کد: 38604

پرسش

سلام علیكم
با توجه به پیشرفت علوم چرا اصرار بر رویت هلال با چشم غیر مسلح میشود؟ مگر ملاك "حلول ماه جدید" نیست كه میتوان آنرا با محاسبات نجومی اثبات نمود؟
با توجه به مسئله اخیر (رویت هلال شوال) بفرمایید كه فرق بین این مطلب كه "حلول ماه برای بعضی از مراجع یقین شده و اعلام این مطلب به مقلدین خود و برگزاری نماز عید توسط بعضی از این بزرگواران" و " اعلان حكم حلول عید فطر" چیست. اگر مراجع به این نتیجه رسیده اند كه عید شده است پس چرا حكم نكرده اند؟ و نیز آیا یقین بعضی از مراجع نمی تواند دلیل و حجت برای مراجع دیگر گردد. بهر حال این تشتت در اعلام مطلب مهمی چون عید سعید فطر در نزد افكار عمومی مبهم و مشكل آفرین است مگر اینكه پاسخ به سئوالات فوق مفصلا برای عموم مردم تبیین شود. و مراكز علمی و حوزوی نقش مهمی در این راستا بر عهده دارند.

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
بیایید بررسی مسئله را از این سؤال آغاز كنیم كه ملاك حلول شرعی ماه جدید چیست؟
برای روشن شدن این سؤال به دو مقدمه توجه كنید:
مقدمه اول این كه بین فقها در این مسئله كه آیا دیدن ماه در یك نقطه سبب می شود تا در همه مناطق و همه كشورها عید اعلام شود یا آن كه دیدن ماه در هر نقطه برای همان محل قابل قبول است، بین فقهای بزرگ اختلاف وجود دارد. به طور مثال، مرحوم آیت الله خویی و بعضی از شاگردان ایشان ـ مانند آیت الله شیخ جواد تبریزی ـ اتحاد افق را شرط نمی دانند و به قول اول قائلند، ولی مشهور فقها به این مبنا اعتقاد ندارند و رویت هلال ماه را معیار برای حلول ماه در همان منطقه و مناطقی غربی آن می دانند. گرچه در این نظر هم باید گفت محدوده كشور و منطقه چندان واضح و روشن نیست و به نظر می رسد تركیبی از وسعت جغرافیایی و حوزه حكومتی در این زمینه دخالت داشته باشد. این مسئله ای نیست كه بتوان با تفاهم و تدبیر حل كرد. اختلاف فتوی در دوران غیبت امری اجتناب ناپذیر است و به هیچ عنوان نباید مسئله ساز باشد.
بر این اساس، اگر كسی مقلّد مرجعی باشد كه رؤیت یك منطقه را برای همه جا معتبر می داند و برای آن شخص دو شاهد عادل در كشوری دیگر اقامه شود كافی است كه به تكلیف حلول ماه عمل كند؛ اما كسانی كه مقلّد مراجعی هستند كه اتحاد در افق را شرط می دانند شیاع بین سایر مسلمین جهان یا اقامه دو شاهد عادل از یك كشور دیگر، كافی در اطمینان به حلول ماه نمی باشد.
لازم به ذكر است كه برخی موارد اختلاف مراجع در عید نیز می تواند از این حیث باشد.
مقدمه دوم این كه لازم است بین سه مفهوم تفكیك كنیم: تولد ماه، خروج ماه از محاق و رؤیت.
تولد ماه یعنی خروج ماه از افق زمین. با محاسبات نجومی می توان به طور دقیق ـ و حتی با مقیاس ثانیه و شاید كمتر ـ زمان تولد ماه را بدست آورد.
خروج از محاق یعنی بالا آمدن ماه تا درجه ای از افق كه از هاله نوری كه معمولا در هنگاه غروب آفتاب، در سطح افق سمت مغرب حاصل می شود و مانع رؤیت می گردد خارج شده، تا در حالتهایی بتوان آن را دید.
محاسبه این حالت نمی تواند قابل پیش بینی دقیق باشد؛ چرا كه مسئله شكست نور بر حسب عوامل متعددی ـ مثل درجه حرارت و فشار ـ تغییر می كند. بنا به نقلی كه نگارنده شنیده این عوامل را گاه تا یازده متغیر برشمرده اند. بله، با محاسبات نجومی می توان گفت اگر بالا آمدن ماه از فلان درجه كمتر باشد، به طور قطع هیچ شكست نوری نمی تواند آن را قابل رؤیت كند، ولی در افق بالاتر از آن قابل محاسبه و تعیین قطعی نیست.
