراه خواهد گشت و کشف تنهایی تو در ظهر خونین عاشورا را تنها , گودال سرخ خواهد فهمید . و ذوالجناح با تن خون آلود هنوز در پی نگاه مظلوم توست ! و به گودال خون خیره خواهد گشت ! امام عاشورا و خورشید شهدا در دلم طوفان ها خواهد گشت تا ظهر عاشورای ترا مجسّم خواهم کرد و اشک امانم نخواهد داد تا نیزه ی خون را در کوفه ی سیاه مجسّم خواهم کرد ! 

 

 

 

 

نویسنده :

سید محمد حسین شرافت مولا

سه شنبه 13/6/1397 - 17:42

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

میلاد گل به فصل بهاران خجسته باد
آواز دلنواز هزاران، خجسته باد
در گلشن همیشه گل‏افشان سرمدی‏
رقص نسیم و جوش بهاران خجسته باد
سرزد ز آسمان یقین کوکب رضا
این مژده بر شکسته حصاران خجسته باد
شد جلوه‏گر ز مشرق جان آفتاب عشق‏
باران نور، در شب یاران خجسته باد
سیراب شد کویر دل از چشمه‏سار نور
بردشت تشنه، ریزش باران خجسته باد
بشکفته بر لبان ظفر، غنچه‏های فجر
ای میر عشق، فتح سواران خجسته باد
شب را شکست جاده‏ی شبگیر آفتاب‏
گلبانگ نوش نوش خماران خجسته باد
میلاد مهر هشتم دین، حجت خدا
بر پیر پرخروش جماران خجسته باد

 

 

 

گردآوری :  سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

پنج شنبه 8/6/1397 - 16:1

 

بسمه تعالی

 

 

ای شکوه بارگاهت برتر از عرش برین‏
ای غلام کمترین درگهت روح الامین‏
ای غبار خاک کویت سرمه‏ ی چشم ملک‏
ای خدا را دست قدرت در درون آستین‏
ای گدای سفره ‏ی احسان تو جن و بشر
ای همای رحمت حق ای امام راستین‏
ای نبی را پاره‏ ی تن، ای علی را نور عین‏
قبله‏ ی هفتم ولی حق امام هشتمین‏
من چه گویم در مقامت کز جلال و مرتبت‏
مادرت باشد به عالم دخت ختم المرسلین‏
یک طوافت هفتصد و هفتاد حج اکبر است‏
قبله دلها توئی بهر قلوب مسلمین‏
ای که آهوی بیابانی ببوسد پای تو
ای که از بهر شتر شد صحن تو حصن حصین‏
بی‏ پناهم من پناهم ده که از فرط گناه‏
خواب راحت نیست چشمم را به روز واپسین‏
دست رد بر سینه ‏ام مولا مزن گر چه بدم‏
توشه ‏ای بر من عنایت کن که هستم بی‏ معین‏
شاعر «ژولیده» را مانند دعبل کن قبول‏
تا نگوید مدح کس را غیر آل طاهرین‏

 

 

 

گردآوری :  سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

دوشنبه 22/5/1397 - 23:5
x