• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کد: 38231

پرسش

سلام
1-قبلا از شما درباره دیه زن پرسیدم ولی شما درباره منابعی كه این مساله را از انجا استخراج كرده اند توضیح نداده اید.خواهشمند است كه درباره منابع دیه زن توضیح كامل بدهید.
2- در مورد زندگی ائمه لطفا منابعی را برای مطالعه معرفی كنید چون مشكل اصلی ما جوانها نبود منبع درستی از زندگی ائمه است.
3- بود ونبود امام زمان چه تاثیری در زندگی فعلی ما دارد؟

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1. منابع درجه یك در این ارتباط ـ كه منشاء فتوای مراجع بوده است ـ كتب روایی شیعه است؛ در تمام مجامیع روایی، قسمت "كتاب الدیات"، می توانید این روایات را ببینید. برای نمونه در كتاب مستدرك الوسائل، تألیف محدث نوری، ج18، كتاب الدیات، ص300ـ301، باب5، تحت عنوان: باب "أن دیه المرأة نصف دیة الرجل" سه روایت در این باره ذكر شده است.
2. مطالعه كتب ذیل را به شما توصیه می نماییم:
الف) امام در غیبت جامعه ـ محمدرضا حكیمی.
ب) سیره پیشوایان ـ مهدی پیشوایی.
ج) تاریخ سیاسی اسلام(در چند جلد)، رسول جعفریان.
د) حیات فكری امامان شیعه، رسول جعفریان.
و...
3. به طور كلی برای امام معصوم(ع) دو ولایت ثابت است.
الف) ولایت ظاهری و تشریعی؛ كه همان زمامداری دینی، اجتماعی و سیاسی است كه در آن غیر از تعلیم و هدایت مردم، جامعه را به سوی قسط و عدل رهنمون می شود. این ولایت متفرع بر ظهور و حضور امام معصوم است و در دوران غیبت ما از آن محروم هستیم.
با این وجود وجود امام زمان(عج) از نظر تشریعی هم مفید است. اجمالا عرض می شود كه حضور امام گرچه نعمت وجودی او را به كمال می رساند، و غیبت بسیاری از بهره های ما را محدود می كند، ولی نمی توان دوران غیبت را دورانی دانست كه ما از هدایت تشریعی امام معصوم به كلی محرومیم.
امام(عج) در پرده غیبت از چند جهت از لحاظ تشریعی به ما كمك می كنند.
یكی همین كه ما صاحب ولایت تشریعی را امام زمان(عج) ـ و تنها او ـ می دانیم. هیچ عالمی ـ ولو اعلم علی الاطلاق باشد ـ خود و ولایت و مرجعیت خود را جز در سایه ولایت حضرتش معتبر نمی داند. اگر به خود اجازه می دهد كه فتوایی بدهد یا به حكم ولایی حكمی صادر كند، به نیابت از امام است.
همین نسبت بین عالم دین و ولی مطلق الهی، از یك سو، روح احتیاط در عمل را به علماء ما و همچنین مؤمنین تزریق می كند. عالمی كه خود را طفیلی امام و در حقیقت ولی در ضرورت می بیند، هرگز ترك تازی نمی كند و نباید بكند.
خاستگاه مقام احتیاطی كه علمای ربانی در مصرف وجوهات و استفاده از حقوق شرعیه و همچنین اعمال ولایت خود دارند، همین است.
از سوی دیگر مردم نیز از باب اكل میته به تبعیت از غیر معصوم می نگرند و این، در عین حال كه احترام به عالم و احساس نیاز به او را ـ به عنوان كسی كه به امام و معارف او نزدیكتر است ـ كاهش نمی دهد، سطح توقعات آنان را از دین موجود تا حدودی تعدیل می كند. دین موجود محصول غایت تلاشی است كه توسط علمای صالح و سخت كوش ما برای شناخت دین خدا صورت گرفته است، ولی بالاخره تنها با حضور امام(عج) است كه می توان طعم دین كامل را چشید!
داستانها و حكایات متعددی در این مضمون از علمای ربانی نقل است و سینه به سینه در حوزه های علمیه به طلاب علوم گوشزد می شود.
احتیاط در برخورداری ها و تعدیل انتظارات مؤمنین از دین یك اثر تشریعی مهم برای حضور امام معصوم است.
از سوی سوم، كمك های امام زمان در دوران غیبت به بعضی از علما و غیر علما كم واقع نشده، و تراث اسلامی ما مملو از حكایات قابل استناد در هدایتها و دستگیری های امام و انصار ایشان از مردم است؛ و این می تواند نور امیدی برای مؤمنین نسبت به این باشد كه بالاخره اعمال ایشان تحت نظر ولی زمان است و او در بن بستها به كمك آنان خواهد شتافت.
این نكات وقتی بروز و جلوه خاصی می یابد كه انسانها غیبت امام را در اثر كوتاهی بشر در حفظ این گوهر ارزنده و استفاده از او بدانند. غیبت در نگاه شیعه ضرورتی بود كه به خاطر عدم قدردانی از حضور امامان(ع) بر بشریت تحمیل شده است.

