کد: 62407

پرسش

آیا در حكومت پیامبر و امام علی از طرف حكومت اجباری برای حفظ حجاب صورت می گرفته است؟ دقیقا بفرمایید كه از بر اساس چه آیه و روایتی برداشت می شود كه حكومت اسلامی باید بانوان را مكلف به رعایت حجاب نمایند.
ممكن است مردم آن دوره خودشان به دلخواه و تحت تاثیر جو معنوی آن زمان حجاب اسلامی را رعایت می كرده اند اما سوال این است كه اگر در زمانی دیگر عده ای از مردم نخواهند حجاب اسلامی را رعایت بكنند آیا حكومت اسلامی و دولت اسلامی حق این را دارد كه حجاب را اجباری اعلام نماید و چنین پوششی را به آنها تحمیل كند ؟؟؟
در مورد رنگ مشكی برای روسری غیر از موردی كه به نقل از عایشه وجود دارد در منابع دیگر هم استفاده از رنگ مشكی آمده است ؟؟ و آیا این رنگ با توجه به مكروه بودن آن بطور خاص برای پوشش زنان مورد تایید پیامبر بوده است ؟؟؟؟
سوال دومم در مورد محدوده آزادی بیان است. مطالب آزدای بیان را در گنجینه عمومی سایت وزین تبیان مطالعه كرده ام و با توجه به آن مطالب؛ متوجه شدم كه در زمان پیامبر اسلام ادیان و مكاتب دیگر اجازه تبلیغ دین خود را داشته اند . اما آنچه من در مورد قوانین موجود در جمهوری اسلامی ایران شنیده ام این است كه ظاهرا در نظام جمهوری اسلامی پیروان ادیان دیگر غیر از اسلام اجازه تبلیغ دین خود را در مجامع عمومی ندارند و فقط مجاز به برگزاری مراسم بین همكیشان خود هستند .آیا توجه به اینكه در سیره پیامبر اینچنین نبوده و با توجه به شناخت ما از اسلام بعنوان یك دین كامل و مبتنی بر عقل و تاكید درمورد انتخاب دین و اعتقاد به اصول دین از راه جستجو و بررسی چنین قانونی در جمهوری اسلامی نادست نیست ؟؟؟چرا باید ترس وجود داشته باشد كه مردم با خواندن یا شنیدن مطالبی از ادیان دیگر گمراه شوند آن هم در جامعه ای كه رسانه های رسمی دین اسلام را تبلیغ می كنند؟؟؟ چرا مثلا كتاب انجیل نباید در كتابفروشی ها باشد تا هركس دنبال تحقیق و جستجو راجع به ادیان است بتواند به آن دسترسی داشته باشد . من مدتی پیش كتاب انجیل را از دستفروش های جلوی كتابفروشی ها خریدم در حالیكه مثل كتابهای دیگر هیچ اثری از نام ناشر و مشخصات كتاب در آن نبود و ظواهر نشان می داد كه از سیكل قانونی نشر كتاب عبور نكرده ؟؟ اینطور برخورد با آزادی بیان بیشتر شایسته مكاتبی ست كه توان و ظرفیت علمی خوبی ندارند ؟؟ من قصد ندارم حوزه علمیه تبیان را با دولت جمهوری اسلامی یكسان فرض بگیرم و محكوم كنم اما توقع دارم كه شما بعنوان درس خوانده حوزه علمیه و با توجه به اینكه نظریه پردازی در باب مسایل حكومت اسلامی از جمله وظایف و شوونات حوزه های علمیه است شما جواب شفافی به این سوال بدهید و اینكه این نحوه برخورد فعلی با مساله آزادی بیان چقدر اسلامی است با توجه به سیره پیامبر و امام علی و با توجه به اینكه می دانیم در حكومت امام علی خوارج تا زمانی كه اقدام مسلحانه علیه حكومت نكرده بودند آنقدر آزادی داشتند كه علنا و در مسجد علیه علی (ع) صحبت و تبلیغات می كردند؟؟؟
بنابراین؛ كلیه پرسشهای من دینی بوده و اصلا در صدد این نیستم كه به بحث سیاسی و حكومتی بپردازم بلكه می خواهم بفهمم دین اسلام چه نظری دارد و دیدگاههای عالمان و فرهیختگان حوزه به عنوان مبلغان اسلام چیست.
در نهایت از زحمات مكرر اینجانب عذر خواهی می كنم.
سوال سومم این بود كه لطفا اگر كتاب یا كتابهایی سراغ دارید كه در مورد سیره حكومتی پیامبر امام علی و امام حسن نگاشته شده است یا در حوزه های علمیه مورد استناد قرار می گیرد جهت استفاده اینجانب اسم و نویسنده آنها را مرقوم بفرماید.
از اینكه جهت جوابگویی به سوالات وقت می گذارید و زحمت می كشیدید كمال تشكر را دارم و برای شما آرزوی موفقیت می كنم.

