کد: 62945

پرسش

اینكه می گن از خدا بخواهید كه هر چی مصلحت شماست همان شود آیا معنی اینرو میدهد كه ما تقاضاها و آرزوهای خود رو از خدا نداشته باشیم و فقط به خدا بگیم خدایا انچه كه به مصلحت ماست همان شود.
دیگه اینكه میگن فقط شكر خدا رو كنید و گله و شكایت نكنید اخه مگه می شه من بنده دردو دلم رو و خستگیام رو ار اوضاع به خدا نگم
لطقا این سوالهای منو جواب بدین.
با تشكر.

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
خواستن مصلحت از خدا به معنای به زبان نیاوردن ترجیح خود، و حتی پافشاری بر آن نیست. شما با عقل خدادادی خویش مصلحت خویش را پس از تتبّع و مشاوره و... شناسایی می كنید، و چون رسیدن به آن مورد بدون اذن الهی میسر نیست و ما همواره نیازمند راهبری های او هستیم، آن را با خدای خویش در میان می نهید و از او استمداد می كنید، لیكن از این نكته غافل نیستید كه شما با عقل و دارایی های محدود خود مصلحت سنجی كرده اید و گزینه ای را ترجیح داده اید، اما تجارب خطاهای گذشته این احتمال را برای شما جدی می كند كه بسا جهاتی باشد كه از چشم شما پنهان مانده است، و ممكن است آن ها نظر شما را برگرداند. از این رو با در میان نهادن موضوع با خداوند حكیم از او می خواهید كه نقیصه عقل و خرد شما را هم، در كنار نقیصه قدرت و ابزار شما، جبران كند، و اگر واقعاً آن تشخیص غلط است و مورد به مصلحت شما نیست یا شما را بدان نرساند و یا به الهام و اشاره عقل شما را هدایت كند.
اعتراف به این دو مورد ضعف ـ یعنی ضعف قوای ادراكی و تحریكی ـ انسان را وامدار خدا می كند و به مناجات با او وامی دارد.
خداوند را جبّار بدانید، اما جبّار نه به معنای زورگو و سلطه گر، بلكه یعنی جبران كننده نقایص؛ چنانچه او را در دعای جوشن كبیر چنین ندا می دهید: "یا جابر العظم الكسیر" یعنی ای جبران كننده و برپا كننده استخوان شكسته.
با این اعتماد به خدا هم در مورد تشخیص خود خواهش كنید و در وصول به آن كمك بخواهید، و هم مصلحت را بطلبید؛ و در هیچ موردی هم احساس بی نیازی نكنید، كه این استغنای از خدا، خروج از بندگی است. اگر كسی بگوید همین مورد به مصلحت من است، هر چه می خواهد بشود، در واقع او گفته است كه عقل من كامل است، و در تشخیص، چیزی نیست كه خداوند بداند و من ندانم!
البته از سیره اهل بیت می دانیم كه بنده در مقام گفت و گو با خدایی كه حكیم و قادر است می تواند از سر دِلال و ناز گاه سخن به گلایه هم بگوید: كه تو كسی هستی كه یوسف را چنان كردی و زكریا را چنین و... پس مرا چرا از خود می رانی!؟ مگر خدای بدان از خدای خوبان جداست!؟ و...
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 19/2/1383 | پاسخ : جمعه 1/3/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 21 بار

تگ ها :

UserName