کد: 48764

پرسش

با نام و یاد خدا
پسری هستم 17 ساله البته در آستانه 18 سالگی . راستش زود میروم سر اصل مطلب
ازدوران كودكی از تاریكی می ترسیدم .خوب بالاخره دوران كودكی هم گذشت و به دوران نوجوانی رسیدم.در این دوران نیز بازهمان ترسم در من وجود داشت.این را هم اضافه كنم نمی دانم این درد راچشیده اید یا نه ولی باور كنید من در زندگی خیلی عذاب و درد دیده ام ولی هیچ یك مرا این گونه ناراحت نكرده است.خوب وقتی با سن 16یا 17 سالگی رسیدم نه تنها این مشكلم برطرف نشد بلكه بدترهم شد.شاید بپرسید مگر اتفاقی افتاده؟ باید بگویم بله یكی دو سال پیش فیلم جن گیر را گرفتم و تماشا كردم و از آن به بعد وضعم بدتر شد. البته من خیلی كتاب در این مورد خوانده ام ولی هنوز
خوب نشده ام. شاید بگویید این دورانی دارد و می گذرد ولی باور كنید من خیلی سعی كرده ام ولی نشد. راستش وقتی می بینم برادرم و یا هم سن و سالانم چقدر شجاع هستند احساس سر شكستگی دارم.
همچنین این را اضافه كنم كه من این موضوع را به هیچ كس حتی به عزیز ترین كسم نگفته ام واین اولین بار است و از شما تقاضای عاجزانه دارم به من كمك منید باور كنید یك عمر مرا مدیون خود خواهید كرد.
با تشكر فراوان از كسانی كه این صفحه را درست كرده واز همه عزیزانی كه در این سایت مشغولند.
خدانگهدار

پاسخ

سلام دوست عزیز خوشحالم كه با ما تماس گرفتی . ای كاش این ارتباط را زودتر از اینها برقرار می كردی تا مشكلت زودتر حل شود . چون اگر در همان كودكی به بزرگتر هایت می گفتی كه تو را به مشاوره ببرند و یا این كه خودت از مشاورین مدرسه كمك می گرفتی ، خیلی زودتر از اینها مشكلت برطرف شده بود و دیگر این همه عذاب نمی كشیدی .
حالا هم الحمدالله دیر نیست و خوب كاری كردی كه مسئله ات را مطرح كردی .
امیدوارم كه بتوانم با این اطلاعات اندك ، كمكت كنم .{ چون احتیاج به اطلاعات بیشتری در زمینه وضعیت خانوادگی ات دارم ( از نظر جنسیت و تعداد افراد خانواده ؟ وضعیت اجتماعی ، تحصیلی و اقتصادی آنها ، و نوع ارتباطات خانوادگی ) و این كه از چه موقع و چطور این ترس در شما شروع شد ؟ و برخورد های اطرافیان به چه صورت بود ؟ }
دانستن جواب این سوالها برای حل مشكل خیلی مفید است . در حال حاضر من به شما راه حلی می دهم كه اگر مفید بود ، فبها و گرنه شما در تماس بعدی سعی كن این اطلاعات را به من بدهی تا انشاءالله آن موقع بهتر بتوانم كمكت كنم .
ابتدا یك اطاق در بسته و یا جایی كه برای مدتی بتوانی تنها باشی پیدا كن و سعی كن از حدود یكی دو ساعت مانده به غروب آنجا باشی . سعی كن در آرامش كامل باشی و با چند تنفس عمیق این آرامش را بیشتر كنی. همانجا بمان ( و البته می توانی كار یا سرگرمی كه خودت بیشتر می پسندی انجام بدهی و مشغول باشی ) تا غروب شود و شب و تاریكی بیاید و تاریكی را احساس كنی . (این اطاق باید طوری باشد كه به راحتی به چراغ دسترسی داشته باشی ) با اولین شروع ترس در خودت، چراغ را روشن كن. وقتی خوب اطراف را دیدی و خیالت راحت شد كه هیچ فرقی نكرده و همان اطاقی است كه عصر آنجا بودی، دوباره چراغ را خاموش كن و سعی كن بدانی كه در این اطاق هستی و هیچ اتفاق خاصی هم در آن نیافتاده است و اجازه بده مدت بیشتری بگذرد . سپس مجدداً چراغ را روشن كن و ببین كه باز هم همانطور است و دوباره چراغ را خاموش كن و سعی كن این بار مدت بیشتری در تاریكی بمانی . ولی در این فاصله اگر دیدی كه باز هم ترس داری یك بار دیگر چراغ را روشن كن ولی خیلی كوتاه؛ فقط برای اینكه مطمئن شوی هیچ تغییری ایجاد نشده است و دوباره چراغ را خاموش كن . و هر وقت هم دیدی كه نمی توانی ادامه دهی و یا خسته شده ای، دیگر ادامه نده و رهایش كن و از آنجا بیا بیرون و یا چراغ را روشن كن ودیگر خاموش نكن .
البته اگر دیدی كه برایت مفید است ، یك موقع دیگر باز هم این كار را بكن و باز هم سعی كن در آرامش كامل این كار را مانند دفعه قبل انجام دهی ، و مدت ماندن در تاریكی را هر بار افزایش بده ( البته به صورتی كه وقتی در تاریكی قرار می گیری ترسی نداشته باشی ) و بعد كه متوجه شدی كم كم مشكل در حال حل شدن است می توانی این كار را در جاهای مختلف انجام دهی تا انشاء الله مشكل به طور كامل حل شود و دیگر ترسی نداشته باشی .
البته یك چیز را هم خوب است بدانی و آن این كه به هر حال به طور طبیعی هر چیز ناشناخته ای برای انسان تا حدودی ترسناك است و یكی از آنها قرار گرفتن در تاریكی است كه ممكن است كمی ( نه آنچنان كه مانع از زندگی راحت شود ) ترس را به همراه داشته باشد .
من منتظر تماس بعدی شما هستم تا از نتیجه كار با خبر شوم و اگر مفید نبود اطلاعات لازم را به من بده تا بتوانم بهتر كمكت كنم .
كارشناس بخش اجتماعی ( كد 1 )

مشاور : خانم پاكرو | پرسش : سه شنبه 21/11/1382 | پاسخ : دوشنبه 10/1/1383 | | | 0 سال | پای درد و دل شما | تعداد مشاهده: 17 بار

تگ ها :

UserName