کد: 62017

پرسش

با سلام
لطفا بفرمایید با توجه به آیه لا اكراه فی الدین چرا كسی كه متمایل به دین دیگری شد مرتد و محكوم به مرگ است؟؟ كسانی هستند كه بعد از تحقیق به دین دیگری اعتقاد پیدا كردهاند و آنرا حجت دانسته اند مگر نه اینكه انسا ن حق انتخاب در سربوشت خود دارد پس چرا نمی گذارید هر كس راه خود را بر اساس جهان بینی ودل خودش انتخاب كند و رابطه بین خود و خدای خویش را بر اساس ایمان خود تنظیم كند ؟؟ بسیاری از ما شناسنامه ای مسلمانیم نه اینكه با حضور دل آنرا پذیرفته باشیم و نتیجه این است كه اسلام و مسلمانی را هم بد نام می كنیم در ضمن فراموش نكنید كه محمد (ع) پیامبری بود كه از دل ها وارد می شد نه از در ها و دیگر اینكه هدف جهانی دین اسلام ایمان به یگانه گی خدا است نه اینكه همه مسلمان محمدی باشند چرا كه خداوند می فرمایید پیروان ادیان دگر هم اگر به دستوراتشان عمل كنند رستگار می شوند و منظور از عمل تقوی و پرهیزكاری بر اساس گفتار نیك و پندار نیك و عمل نیك است نه فقط نماز خواندن و روزه گرفتن به این شكل البته بنده تبلیغ زرتشتیت نمی كنم و نیز هستند انسنا های فرزانه ای كه خود را از تمام ایسم ها و مكاتب رها می كنند و فقط به خدا نظر دارند مانند عارفان هندی//// پس لطفا در این زمینه این حقیر را راهنمایی به فرمایید تا راه گشایم باشد
متشكرم

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اسلام پذیرش دین را بر اساس عقل و اندیشه قرار داده است و به تفكر و اندیشه، آزادی داده است. از سوی دیگرـ دین كه پذیرش قلبی است ـ اصلاً اكراه بردار نیست و آیه«لاإكراه فی الدین» هم همین نكته را گوشزد می كند. این آیه در واقع از یك واقعیت تكوینی خبر می دهد، نه این كه بخواهد فرمانی صادر كند مبنی بر این كه كسی را مجبور به دین نكنید! بلكه می خواهد بفرماید اصلاً به طور واقعی آن چه از دین می دانیم ـ كه اعتقاد قلبی جوهر و ذات آن است ـ قابلیت اجبار و اكراه ندارد، چون قلب از دسترس اكراه و اجبار غیر به دور است.
اسلام تأكید دارد كه قبل از ورود به دین خوب از اصول بنیادین آن تحقیق كند و از روی تحقیق بدان بپیوندد؛ اگر كسی واقعاً در راستای تفكر خویش اسلام آوردنش سال ها به تأخیر افتد اما بینه و بین الله مشغول تحقیق و بررسی باشد هیچ مؤاخذه و عقابی ندارد، بلكه همان تحقیقات پس از ایمان آوردنش برایش حسنه هم می گردد.
و شما می توانید بپرسید كسی كه در خانه شخصی مسلمان به دنیا آمده است و حال از روی تحقیق دین دیگری را به حق تشخیص داده است، چرا حق عدول ندارد و عدول او ارتداد است؟
دیگر این كه همان فرد اول پس از مؤمن شدن به اسلام(بعد از تحقیقات) اگر دوباره تحقیقات بیشتر انجام داد و به نتیجه ای متفاوتی رسید باز چرا حق عدول ندارد و او را در این صورت مرتد می نامند؟ اگر تحقیق شرط ایمان آوردن است باید بعد از آن هم باقی باشد، و اگر مثل سایر علوم و معارف به خطای تحقیقات خود پی برد بتواند برگردد؟!
پاسخ این است كه این دو نفر(چه او كه در خانه مسلمان بزرگ شده و حال تحقیق كرده و دین دیگری یافته است و چه كسی كه با تحقیق مسلمان شده و حال به اشتباه تحقیقات خود واقف شده و می خواهد برگردد) در ادعایشان از دو حال خارج نیستند:
الف) یا دین جدید را حق می دانند و به بطلان و عدم حقانیت دین اسلام علم یافته اند.
ب) یا نه دین جدید را حق می دانند و نه دین اسلام را باطل، بلكه صرفاً دین جدید را دل چسب تر یافته اند، بدون این كه پایه معرفتی معقول تری داشته باشد! كه در این صورت ادعای دوم پذیرفته نیست؛ و عدم پذیرش این ادعا هم معقول است، چون دین الهی كه بازی نیست كه یك روز به آن درآیی و از امتیازات آن بهره ببری، و سپس از آن دین بیرون بیایی و با این كار موجب وهن دین و توهین به دینداری شوی.
ظاهراً هیچ مبنای عقلانی قوی ای نتوان بر پذیرش این ادعا اقامه كرد.
اما ادعای اول كه ظاهراً پذیرشش شرط عقل است یعنی همان عقلی كه قبلاً حقانیت این دین را ثابت كرده حال حكم به خلاف می دهد چرا نتواند برگردد؟!
اینجاست كه شریعت اسلامی تبصره قایل شده و به چنین مرتدی كه ارتداد او از روی شبهه علمی ـ و نه شهوت عملی ـ است حكم به مجازات نمی كند. در واقع در مورد ارتداد از روی شبهه مجال تفكر به شخص داده می شود و با كمك علمی به او او را تا آنجا همراهی می كنند كه حقانیت دین اسلام را بیابد.
فرض این است كه از راه عقل و استدلال و شبهه علمی به این مطلب رسیده است كه اسلام ـ معاذالله ـ حق نیست و فلان دین حق است؛ خوب باید بتواند این را ثابت كند؟ یا از طرف مقابل عالمان دین بتوانند شبهات او را ـ كه منجر به ارتداد او شده ـ پاسخ دهند. این مناظره و مباحثه علمی می تواند هیأت منصفه ای داشته باشد تا قضاوت كند كه واقعاً طرف مذكور شبهه علمی دارد یا از روی شهوت عملی و هوس بازی دارد ادعای خروج از دین دارد؟
این راه حل كاملاً موجه معقولی است و نمی توان بدان خدشه ای كرد.
درباره ارتداد می توانید به پاسخ كد 4098 در بخش تازه های مذهبی سایت نیز رجوع نمایید.
نكته آخر این كه، دین حق تنها دین اسلام است؛ «إن الدین عند الله الإسلام». بله؛ كسی كه حجت بر اسلام بر او تمام نشده، و مثلا مسیحی و یهودی است، در این اعتقاد خود معذور است و مورد بخشش الهی.
این هم كه مشركین و بت پرستان اهل دوزخ اعلام شده اند، به این سبب است كه به وحی الهی می دانیم حجت بر توحید و معاد بر همگان تمام است. لذا انسان نمی تواند نسبت به پذیرش دین خاتم بی تفاوت باشد، و بگوید مسیحیت هم حق است، بلكه باید در جستجوی آخرین دین الهی باشد. مهم تسلیم خدا بودن است؛ و تسلیم خدا بودن در زمان ما به این است كه دین خاتم را جستجو كنیم و بیابیم.(دقت كنید)
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : يکشنبه 13/2/1383 | پاسخ : شنبه 26/2/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 20 بار

تگ ها :

UserName