کد: 62121

پرسش

به نام خدا
سلام علیكم
لطفا مطلب ذیل را نقد فرمایید :
شیعیان میگویند شورای مهاجرین و انصار برای انتخاب خلیفه و امام مسلمین نامشروع و باطل بوده است! امّا این ادّعا با نامة صریحی كه خود فرقة امامیه از علی نقل كرده اند مخالفت دارد، چنانچه در نهج البلاغه نامه ای از علی بدین صورت گزارش شده است:
(انه بایعنی القوم الذین بایعوا أبا بكر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیه فلم یكن للشاهد أن یختار ولا للغائب أن یرد، و إنما الشورى للمهاجرین والأنصار فان اجتمعوا على رجلٍ و سموه إماما كان ذالك لله رضی فان خرج عن أمرهم خارجٌ بطعنٍ أو بدعه ردّوه إلى ما خرج منه فان أبى قاتلوهُ علی إتباعه غَیرَ سبیل المؤمنین...)
( نامة ششم نهج البلاغه)
یعنی:«گروهی كه با ابوبكر و عمر و عثمان بیعت كردند بهمان طریق با من بیعت كردند، پس كسی كه شاهد بوده نباید دیگری را اختیار كند و كسی كه غایب بوده نباید منتخب آنها را رد كند، و جز این نیست كه شوری از مهاجرین و انصار است، بنابر این اگر آنها بر مردی اتفاق كردند و او را امام نامیدند این كار موجب رضای خداست، پس كسی كه بسبب طعن و بدعت از امر ایشان بیرون رفت او را بر میگردانند، اگر از برگشت خودداری نمود با او می جنگند كه غیر راه مؤمنان را پیروی كرده است».
این نامه علاوه بر نهج البلاغه در یكی از كتب معتبر و قدیم شیعه نیر دیده میشود كه آن‹وقعة صفین› تألیف نصر بن مزاحم السفری متوفی 412 هجری قمری است كه اخیراً در ایران تجدید چاپ شده است كه در صفحة 29 آن همین نامه آمده است.
با تشكر

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
در استناد به سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه، باید یادآوری كرد كه علاوه بر این نامه، موارد دیگری هم هست كه امام(ع) در آن به مسئله خلافت اشاره كرده اند. باید همه را با هم دید و با كمك هم هر یك را تفسیر و تآویل كرد.
در ارتباط با نامه مزبور عرض می شود كه روشن است كه این بیعت ـ با تأسی از بیعتی كه پیامبر اكرم(ص) از مردم برای خود گرفت ـ برای اتمام حجت و استحكام حكومت لازم بوده است. ماجرای نگارش این نامه از اتفاقات درس آموز تاریخ است. معاویه به دروغ خونخواه عثمان شده، و حضرت علی(ع) را متهم به قتل عثمان كرد، و از قبول خلافت او ممانعت كرد. امام علی(ع) با فرستادن یكی از یاران خود به شام و نگارش این نامه، حربه را از معاویه گرفت، و به او فهماند كه اگر مقصود تو اختیار مردم در انتخاب خلیفه است، با من نیز همچون سه خلیفه قبلی بیعت شده است، و بیعت مهاجرین و انصار كفایت می كند و لازم نیست از سایر بلاد ـ مثل شام ـ در آن دخالت داشته باشند، چنان كه در مورد بقیه نیز چنین بوده است.
ایشان در نامه دیگری به معاویه یادآوری می كنند: "نخستین چیزی كه لازم است مسلمانان انجام دهند، این است كه شخصی را به امامت برگزینند تا امورشان را اداره كند، و از او پیروی كند، اگر اختیار امام حق مردم باشد! ولی اگر اختیار این امر حق خدا و رسولش باشد نظر او برای مردم كافی است[و رأی مخالف با خدا و رسول بی اعتبار است]. و او خشنودی خود را از امامی كه برای آنان برگزیده بیان كرده و آنان را به پیروی از او دستور داده است... پس اگر خدای تعالی اختیار امام را به امت واگذاشته و حق آنان است كه برای خودشان امامی را انتخاب كرده و به او رأی دهند و انتخاب آنان بهتر از انتخاب خدا و رسولش برای آنان باشد و كسی كه او را اختیار كرده با او بیعت می كنند، بیعت هدایت باشد و یا امامی باشد كه اطاعت و یاری اش به مردم واجب است، آنان به اجماعی مرا بعد از مشورت به امامت برگزیده اند، و اگر اختیار و انتخاب امام فقط حق خدا باشد، پس او هم مرا برای امامت امت انتخاب كرده و مرا خلیفه آنان قرار داده و آن را در كتابش كه نازل فرموده و سنت پیامبرش امر به اطاعت و یاری من كرده است؛ و این قوی ترین حجت بر من است و وجوب مراعات حق مرا به روشنی بیان می كند."
در واقع امام علی(ع) با روش قیاس جدلی یعنی با تكیه بر مدعی و مطلوب طرف مقابل استدلال نموده و مطلوب خود را اثبات می نمایند. این نوع استدلال به معنی اعتقاد به مدلول آن نیست.
سیره عملی امام علی(ع) در برخورد با خلفای گذشته نیز این ادّعا را اثبات می كند كه ایشان مصلحت جامعه اسلامی را بر هر چیز ترجیح می دادند؛ لذا در عمل پشتیبان و دستگیر خلفا بودند، اما خلافت را ـ بر اساس دستورات الهی ـ حق خود می دانستند. "ما را حقی است كه اگر آن را به ما بدهند، بستانیم و اگر ندهند بر شتران سوار شویم و برانیم، هر چند شب و روز به درازا كشد."(نهج البلاغه، حكمت22)
و در جایی دیگر فرموده اند: "همانا می دانید كه سزاوارتر از دیگران به خلافت منم. به خدا سوگند، مادامی كه كار مسلمانان به سامان باشد و جز بر من به دیگران ستمی نرود، گردن می نهم؛ پاداش چنین گذشت و فضیلت آن را از خدا چشم می دارم، و به زر و زیوری كه بدان دل بسته اید و بر سر آن با یكدیگر رقابت می ورزید، دیده نمی گمارم.(نهج البلاغه، خطبه 74)
ایشان در خطبه2و3(صفین و شقشقیه) تفصیلاً ماجرای خلافت و نظر خود را درباره جانشینی رسول خدا بیان كرده اند كه شما را به آن ارجاع می دهیم.
البته ادله و دلایل امامت حضرت علی(ع) در روایات پیامبر اكرم(ص) و آیات قرآن كریم نیز وجود دارد.
درباره نظرات امام علی(ع) در مورد خلافت، خصوصاً ماجرای عجیب و غریبی كه معاویه بعد از این نامه به راه انداخت و از قبول خلافت حضرت علی(ع) امتناع ورزید، می توانید به كتب ذیل مراجعه نمایید:
1. "شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید"، ج1.
2. "تاریخ طبری"، ج4، ص231ـ229.
3. "الامامة و السیاسة"، ابن قتیبه، ج1، ص12.
4. "الإمام علی بی ابی طالب"، عبدالفتّاح عبدالمقصود، ج4، ص35.
و شروح مختلف نهج البلاغه.
در پناه حق.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : يکشنبه 13/2/1383 | پاسخ : شنبه 2/3/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 25 بار

تگ ها :

UserName
آخرين مطالب مشاوره
آر اس اس