کد: 9900

پرسش

با سلام وتشكر از توجه سریع شما به سوالات. سوالی پرسیده بودم و لطف كردید مرا راهنمایی كردید (اگر اشتباه نكنم كد 7741 ؟؟؟ بودم و در انتها سوال و جواب قبلی را past خواهم كرد)
خیلی با او صحبت كردم و تمام مطالب را خودش پیش پیش می گفت و در نهایت گفت كه او را دوست دارد وبه او گفتم كه این علاقه را نفی نمیكنم ولی شخص را اصلا قبول ندارم و اگر جای او بودم این اظهار علاقه را توهین به خود میدانستم زیرا كه او انسان كاملی نیست و تو را هم ناقص دانسته كه لایق این پیشنهاد دانسته و تو اگر هم با یك اقدام احساسی قبول كنی وقتی موفقیت دوستانی كه حتی بعضی امتیازات تو را نداشتند و همسرانی متشخص برگیده اند افسوس بی نتیجه خواهی خورد پس همین الان جلوی این حسرت را بگیر.
اظهار كرد كه او گفته واقعا دوستت دارم و به خاطر تو از همه خلافها دست میكشم و وقتی به دلم مراجعه میكنم میبینم من هم او را واقعا دوست دارم به او گفتم" این نوع علاقه و علاقه حقیقی شبیه دو پارچه قرمز اند كه اولی را رنگ كرده اند و دومی تارو پود قرمز دارد عشق تو از نوع رنگ شده است كه بعد از كمی استفاده از بین می رود ولی عشق واقعی هر چقدر هم كه بگذرد تغییری نمیكند " حرفها را قبول دارد وراهكاری برای پاك كردن این علاقه خواسته كه جوابی نداشتم وچون پشتم به شما گرم بود جواب را به بعد موكول كردم چه كنم؟
سوال و جواب قبلی را past می كنم
{{{ اطلاعاتی كه به سایت تبیان ارسال شده است .
پاسخ ما

نام :

با سلام. در بین انبوهی از پرسش هایی كه برای ما ارسال می شود، مشاهده ی پرسش هایی كه نشانه ی تعهد و اخلاق حرفه ایست، ما را بسیار خوشحال می كند (در روزگاری كه خودخواهی و فرار از پذیرش مسؤلیت های انسانی و رفتار های سوداگرانه، بیشتر تشویق و تأیید می شود). بنابراین پیش از هر سخنی از شما همكار گرامی سپاسگزاریم. توجه شما به ایشان را ارج می نهیم: زیرا اعتقاد داریم سرچشمه ی بسیاری از گرفتاری های اجتماع، رها كردن این نوجوانان نیازمند و سرگردان است. بنابراین با تمام انرژی و توانایی خود، پی گیر آنچه فرموده اید، خواهیم بود. 1. تحلیل شما از رفتار ایشان و زمینه یابی علل وابستگی او به شما، منطقی و علمی است. بنابراین واكنش او طبیعی است. 2. خدا را شكر كه تا كنون برخی از پدیده ها و روابط را هنوز تجربه نكرده است؛ همین جای شكر دارد و هدایت او را آسان تر می سازد. 3. به نظر می رسد در ایامی كه مسافرت هستید به یك همكار ”جانشین“، كه همانند شما آگاه، دلسوز و پی گیر باشد، نیاز دارید تا او را با چگونگی پی گیری با احتیاط و تا حدودی غیر مستقیم، آشنا كنید. زیرا قطع ارتباط در چنین شرایطی خطرناك است. حال اینكه این فرد چه كسی باید باشد و چه ویژگی هایی داشته باشد، بسته به نظر و شناخت شما از همكاران دارد (اگر لازم بود در این باره می توانیم تبادل نظر كنیم). 4. بهتر است درباره ی اعتیاد و اثرات آن بر روی رفتارهای فرد معتاد و رخ دادهای احتمالی، مانند ”سوء استفاده از دیگران“ و یا ”زوال وجدان اخلاقی“، با او صحبت كنید. گفت و گویی كه كمتر حالت نصیحت دارد و بیشتر جنبه ی اطلاع رسانی دارد. سعی كنید او را ادار كنید كه پیش بینی كند كه پی آمد هر رفتار آنی و هیجانی او چه خواهد بود. 5. مهارت ”نه“ گفتن را در او پرورش دهید. برای این كار اعتماد به نفس و خود پنداره ی او را، با ستایش های مناسب از ویژگی های خوب او، تقویت كنید. 6. درباره ی معرفی كتاب، زمینه های علاقه ی او را بیان كنید تا كتابی مناسب پیدا كنیم. امیدواریم سفر شما به سلامتی و موفقیت طی شود تا نوجوانان را در ”سفر زندگی“ یاری كنید. خدانگهدار

