کد: 62775

پرسش

اگر هدف از آفرینش انسان سعادت اوست چرا خدا موجودی را كه تا سعادت فاصله ی زیادی دارد آفرید ؟

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اگر سعادت بلافاصله و جبراً بعد از خلقت به انسان داده می شد، دیگر انسان آزاد، مختار و واجد فضیلت های منحصر به فرد نبود، كه احتمالاً به آن وضع بشر نیز نمی شد سعادت نام نهاد. كمالی در حقیقت كمال است و شایسته پاداش، كه انسان با اراده و اختیار و حسن تصمیم و با پای گذاشتن بر هوا و هوس و تربیت نفس خویش آن را كسب كند.
اگر به كسی به طور ناخواسته ثروتی ببخشند و ناخواسته هم از او بگیرند و از آن ثروت، مثلا بیمارستان و آسایشگاهی بسازند، این عمل فضیلت و ارزش برای او محسوب نمی شود؛ لذا كمال و ارزش این كار در وجود اراده و اختیاری است كه فاعل دارد.
خدا نیز اگر بشر را كامل می آفرید، بشر هرگز استحقاق تحسین و پاداش را نداشت.
قرآن می فرماید: "إنّا هدیناه السبیل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً» یعنی ما راه های نیكی و بدی را به انسان نشان دادیم تا او خود شكر گزارد ـ و فضیلت روحی و كمالی انسانی را دریابد ـ و یا این كه ناسپاس شود و از كمال به دور ماند.(دهر/3)
خداوند به جای اعطای یكباره سعادت، ارزش های بزرگ تری به او عنایت كرده كه به غایت بلندمرتبه تر از چیزهایی است كه به سایر موجودات عنایت فرموده است؛ فطرت پاك، توانایی و ظرفیت علم آموزی، آزادی و اختیار، كشیدن بار امانت الهی، كرامت و شرافت و برتری ذاتی بر سایر موجودات، جانشینی خداوند بر روی زمین، و به علاوه این كه همه مخلوقات بر روی زمین برای انسان آفریده شده اند. «هو الذی خلق لكم ما فی الأرض جمیعاً» یعنی همانا اوست كه آن چه در زمین است را برای شما آفرید.(بقره/29)
انسان دارای توانایی های منحصر به فردی است مثل استعداد ادراك و كشف خود و جهان، غلبه و سیطره بر جهان و مقابله با خواسته های متفاوت و انتخاب یكی از آن ها به میل خود و... این توانایی ها انسان را شایسته تكلیف كرده، و همین است كه به انسان حق انتخاب می دهد؛ و اصلاً سعادت در این جا تعریف شده و معنا می یابد.
احتمالاً شما به محدودیت هایی كه در راه سعادت انسان وجود دارد توجه بیشتری داشته اید. محدودیت ها و موانعی مثل وراثت، محیط طبیعی، انسانی و اجتماعی، تاریخ و زمان و... این عوامل لازمه جهان و پیشرفت آن است و بدون آن چرخ جهان نمی گردد.
صبحت درباره آن ها را به مجال دیگری وامی گذاریم؛ اما همین قدر اشاره می كنیم كه انسان به حكم نیروی عقل و علم از یك طرف و نیروی اراده و ایمان از طرف دیگر تغییراتی در این عوامل ایجاد می كند و آن ها را با خواسته های خویش منطبق می سازد و خود را به سعادت می رساند. و البته خداوند بر حسب ان چه به هر كس دارد هم از او انتظار دارد. «لیس للإنسان إلا ما سعی»
داشتن امكانات كم خود عنایت خاصی است كه انسان در آن شرائط می تواند پروازهای بلندی هم بكند؛ در عین این كه اگر در مرحله ای هم عقب ماند انتظار خدا از او كمتر از دیگران است. به عبارت دیگر، سعادت، در دادگاه الهی، به طور نسبی ارزیابی می شود.
در ضمن، نباید از امدادها و كمك های غیبی كه خداوند به شرط حركت و تلاش انسان به او وعده كرده غافل بود؛ پس می بیند كه سعادت چندان هم از انسان فاصله ندارد!
با امید سعادت و خوشبختی شما.
در پناه حق.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : پنج شنبه 17/2/1383 | پاسخ : سه شنبه 29/2/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 17 بار

تگ ها :

UserName