رؤیت علاوه بر حصول شرائط بالا بستگی به این دارد كه شرائط آب و هوا ـ مثل ابری و مه آلود بودن هوا و یا گرد و غبار آن و .... مزاحمت نكند. رؤیت با چشم مسلح برای زدودن اثر این موانع می تواند مفید باشد.
اما مسئله این است كه معیار شرعی حلول ماه كدامیك از سه مفهوم زیر است؟ تولد ماه یا خروج آن از محاق یا رؤیت؟ در این مسائل هم اختلاف فتوایی هست.
مقدمه سوم آن چه در روایات آمده "رؤیت" را ملاك قرار داده، و فرموده است: «أفطر للرؤیة» یعنی با رؤیت افطار كن و یا در روایتی آمده است: "هر وقت هلال ماه رؤیت شد روزه گرفتن را شروع كنید، و هر وقت دوباره رؤیت شد(در انتهای رمضان) افطار كنید."
این رؤیت بنا به قولی منصرف به رؤیت حسی است نه با چشم مسلح، و بنا به قول دیگر طریقی است برای احراز خروج ماه از محاق و امكان رؤیت. شاید كسی هم باشد كه بگوید این طریقی است برای احراز تولد.
این هم اختلاف دیگری است كه مثل اختلاف قبلی جز با رفع اختلاف فقهی ممكن نیست؛ و همانطور كه گذشت، اجتناب ناپذیر است.
پس از این مقدمات، اگر همه این اختلافات فتوایی را كناری بگذاریم، و از آن صرف نظر كنیم، مسئله راههای اثبات رؤیت هلال ـ در اینجا همان رؤیت حسی ـ مطرح می شود.
اما راه های اثبات رؤیت هلال چیست؟
الف) خود انسان هلال را ببیند. اگر خود او دید و مطمئن شد كه اشتباه نكرده است، برای او حجت است و باید اگر در ماه شعبان اتفاق افتاده فردا را روزه بگیرد و اگر در ماه مبارك رمضان اتفاق افتاده است باید فردا را افطار كند؛ ولو هیچ كس دیگر سخن از حلول ماه جدید نگوید، مگر این كه اطمینانش به شك مبدل شود كه آیا واقعاً هلال بود یا توهم بوده است؟ به خصوص كه هلال شب اول ماه، هم بسیار باریك است و هم برای مدتی كوتاه ظاهر می شود.
ب) شیاع مفید اطمینان؛ یعنی عده ای بگویند ماه را دیده ایم به طوری كه از گفته آنان اطمینان حاصل شود. این اطمینان اگر از قول یك نفر هم حاصل شود حجت خواهد بود.
ج) گفته دو عادل كه بگویند ماه را دیده ایم.
توجه: فرق این دو آن است كه در شیاع بررسی عدالت لازم نیست، اما در شهادت دو نفر عدالت شرط است، یعنی باید عدالت داشتن آن دو ثابت شود؛ و اشتراك هر دو در این است كه شهادت آنان باید حسی باشد نه حدسی؛ یعنی بگویند خودمان دیده ایم، نه این كه از كسی دیگر نقل كنند یا مثلاً در میان مقلّدان مرجعی، به اعتبار نظر او، شایع شده باشد و خود ندیده باشند. تفاوت سوم این كه در شهادت دو عادل حصول اطمینان شرط نیست، ولی در شیاع اطمینان شرط است.
د) سی روز از ماه قبل گذشته باشد؛ چون ممكن نیست ماه قمری بیش از سی روز شود.
هـ) حكم حاكم شرع به اول ماه. لازم به تأكید است كه حاكم شرع یعنی فقیه جامع الشرائط برای فتوا؛ علاوه بر این كه می دانیم حكم غیر از فتوا است. فتوا خبر از احكام الهی است، اما حكم انشاء در موضوعات است؛ مثلاً این كه "تنها بر اساس رؤیت با چشم غیر مسلح هلال آغاز و پایان ماه ثابت می شود" فتوا است، اما این كه "امروز این معیار ثابت شده یا نه" حكم است. در این كه حكم حاكم حجت بر رؤیت هلال باشد یا نه، بین مراجع معظم تقلید اختلاف هست. مثلا آیات عظام سیستانی و وحید خراسانی قائل به حجیت حكم حاكم نیستند؛ ولی مشهور حكم حاكم را حجت می دانند.