E-mail :
ziba52@hotmail.com

از :
تهران

سن :


تحصیلات :
لیسانس

نوع شغل :
معلم

زمان دریافت مطلب :
دوشنبه 29 اردیبهشت 1382 ساعت : 11:07:33 PM

نشانی یا تلفن :
2532374

مطلب شما :
با سلام وتشكر فراوان از این سایت بسیار عالی. *****لطف كنید به طور عام مطرح نشود.***** من سوالی دارم كه شاید در ابتدا عجیب به نظر برسد من دبیر دبیرستان دخترانه ای در منطقه 15 هستم دانش آموزی دارم كه بیش از حد نسبت به من اظهار علاقه میكند البته در خانوادهای با 12 بچه زندگی میكند كه او فرزند ششم است از نظر مالی مشكل عمده ای ندارند ولی بالاخره 12بچه وخرجهای امروز...به نظر من همین كه مادرشان بتواند به پخت وپز وشست و شوی انها برسد هنر كرده وشاید به همین دلیل او دچار چنین كمبود عاطفه شده از نظر هوشی خوب است و ازآن دسته افرادی است كه همه را در مدرسه عاجز میكندولی تا كنون از نظر اخلاقی مشكل نداشت ولی الان یك ماهی است كه از علاقه به پسر همسایه كه معتاد هم هست صحبت میكند و البته بیان میكند تا من به او اجازه ندهم او صبر میكندحال وظیفه من چیست؟مشاوره مدرسه را قبول ندارد خانواده هم فقط میتوانند اورا تنبیه كنند من خیلی با او صحبت كردم او اشتباه بودن كارش را تایید میكند ولی ...الان كه یك فاصله سه ماهه تابستانی در پیش داریم من بسیار نگران هستم چون آنقدر كله شق هست كه با خودش لج كند.و البته من یك سفر درپیش دارم و اصلا قادر نیستم با او در تماس باشم.چه راهنمایی میكنید؟؟/و چه كتابی پیشنهاد میكنید كه هم برایش جذاب باشد هم آموزنده؟ پیشاپیش از شما كمال تشكر را دارم.}}}
خداوند همیشه پشت و پناهتان باشد.

پاسخ

با سلام.
شما مثال خیلی خوبی برای ایشان بیان كرده اید كه واقعیت را عمیق نشان می دهد. ولی ایشان اكنون در اوج قله ی احساس به سر می برد و شاید نتواند عاقلانه فكر كند و از این گونه بحث ها آنگونه كه ما انتظار داریم، نتیجه گیری كند. زیرا هر چقدر به شما علاقه داشته باشد، توجه شما به اندازه ی جنس مخالف!؟ اثر ندارد؛ آنهم دختری كه در آن شرایط خاص خانوادگی زندگی می كند كه با دنیای عواطف لطیف و ظریف، كمتر به او توجه می شود. پس توجه ایشان برای او خیلی ارزش مند است. زیرا در خلال این گونه توجه ها، او خود را ارزش مند می یابد. ارزشی كه همواره به دنبال آن است (اینكه دیگران به او نیاز دارند). اگر می توانید او را یاری كنید تا تمرین كند زمانی را كه به او فكر می كند، كاهش دهد و به جای آن افكار و كارهای سازنده و مفیدتری را جایگزین سازد. اگر بتوانید حتی اندكی در این باب موفق شوید، بسیار ارزش مند است. همان گونه كه مشاهده می كنید پی گیری چنین مواردی بسیار ظریف، وقت گیر و شاید دشوار باشد.
خلاصه ی كلام اینكه برای از بین بردن هر عادتی، باید جایگزینی مناسب برای آن پیدا نمود.
آیا در موارد دیگری كه در پاسخ قبلی به آن اشاره كرده بودیم، اقدامی انجام دادید؟ چنانچه ما را آگاه كنید خوشحال می شویم.
بار دیگر از توجه و پی گیری شما سپاسگزاریم.

مشاور : آقای دارابي | پرسش : سه شنبه 20/3/1382 | پاسخ : سه شنبه 20/3/1382 | | | 0 سال | تربيتي | تعداد مشاهده: 24 بار

تگ ها :

UserName