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
سؤال شما را به طور اختصار چنین دسته بندی می نماییم.
1. مجوز شرعی پیگرد این جهانی و حقوقی برای بی حجابی.
2. رنگ مشكی برای پوشش و استناد آن به شرع مقدس.
3. آزادی بیان و تبلیغ در جامعه نبوی و مقایسه آن با قوانین جمهوری اسلامی.
4. فرق آزادی بیان و تبلیغ خوارج با آزادی تبلیغ دیگر ادیان.
اما سؤال اول:
آیات و روایات بسیاری بر حرمت بی حجابی رسیده است ـ (ر.ك. به پاسخ كد 15252) ـ اما چرا این حرام، پیگرد حقوقی و قانونی و حكومتی هم دارد، در حالی كه برخی كارهای دیگر هم احیانا حرام است و تعقیب قضائی ندارد؟
پاسخ اجمالی این است كه شئونات و رفتارهای انسان را می توان در دو حوزه بازشناسی كرد: رفتارهایی كه در حوزه خصوصی افراد است، و رفتارهایی كه در حوزه عمومی جامعه رخ می دهد.
حوزه خصوصی، حریم فردی و خانوادگی فرد است كه رفتارها ممكن است متصف به حرام شوند، اما پیگرد قانونی و حكومتی و مجازات دنیوی نداشته باشند. به طور مثال اگر كسی به شخصا، در خانه خود شراب بخورد، كار حرامی انجام داده است و معاقبه اخروی دارد، ولی بر حكومت اسلامی لازم، بلكه جایز نیست كه متعرض حریم خصوصی او شود، مگر این كه به نوعی از خصوصی بودن خارج شود؛ مثل برگزاری پارتی همراه با شرب خمر یا آمدن به حال مستی در جامعه و...
اما حوزه عمومی در مقابل حوزه خصوصی است و جایی است كه فرد در تعامل با دیگران می باشد.
با توجه به این تفكیك و با رجوع به آیات و روایات امر به معروف و نهی از منكر روشن می شود كه ارتكاب محارم در حوزه عمومی غیر از معاقبه اخروی، پیگرد دنیوی و حكومتی هم دارد. از این رو است كه متفكران و فقهای مسلمان برای نظارت بر این حوزه(حوزه عمومی)، احكامی تحت عنوان "دایره حسبه" و كسانی به نام "محتسب" قرار داده اند. كار محتسب نظارت بر حوزه عمومی و جلوگیری از شیوع حرام در آن می باشد.
"قریشی" در كتاب خود "معالم القربة فی أحكام الحسبة" می گوید: "حسبه" از سنن دینی است، و پیشوایان صدر اسلام به خاطر مصالح عمومی و به انگیزه ثواب، خود به این وظیفه قیام می كردند؛ و آن عبارت است از امر به معروف و وادار نمودن مردم به كار نیك، آن گاه كه كار نیك در جامعه ترك شود، و نهی از منكر و جلوگیری از كار زشت، وقتی كه كار زشت در جامعه ظاهر گردد."(معالم القربة فی احكام الحسبة، ابن اخوة قریشی، ص7)
امام علی(ع) نیز در این باره به برخی والیان خود می نویسد: "ومن الحقّ علیك حفظ نفسك والإحتساب علی الرعیة..." یعنی از جمله وظایف تو نگاهداری نفس خویش است، و احتساب رعیت ـ یعنی اصلاح امور آنان.(نهج البلاغه، نامه59)
"ابن خلدون" نیز در مقدمه خود می نویسد:"حسبه وظیفه ای دینی و شاخه ای از امر به معروف و نهی از منكر است و بر پیشوای مسلمانان واجب است این مقام را به كسی كه شایسته آن است اختصاص دهد و او را به انجام آن ملزم سازد. آن گاه محتسب به منظور انجام این امر همكارانی برای خود برمی گزیند و درباره منكرات و اعمال خلاف به جستجو می پردازد، و مرتكبان را تعریز و تأدیب می نماید، و مردم را به حفظ مصالح عمومی شهر وامی دارد."(مقدمه ابن خلدون، ص425)
برای تفصیل در این باره می توانید به كتاب "مبانی حكومت اسلامی"، آیت الله جعفر سبحانی، ص293ـ295 مراجعه نمایید.
خلاصه بیان این كه بی حجابی در حریم خصوصی ـ ولو با وجود نامحرم ـ گر چه حرام است، اما پیگرد قانونی ندارد؛ اما بی حجابی در حوزه عمومی جامعه حرامی است كه قابل پیگرد این جهانی است و حكومت اسلامی موظف به جلوگیری از آن است.
