کد: 47893

پرسش

باسلام
محبت و خشونت از نظر اسلام و جایگاه آن در اسلام چیست
خواهشمند است توضیح كامل حدود دو صفحه جهت ارائه به دانش آموزان باشد
با تشكر فراوان
بابایی

پاسخ

با سلام و عرض تحیت!
حكما عناوین و افعال را به سه دسته تقسیم می‌كنند:
1 ـ عناوینی كه تمام العلة بــرای حسن یا قبــح هسـتند؛ یعنی مطلقاً نیكو و خوب، و یا بد و زشــت هستند، از هــر كس و هـر جا و هـر زمـــان و هر مكان و....
2 ـ عناوین و افعالی كه مقتضی حسن و خوبی هستند؛ یعنی اگر مانعی سر راه آنها قرار نگیرد، خوب و نیكند؛ مثل راستگویی كه همیشه اقتضاء خوبی و نیكوئی دارد، مگر این كه مانعی ـ مثل به خطر افتادن جان یك انسان در اثر راست گویی ـ سر راه این اقتضاء را بگیرد، كه در این صورت راستگویی قبیح است، نه حسن.
در یك كلام، حسن و قبح این قسم مشروط به عدم مانع است.
3 ـ افعالی كه لااقتضاءاند؛ یعنی نه مقتضی حسن و خوبی در آنها هست و نه مقتضی قبح و بدی، بلكه وابسته به این كه ذیل چه عنوانی قرار بگیرند، بار ارزشی پیدا می كنند. مثلا وقتی در ماشینی در حال رانندگی هستید و بوق ماشین را می زنید، این "بوق زدن" فی نفسه نه خوب است و نه بد؛ ولی اگر این عمل به جهت آگاهی دیگران و عدم تصادف باشد خوب، و اگر به جهت مردم آزاری و تعدی باشد بد است. این قسم كاملاً نسبی هستند.
با توجه به این مقدمه مهم خودتان می‌توانید به تحلیل دو مفهوم محبت و خشونت بپردازید.
محبت و خشونت مسلماً از نوع اول نیستند، چرا كه لااقل در قرآن كریم از محبت نسبت به دشمنان حربی دین نهی شده است؛ كما این كه پاسخ خشونت آمیز به آنان جائز شمرده شده است.«محمد رسول الله والذین معه أشداء علی الكفار رحماء بینهم»
اما شاید بتوان محبت را از نوع دوم قلمداد كرد؛ یعنی محبت كردن همیشه اقتضاء خوبی و حسن دارد؛ و این مستلزم لزوم اخلاقی و حقوقی است، اگر مانعی نباشد. محبت نسبت به هم دینان كه واضح است نیكو است؛ نسبت به هم میهنانی هم كه به دین ما معتقد نیستند روشن است، و حتی نسبت به هم نوعانی كه سر دشمنی با انسان را ندارند باید محبت كرد. این در تعالیم دینی به صراحت آمده است.
برای نمونه امام علی علیه السلام به مالك اشتر می‌نویسند: «مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی زیرا مردم دو دسته هستند: دسته‌ای برادر دینی تو، و دسته‌ای همانند تو در آفرینش می‌باشند.»(نهج البلاغه، نامه52)
پس اصل بر محبت و مهربانی به دیگران است، مگر مانعی پیش آید. در این صورت، دیگر مهربانی اخلاقا و شرعا خوب نیست؛ چنان چه قرآن كریم درباره مجازات مرتكبین گناهان بزرگ می‌فرماید: «باید شما مؤمنان هر یك از زنان و مردان زناكار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه كنید، و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید.» (نور/2)
درباره محبت در اسلام می‌توانید به كد شماره 26004 هم رجوع كنید.
با این بیان روشن می‌شود كه خشونت نیز از نوع دوم است؛ یعنی اصل بر عدم خشونت و قبح آن است، مگر آن كه مانعی اقتضای خلاف آن كند.
مثلا، اعمال خشونت نسبت به مرتكبین به فحشاء، به خصوص در ملاء عام یا اعمال خشونت نسبت به دشمنان حربی ـ و نه هر كسی كه در دین ما نیست، بلكه هر كس كه مخالف و معارض دین ما است ـ خوب و قابل دفاع است، اما خشونت نسبت به هم نوع، همسایه، غیرهم دین كه زندگی مسالمت آمیز با ما دارد و … بد است و زشت.
با تتبعی در آیات قرآن به روشنی می‌توانید استعمال خشونت در موارد فوق را تأئید نمائید.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم .

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : دوشنبه 13/11/1382 | پاسخ : يکشنبه 26/11/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 21 بار

تگ ها :

UserName
x