کد: 49090

پرسش

سلام
با عرض خسته نباشید چند سوال مهم برایم پیش امده كه فكرمو مشغول كرده.
من دختری هستم 26 ساله و دارای كارشناسی ارشد.مادر و خواهر و خودم جلوی افراد مذكر و كلا" نامحرم روسری می گذاریم و به داشتن حجاب معتقدیم. اما این كار ما با مسخره اطرافیان همراه است و می گویند مهم قلب ادم است.حتی كسی را میشناسم كه مكه رفته نماز میخواند روزه هم میگیرد اما جلوی هیچ كس حجاب ندارد ولی حاجتش هم براورده میشود.آیا داشتن حجاب لازم است اگر هست پس چرا این همه كه حجاب ندارند به ارزویشان هم میرسندو سوال دیگر اینكه من خیلی به مادربزرگم میرسم به خاطر خدا همه كار میكنم حتی به جای مادرم كه مریض است به او كمك میكنم.پس خدا چرا پاداشم را نمیدهدومنچون اهل دوستی با پسری نیستم و اهل اینجور معاشرتها نتوانسته ام خواستگار خوبی داشته باشم. یعنی خدا به من كه فقط اهل كمك و عبادت ودرس هستم هیچ پاداشی در این دنیا نمیدهد.و لطفا"بگویید حجاب لازم هست یا فقط عبادت و پاكی قلب هم بدون حجاب كافی است.ممنونم و منتظر دیدن پاسخ شما.لطفا"سوالمو چاپ نكنید .

پاسخ

با سلام و تحیت.
دوست گرامی!
باید توجه داشت كه تعالیم اسلام یك مجموعه به همه پیوسته و منسجم است، و هر جزء آن با اجزاء دیگرش می بایست همراه باشد تا انسان را به هدف خود برساند؛ یعنی اسلام تشكیل شده از مجموعه ای از دستورات و تعالیم الهی كه ایمان و عمل به مجموع آن ها لازم است.
به عبارت دیگر مؤمن و مسلمان واقعی كسی است كه به مجموعه دین ایمان داشته باشد، كما این كه متقی واقعی كسی است كه به همه احكام اسلامی عمل می كند.
خداوند می فرماید: «إن الذین یكفرون بالله و رسله و یریدون أن یفرقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و یریدون أن یتخذوا بین ذلك سبیلاً أولئك هم الكافرون حقاً واعتدنا للكافرین عذاباً مهیناً» یعنی كسانی كه خدا و پیامبران او را انكار می كنند و می خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند و می گویند: به بعضی ایمان می آوریم و بعضی را انكار می كنیم، و می خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب كنند، آنان در واقع كافراند، و برای كافران مجازات خوار كننده ای فراهم ساخته ایم.(نساء/150و151)
كما این كه فرمود: «إنما یتقبل الله من المتقین»
بنابراین ایمان و رعایت مجموعه دین و تعالیم و ارزش های الهی ملاك سعادت است، و ایمان و عمل انسانها هم به صورت به هم پیوسته محاسبه می شود، و اعمال نیك و بد با هم لحاظ می گردند.
البته در مورد اعمال و وظائف دینی باید گفت كه همه در یك مرتبه از اهمیت نیستند، ولی این بدان گونه نیست كه ما نیاز به عمل به همه اجزاء دین نداشته باشیم. در روایات داریم كه برخی گناهان باعث از بین رفتن ثوابها و اعمال صالح می شوند. بنابراین انسان هر لحظه از عمرش، و در همه ابعاد زندگیش، باید مطیع و فرمان بردار خداوند باشد، و به خود مغرور نشود.

در مورد خواستگاری، بایستی در ابتدا برای شما از درگاه خداوند مهربان آرزوی خوشبختی نموده و سپس توجه تان را به یك قاعده كلی جلب می كنیم كه می تواند راهگشای این گونه مشكلات باشد.
خداوند در قرآن كریم ـ (بقره/216) ـ می فرماید: «عسی أن تكرهوا شیئاً وهو خیر لكم وعسی أن تحبوا شیئا وهو شر لكم والله یعلم وأنتم لاتعلمون» یعنی چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن كه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید حال آنكه شر شما در آن است؛ و خدا می داند و شما نمی دانید.
پروردگار جهان با این لحن قاطع می گوید: افراد بشر نباید تشخیص و خواست خودشان را در قضاوت پیرامون مسائل مربوط به سرنوشت حاكم سازند، چرا كه علم آنها از هر نظر محدود و ناچیز است، و معلوماتشان در برابر مجهولات همچون قطره ای در برابر دریاست.(تفسیر نمونه، ج2، ص106)
با توجه به بیان این آیه توكل به خداوند یك امر اعتباری و دستور اخلاقی نیست، بلكه یك حقیقت است.
البته نباید كسی گمان كند كه معنای توكل ترك كسب و عمل و ترك تدبیر و فكر در امور خود است. ما هم باید به وظیفه عمل كنیم و به اسباب و علل توجه كنیم؛ اما آنچه بر ما است بیش از عمل در محدوده دین و در منطقه مجاز شرعی نیست، آن هم نه به شكلی حریصانه و طمع آلود، بلكه همراه با وقار و حفظ مكارم اخلاق. پس از عمل به وظیفه است كه باید به خددا امیدوار بود و توكل كرد كه "الخیر فی ما وقع". این معنای صحیح توكل است.
ما باید در اموری كه قدرت تكوینی و اجازه شرعی انجام آن را داریم تلاش كنیم، و این دستور دین است؛ پس از آن هر چه خواست خدا است واقع می شود، و حتما آنچه صلاح است پیش می آید.
شما نیز از همه تواناییها و ظرفیت های موجود خود برای رسیدن به خواسته درستی كه دارید تلاش كنید؛ اما وقتی سهم خود را، بر اساس قدرتی كه خداوند به شما واگذار كرده و اجازه داده است، انجام دادید و باز به خواست مورد نظر خود نرسیدید، آنگاه هرگز نگران نباشید و كار را به خدا واگذارید. پس از این، اتفاق نیست كه كار می كند ـ كه اساس در عالم هیچ چیز به طور اتفاقی واقع نمی شود ـ بلكه این خدای حكیم است كه آنچه خیر شماست را عملی می گرداند، و هرگز شما را به حال خود وانمی گذارد.
در روایتی از امام صادق است، به این مضمون كه "خدایا! امور را به من وامگذار، بلكه هر چه بیشتر بر عهده خود قرار ده، كه تشخیص و مقدر تو خطا ندارد، و حتما به صلاح و خیر من است."
پس باز هم از خدا بخواهید و یقین بدانید كه خداوند مهربان آنچه خیر شماست انجام خواهد داد.
در آخر تذكر این نكته را مفید می دانیم كه به موجب آیه فوق ـ «عسی أن تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شر لكم» ـ همیشه این برخورداری ها به صلاح صاحب نعمت نیست. گاه نعمت برای گناهكار برای استدراج و توغل در گناه است؛ و گاه هم این به خاطر آن است كه پاداش خوبی ها در همین دنیا داده شود و در آخرت طلبی برای او نباشد. و البته اینها برای كسانی كه آلودگی های معنوی جدی دارند. گاهی هم نعمت برای امتحان است. لذا نباید به صرف نعمت خیال كرد كه شخص مقرب درگاه الهی است.
ما خوشبختی شما را از خدای مهربان خواهانیم.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 25/11/1382 | پاسخ : جمعه 8/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 22 بار

تگ ها :

UserName