توجه1: در فتوا هر كسی باید مقلد مرجعی باشد كه او را اعلم تشخیص داده، اما در حكم چنین فرقی نیست و حكم یك مجتهد جامع الشرائط برای همه ـ حتی سایر مجتهدین ـ حجت است؛ از این رو بین مقلّدین او و غیرمقلّدین فرقی نیست.
توجه2: معمولا، بین حكم حاكم شرع و راه های چهارگانه گذشته تعارض واقع شود؛ چون حكم جهت "اثباتی" دارد نه"نفی ای"، یعنی حاكم نمی تواند حكم كند كه امروز اول ماه نیست، تا برای كسانی كه "خود ماه را دیده اند" یا با "شهادت دو نفر عادل" یا "شیاع مفید علم" به تكلیف اول ماه(روزه یا افطار) عمل كرده اند، تعارض پیش آید. بلكه حاكم با داشتن بیّنه لازم، به وسیله حكم خود، تكلیف عموم را مشخص می كند و لذا بر همه ـ چه آنها كه ماه برایشان ثابت شده یا نشده ـ تكلیف معلوم می شود. تنها در یك صورت است كه این تعارض متصور است؛ و آن این كه كارشناسان با ادله اطمینان آور ادعا كنند كه رؤیت هلال در این شب اصلا ممكن نیست؛ مثلا ارتفاع ماه به حدی است كه هرگز ـ و با هیچ ضریب شكستی ـ از محاق خارج نمی شود. این ادعا ممكن است برای فقیهی اطمینان بیاورد و برای فقیهی نه. گمان نگارنده این است كه امسال همین تفاوت در اطمینان به ادعای كارشناسان باعث شد بعضی فقها شهادت بر رؤیت ماه را با این اطمینان تخطئه كنند و بگویند لابد توهم بوده است، و بعضی به این شهادت اعتماد كنند.
توجه3: از آنچه گفتیم روشن می شود كه تعارض بین دو حكم هم ممكن نیست. یعنی نمی شود مجتهد حكم كند امروز عید است و مجتهد دیگر حكم كند امروز عید نیست.(دقت كنید)
اما مسئله حكم كردن فقیه به حلول ماه، كه در سؤال شما آمده است.
یك مرجع تقلید مثل سایر مكلفان ممكن است از طرق سه گانه اول برایش اطمینان حاصل، یا حجت شرعی اقامه گردد كه اول ماه است؛ و در این صورت بر او واجب است كه تكلیف اول ماه را امتثال كند، و مثلاً اگر در انتهای ماه رمضان است افطار كند، چون روزه آن روز برای او حرام است.
حال آیا واجب است فقیه جامع الشرائط در صورت احراز ماه حكم هم بكند؟ چنین نیست و هیچ وجوبی ندارد.
این كه چرا گاهی حكم می كنند و گاهی نه، بسته به مصلحتی است كه احساس می كنند؛ مثلا به جهت احترام به رأی فقهای دیگری كه به هر علت رؤیت هلال را بعید می دانند.(ر.ك. به توجه 2)
در این صورت روزه بودن دیگرانی كه برایشان اطمینان حاصل نشده به نظر خود آن مرجع مجاز، و بلكه واجب است، و به هیچ وجه عصیان نمی باشد.(دقت كنید)
توجه: در صورتی كه فقیه جامع الشرائط رؤین ماه را احراز كند، ولی حكم نكند، چون او از شهادت شاهدان به اطمینان یا حجت شرعی رسیده است، واجب است كه به تكلیف خویش عمل كند؛ چنانچه ممكن است مقلدّی در یك شهر با رؤیت شخصی اطمینان كند ـ و علی رغم روزه بودن مرجع تقلیدش ـ افطار كند. لكن عمل او برای مكلفینی كه یكی از سه طریق اول برایشان حاصل نشده، لزوم آور نیست. آنها نمی توانند بگویند چون مرجع ما برایش اطمینان حاصل شده، ما كه مقلّد او هستیم باید افطار كنیم؛ مگر این كه از افطار آن مرجع ما هم هم اطمینان حاصل كنیم كه یا ماه حلول كرده و یا حتما دو عادل شهادت داده اند.