البته نمی توان انكار كرد كه وقتی گناهی عمومیت پیدا می كند، علی القاعده جامعه از نظر تربیتی و توجیهی دچار مشكل شده است؛ و لذا می بایست در قبل از هر چیز در راستای هدایت مردم و تعلیم و ارشاد آنان اقدام كرد؛ و سپس به با قوه قهریه اجرای آن را تعقیب كرد.
2. درباره رنگ مشكی روسری زنان باید گفت روایت خاصی در این موضوع نداریم، گر چه اصل كراهت لباس مشكی نیز از سوی برخی فقها محل اشكال است، و روایات آن را حمل بر زمانه خاص عباسیان و لباس خاص آنان می كنند.
اما به لحاظ دیگر شاید بتوان ترجیحی برای رنگ مشكی برای لباس رویین زنان پیدا كرد؛ از جمله وزانت و سنگینی و بیرون بودن آن از تنوعات و بازیگری ها. اما آن قدر كه به عنوان خاص حكم شرعی است، همان پوشش كامل است و رنگ موضوعیتی ندارد.
3. بین آزادی بیان و آزادی تبلیغ باید فرق نهاد. آزادی بیان محصول آزادی تفكر است. وقتی تفكر در امور مختلف از جمله ادیان را جایز بدانیم، علی القاعده بیان این تفكرات نیز جایز باید جائز باشد؛ اما تبلیغ استفاده از همه شیوه های بیانی ـ و از جمله ابزار عاطفه و احساس ـ برای جذب افراد به یك فكر یا یك دین است.
در تبلیغ لازم نیست حتما بیان، برهانی و مستدل باشد، و شخص مبلغ می تواند از جدل، شعر، خطابه و... هم استفاده كند، و بر مخاطب تأثیر بگذارد. همچنین تبلیغ در میدان عمومی اجتماع انجام می گیرد، و در اصل اقتضاء آن چنین است ـ بلكه گاه مبلغ از محافل علمی گریزان است؛ حال آن كه بیان تفكر باید ملازم با استدلال و برهان باشد، و معمولا مقید به مجامع خاص علمی و تخصّصی گردد.
در این باره شهید مطهری در كتاب های پیرامون انقلاب اسلامی و پیرامون جمهوری اسلامی بحث های زیبایی دارند كه بهتر است آن ها را ملاحظه فرمایید.
با این مقدمه، اگر به سراغ تاریخ صدر اسلام می رویم، می بینیم گر چه آزادی تفكر، انتقاد و پرسش وجود دارد، ولی هرگز آزادی تبلیغ مذاهب دیگر مجاز نیست؛ یعنی اگر هم رخ داده باشد نشانه ای از تأیید امامان معصوم(ع) یا پیامبر اكرم(ص) بر آن در دست نیست. حتی در مواردی به نص تاریخ پیامبر اكرم(ص)، از مطالعه كتب اهل كتاب توسط اصحاب جلوگیری كرده است، و بالاتر این كه حتی دستور داده اند كه «لاتأخذوا دینكم من مسلم أهل كتاب» یعنی دین خود را از مسلمانی كه در قبل از اهل كتاب بوده است یاد نگیرید.
آن چه در عهدنامه میان مسلمانان و یهودیان مدینه كه به مثابه قانون اساسی جامعه نبوی است آمده است جز این نیست كه "مسلمانان و یهودیان در انجام مراسم دینی خود آزاد خواهند بود."(ر.ك. به تاریخ پیامبر اسلام ـ دكتر محمدابراهیم آیتی ـ تجدیدنظر و اضافات از دكتر ابوالقاسم گرجی، ص234)
4. با توجه به آن چه گذشت می بینید كه آزادی بیان به خوارج و دیگران به طور مساوی داده شده است، اما اگر می بینید با خوارج مسامحه می شود به طوری كه به راحتی تبلیغ هم می كنند، فرقش این است كه خوارج لااقل قبل از جنگ نهروان جزو مسلمان بودند، و اختلاف آنان درون دینی بوده است؛ یعنی اصول اعتقادات دینی را مثل مسلمانان قبول داشتند و از لوازم حرف هایشان خروج از دین(ارتداد) نبود، ولو این كه خروج بر امام مسلمین كردند.
برای تحقیق بیشتر درباره آزادی بیان و عقیده، غیر از كتاب های معرفی شده از شهید مطهری، به كتابی با عنوان "آزادی" از استاد محمدتقی مصباح یزدی(چاپ دفتر نشر و فرهنگ اسلامی)، و كتاب "فلسفه حقوق بشر" از آیت الله جوادی آملی و كتاب "مبانی حكومت اسلامی" از آیت الله جعفر سبحانی، ترجمه داود الهامی، ص423ـ458 مراجعه فرمایید.
تذكر مجدد این نكته آن است كه ما در این جواب تنها در صدد بررسی مسئله از دید شرع بودیم.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 15/2/1383 | پاسخ : يکشنبه 3/3/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 201 بار

تگ ها :

UserName