کد: 62619

پرسش

باسلام سوالی داشتم در مورد سوره عبس در ایه اول ان كه میفرماید "عبس و تولی"وایات بعد از ان تفسیرشان چیست وایاپیامبر مرتكب گناه شدهاست ویا خیر متشكرم

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
شأن نزول این آیه روزی است كه پیامبر اكرم(ص) با سران قریش ـ یعنی عتبة بن ربیع و ابوجهل و امیّة بن خلف و عباس بن عبدالمطلب ـ در حال گفتگو بود. گویا پس از رفت و آمدهای عباس بن عبدالمطلب قرار بود، مذاكره خصوصی بین پیامبر اكرم(ص) و آنان صورت گیرد؛ آن حضرت با خوی و ادب منحصر به فرد خود در یك سو، و آنان با خوی اشرافی و تكبّر در سوی دیگر در حال گفتگو بودند. ایشان امید داشتند كه آیات قرآن دیوارهای جهل و تكبر آنان را فرو ریزد، و از غرور و سركشی دست بردارند. در این هنگام عبدالله بن ام مكتوم كه نابینا بود وارد شد و بدون توجه به این كه ایشان در حال گفتگو با دیگران هستند با صدای بلند و مكرر گفت: ای رسول خدا! برای من بخوان و بیاموز از آن چه خدا به تو آموخته!
این حركت ناگهانی گفتگو را قطع كرد و در نتیجه همه كوشش ها را از میان برد و سران قریش را برآشفته ساخت. پیامبر اكرم(ص) جواب عبدالله را نداد و روی درهم كشید، و به گفتگوی خویش با سران قریش ادامه داد. پیامبر(ص) در دل خود گفت: این سران عرب خواهند گفت پیروان او از نابینایان هستند؛ لذا از عمل بی هنگام عبدالله ناخشنود شد و رسالت خود در ابلاغ به سران قریش را ادامه داد.
البته در ظاهر آیه دلالتی بر این كه خطاب متوجه رسول خدا باشد نیست، و برخی از مفسرین به استناد بعضی روایات گفته اند كسی كه روی در هم كشید، عبدالله بن شریح بن مالك بن ربیعه فهری است؛ اما غالب مفسرین به دلیل ضمایر پی در پی در آیات بعدی و وحدت سیاق آن كه خطاب ها منحصراً به شخص رسول خدا(ص) تعلق می گیرد، مقصود این آیه را نیز شخص نبی اكرم(ص) دانسته اند.
پس از این مقدمه باید گفت: با وجود این كه رفتار آن مرد نابینا بی هنگام و خلاف انتظار بود، و پیامبر در موقعیت حساسی قرار داشت، و شاید انتظار ایمان آوردن سران قریش را نیز داشت، اما خدای متعال مراقب رسول خویش است و اندیشه و حركات و نگاه و حتی خطوط چهره او را كه اسوه حسنه و كمال خلقت است را در نظر دارد، و با این آیات او را حتی در چنین موقعیتی نهی فرمود. این یعنی كمال دقت و مراقبت الهی در تربیت پیامبراكرم(ص)؛ چرا كه او «وإنّك لعلی خلق عظیم»(قلم/4)، «ولو كنت فظاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولك»یعنی اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می شدند.(آل عمران/159)
اما عبوس شدن نسبت به مؤمن منافاتی با عصمت ندارد؛ زیرا این حال از اتفاقاتی است كه برای هر كس در چنین مقامی و در چنان موقعیتی پیش می آید ـ «قل إنّما بشر مثلكم» یعنی بگو من انسانی مثل شما هستم.(كهف/110) ـ و اتفاقاً می تواند به این نكته منتهی شود كه پیامبر اكرم(ص) نیز از جنس ما انسان ها است، و عواطف و روحیات انسانی دارد. زمانی می توان این حالات وضعی كه در اثر كنش های دیگران به وجود می آید را منفی و غیراخلاقی دانست كه برای رسیدن به آمال و آرزوهای شخصی و منافع دنیوی و یا در مخالفت با یك حكم شرعی باشد، نه در مسیری كه پیامبر اكرم(ص) جان و مال خویش را بذل نموده و با تلاش فراوان سران قریش را جمع كرده تا به حرف های او گوش دهند.
البته در این آیه دلیل قاطع دیگری نیز هست كه همه رفتار پیامبر(ص) مقهور اراده الهی و وحی بوده است، كه بنابراین رفتار او ویژه و منحصر به فرد است و كمترین پدیده نفسانی مورد توجه الهی است و واقع می شود. این خود نوعی عصمت است. البته پیامبر از آن به بعد هر گاه عبدالله بن مكتوم را می دید، می فرمود: مرحبا به كسی كه پروردگارم درباره او به من عتاب كرد. و مورخین گفته اند در دو غزوه كه پیامبر از مدینه خارج شد، او را جانشین خود ساخت.
تفصیل بیشتر این ماجرا از نظر تاریخی و عقیدتی را می توانید در كتب تفاسیر و تاریخ جستجو نمایید.
در پناه حق.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : چهارشنبه 16/2/1383 | پاسخ : يکشنبه 27/2/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 13 بار

تگ ها :

UserName