توجه كنید كه اطمینان یك حالت نفسی است، و شاید برای دو نفر كاملا متفاوت باشد. یعنی اگر اطمینان حاصل نشد ـ به خصوص با عدم افطار عده ای دیگر از مراجع و مانند آن ـ تكلیف قبلی خویش را باید ادامه دهد.
با این توضیحات خواستیم بگوییم كه عید بودن یك روز یا آغاز ماه رمضان یا هر ماه دیگری، اصلاً مسأله تقلیدی نیست تا فعل مرجع تقلید حجّیت داشته باشد، مگر این كه "حكم" كند، كه در آن صورت هم فرقی بین مقلدین و غیرمقلدین او نیست.
با همین بیان معلوم شد كه چرا نظر برخی مراجع برای برخی دیگر حجت نیست تا همگی یك جور عمل كنند، مگر آن كه حكم نماید.
اگر برای فقیه جامع الشرائطی حلول ماه با اطمینان شخصی او محرز شد، و حكم نكرد، این برای دیگران ـ چه مراجع دیگر و چه بقیه مردم، ولو مقلدین آن فقیه ـ حجت شرعی نیست، مگر این كه با اطمینان او برای ما هم اطمینان حال شود.
و اگر فقیه بر اساس شهادت دو عادل عمل كرد، اگر با احراز او دیگری اطمینان پیدا كرد كه واقعا دو شاهد عادل به درستی ماه را دیده اند، برای او هم این شهادت حجت شرعی است، مگر آن كه به سببی اطمینان به خطای آن شهود پیدا كند. برای مثال اگر به طریق علمی قطع گفته شده بود كه امشب رؤیت هلال امكان ندارد ـ چنانچه امسال برای بعضی این اطمینان حاصل شده بود.
با این توضیح روشن می شود عمل نكردن برخی مراجع، بر طبق نظر بعضی دیگر، نه از این جهت است كه ـ العیاذبالله ـ همدیگر را قبول ندارند، بلكه به خاطر این است كه هر كس بر اساس حجت شرعی ای كه برای او اقامه شده بود عمل كرده است.
یك نكته مهم: گرچه از اختلاف پیش آمده در عید فطر، به خصوص در امسال، باعث شد كه برخی خورده گیری كنند و احیانا از سر خیر خواهی پیشنهاداتی بدهند ـ كه البته لازم است مورد توجه قرار بگیرد ـ اما از یك نگاه دیگر به شرط آگاهی عمومی از مسائل دینی و توجه بیوت مراجع، نفس این اختلاف می تواند موجبات رحمت و ترقی مذهبی آحاد مسلمانان هم قرار بگیرد. این كه در یك كشور فعل یك مرجع برای سایرین الزام آور نیست و هر كسی باید اطمینان شخصی پیدا نماید، گرچه به ظاهر موجب می شود برخی روزه باشند و برخی مفطر، اما از منظری بالاتر زیباست و تابلویی برای امتثال تكلیف است؛ اختلاف نظری است بدون آن كه موجب تفرقه و نفرت اجتماعی باشد. تفاوت در نظر و عمل، بدون این كه به چالش و اختلاف اجتماعی بینجامد، خود نشان از فرهیختگی آن جامعه دارد. این سنت جوامع بدوی است كه تاب اختلاف نظر ندارند؛ والا، جوامع با هرهنگ در عین اختلاف با هم و به كمك هم به سوی هدف مشترك ـ كه همان اعتلای فرهنگی، اجتماعی و .... است ـ حركت می كنند.
با همه این تفاصیل به نظر نگارنده می رسد كه بهتر است لجنه ای متشكل از نمایندگان مراجع و مقام معظم رهبری تشكیل شود و امر تعیین حلول ماه به آنان واگذار گردد؛ و حكم آنان حكم رسمی برای مملكت اسلامی باشد.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 8/9/1382 | پاسخ : سه شنبه 18/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 38 بار

تگ ها :

UserName