ب) ولایت تكوینی و باطنی؛ كه توجه به حال انسانها به طور عام و به احوال مؤمنین به طور خاص است، تا راه رسیدن به كمال هیچگاه بسته نباشد؛ بلكه بالاتر از این در جای خود ثابت شده است كه مجرای فیض به همه عالم امكان، خلیفه خداست؛ و همه عالم امكان، كمالات اولیه(بود) و ثانویه(ترقی و كمال) را از ناحیه خدا به واسطه خلیفه اش در عالم دریافت می كند.
از این رو در حدیث معتبر است كه "لولا الحجة لساخت الارض اهلها" یعنی اگر خلیفه و حجت خدا در زمین نباشد زمین اهلش را فرو خواهد برد. منظور این كه نظام عالم به هم خواهد خورد.
این ولایت با جان و عمل انسان ها و بالاخص مؤمنان در ارتباط است و نیازی به حضور امام(ع) ندارد.
خلاصه همانطور كه حضرت علی(ع) در زمان حضور خویش مؤمنان دوردست را از این حیث سرپرستی می كرد، امام معصوم در غیبت نیز همان را می كند. آنچه عامل تضمین در دسترس بودن راه هدایت است و احیانا توفیق الهی است، و بالاخره آن چه كه از خیرات و خوبیها در جهان هست، به اذن الهی، از ناحیه آن ذات مقدس میسور می گردد.
از این رو است كه امامان را متولی تقدیرات می دانیم و اعمال ما به عرض او می رسد و... و هیچ یك از این ها منوط به حضور امام(ع) نیست. این ولایت با غیبت معطل نمی ماند.
شاید سؤال شود كه مگر خداوند برای محتاج واسطه است تا به وجود امام نیاز باشد؟
واقع امر آن است كه فیض خود خداوند مسبب الاسباب است، و لذا برای قرار این عالم احتیاج به هیچ واسطه ای ندارد ـ چه حجت حی و چه حجت غیر حی.
ولی از سوی دیگر حكمت الهی گاه اقتضائاتی دارد. مثلا حكمت او به این تعلق دارد كه جهان را بر اساس نظام اسباب و علل اداره كند، چه آن اسباب را بشناسیم و چه نشناسیم.
یكی از اسبابی كه خدا حكمتش بر آن تعلق گرفته، آن است كه قوام عالم را به وجود امام ـ آن هم امام حی ـ قرار دهد.
تفصیل و تبیین این حرف ها مجال واسع تری را می طلبد، كه شما می توانید برای آگاهی بیشتر به كتب ذیل مراجعه نمایید:
1و2. كتاب "علی(ع) مظهر اسماء حسنای الهی" و كتاب "عصاره خلقت"، از آیت الله جوادی آملی.
3. كتاب "مصباح الهدایة" از امام خمینی.
4. كتاب "شیعه در اسلام" از علامه طباطبایی، قسمت مسأله ولایت، ص197ـ177؛
در باره اصل سؤال شما نیز توصیه می كنیم كتاب "شیعه، مجموعه مذاكرات علامه طباطبائی با پرفسور هانری كربن"، ص107ـ83، تحت عنوان "اثر تصور امام غائب در تفكر فلسفی و اخلاقی و..." را حتماً مطالعه بفرمایید.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : چهارشنبه 5/9/1382 | پاسخ : پنج شنبه 13/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 24 بار

تگ ها :

UserName