کد: 63187

پرسش

موضع اسلام در رابطه با عشق چیست.. لطفا كمی در مورد عشق و حرف دین در این مورد و كمی اطلاعات بیشتر به من بدهید

پاسخ

با سلام و تحیت.
دوست عزیز!

عشق یعنی توقف در مقابل امری كه انسان در آن خوبی و حسنی بزرگ می بیند. بدین معنی كه انسان به گونه ای شیفته او می شود كه حاضر است همه یا قسمت قابل توجهی از توانایی ها و امكانات خود را در راه آن فدا كند. عشق به معنای شدت علاقه قلبی است، و حقیقت آن امری طبیعی و غیر اختیاری است؛ یعنی علاقه شدید پیدا كردن به چیزی یا به كسی، بدون اختیار و انتخاب پدید می آید، و چه بسا خود انسان هم نمی داند كه این علاقه شدید ـ كه همه عواطف را تحت تأثیر خود قرار داده ـ چگونه حاصل شده است. به عبارت دیگر به وجود آمدن عشق، غیر اختیاری است، و لذا صرف عشق، به طور مستقیم نمی تواند حكم شرعی داشته باشد. حكم شرع به اعمال اختیاری انسان تعلق می گیرد. با این وجود، باید آن را ـ به مانند همه حالات و ملكات اخلاقی نفس ـ بررسی كرده و اگر تشخیص داد كه عشقی مطلوب شرع و عقل نیست، از طریق اسباب و علل، آن را تعدیل نموده و تقلیل داد، و سپس از دل بیرون راند. علمای اخلاق در ارتباط با شناخت این اسباب و علل و چگونگی تعدیل حالات نفس می توانند كمك كنند. عشق اقسامی دارد، و می تواند به صورت حقیقی و یا مجازی باشد. عشق حقیقی همان علاقه شدید قلبی نسبت به اصل خوبیها ـ خالق هستی، خداوند متعال ـ است، كه این عشق، اصیل، حقیقی و واقعی است؛ چرا كه اوست كه حقیقتا، دارای خوبی و حسن است، و همه خوبیها به او بازمی گردد. اما عشق مجازی، علاقه شدید پیدا كردن به مخلوقی مثل خود است، كه می توان یكی از موارد آن، و یا به عبارتی مهمترین مورد آن، را عشق انسانی به انسان دیگر دانست. این عشق اگر برگرفته از عشق به كمال و خوبیها باشد، پسندیده است، و در واقع رجوع به عشق حقیقی دارد. مثلا اگر كسی به خاطر صفات پسندیده و كمالات معنوی یك شخص عاشق او شود، نه تنها امری مذموم نیست، بلكه حكایت از سلامت فطرت می كند. عشق همچنین می تواند به خاطر امور طبیعی و فطری باشد، مانند علاقه و محبت فرزند نسبت به پدر و مادر و یا برادر و خواهر خود. این نوع علاقه و عشق نیز خوب و شایسته تقویت است. نشانه این كه عشقی نه به خاطر هوا و هوس، بلكه به خاطر عشق به كمالات و فطریات است این كه بر فطرت بزرگ اطاعت الهی ترجیح داده نشود. كسی كه حقیقتا به خاطر خوبی ها به كسی علاقه پیدا می كند، هر گاه دانست با آن، خوبی بالا و والاتری نابود می شود و سیاهی جای آن را می گیرد، سعی در اصلاح خود خواهد نمود.

اما ممكن است در بعضی مواقع این عشق انسان به انسان، بدون در نظر گرفتن معنویات و كمالات انسانی، بلكه به خاطر یك خوشایند ظاهری و زودگذر باشد. در این نوع عشق ترجیح خوبتر بر خوب مطرح نیست. عاشق، در این نوع عشق، تنها به دنبال ارضای احساس خود است؛ هر چه كه باشد، چه خوب و چه بد. این عشق راه به دیار سلامت نمی برد و پایدار هم نیست، و پایه های آن هر آینه ممكن است فرو بریزد، و به دنبالش آن عشق نیز تعطیل گردد؛ چرا كه این عشق بر اساس كمال ـ كه امری پایدار است ـ استوار نشده است. شخصی كه با دیدن چهره ای زیبا عاشق می شود، تا هنگامی به این عشق پایبند است كه نگاهش به فرد زیباتری نیفتد.

حاصل كلام آن كه به وجود آمدن عشق زمینی، به خودی خود، ارزش یا ضد ارزش نیست؛ و اگر هم مهم باشد، مهمتر از آن كنترل آن و بررسی و تحلیل نمودن آن است، كه معلوم شود از چه نوع عشقی می باشد؛ صحیح یا غیر صحیح. اگر صحیح است باید آن را تقویت كرد، و اگر غیر صحیح است آن را تعدیل نموده و به تدریج از قلب خود بیرون نمود.
پس از مطالعه اگر باز هم ابهامی داشتید با ما مكاتبه نمایید، در خدمتتان هستیم.

پیروز باشید.
مشاوره مذهبی_ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : يکشنبه 20/2/1383 | پاسخ : يکشنبه 3/3/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 15 بار

تگ ها :

UserName